ابن فتال نيشابورى حديث طولانى از رسول خدا صلی الله علیه و آله را در كتاب روضة
الواعظين نقل نموده:
شبى كه نطفه أميرالمؤمنين على علیه السلام منعقد گرديد در مكه تا چند روز زلزله شد
به طورى كه قريش دور هم جمع شده و تصميم گرفتند بتهاى خود را بالاى كوه
ابوقبيس ببرند و به آنها متوسل شوند تا اين بلا از آنها برطرف شود، بالاخره بالاى
كوه رفته و شروع به توسل به بتها كردند كه ناگهان كوه شروع به لرزش كرد به
گونهاى كه صخرههاى كوه ريخت و همه بتهاى آنها با صورت روى زمين افتادند،
قريشان با خود گفتند: ما ديگر طاقت تحمل اين مصيبت را نداريم، در همين حال
حضرت ابوطالب علیه السلام كه هيچ اهميتى به اين اتفاقات نمىداد بالاى كوه آمده و
شروع به سخن گفتن كرد:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ أَحْدَثَ فِى هَذِهِ اللَّيْلَةِ حَادِثَةً وَ خَلَقَ فِيهَا خَلْقاً
إِنْ لَمْ تُطِيعُوهُ وَ لَمْ تُقِرُّوا بِوَلَايَتِهِ وَ تَشْهَدُوا بِإِمَامَتِهِ لَمْ يَسْكُنْ مَا بِكُمْ وَ لَا يَكُونُ لَكُمْ بِتِهَامَةَ
مَسْكَناً فَقَالُوا يَا أَبَاطَالِبٍ علیه السلام إِنَّا نَقُولُ بِمَقَالَتِكَ فَبَكَى أَبُوطَالِبٍ علیه السلام وَ رَفَعَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى
يَدَيْهِ وَ قَالَ إِلَهِى وَ سَيِّدِى أَسْأَلُكَ بِالْمُحَمَّدِيَّةِ الْمَحْمُودَةِ وَ بِالْعَلَوِيَّةِ الْعَالِيَةِ وَ بِالْفَاطِمِيَّةِ
الْبَيْضَاءِ إِلَّا تَفَضَّلْتَ عَلَى تِهَامَةَ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ فَوَ الَّذِى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَقَدْ
كَانَتِ الْعَرَبُ تَكْتُبُ هَذِهِ الْكَلِمَاتِ فَتَدْعُو بِهَا عِنْدَ شَدَائِدِهَا فِى الْجَاهِلِيَّةِ وَ هِيَ لَا تَعْلَمُهَا وَ
لَا تَعْرِفُ حَقِيقَتَهَا فَلَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي وُلِدَ فِيهَا أَمِيرُالْمُؤمِنِينَ علیه السلامأَشْرَقَتِ السَّمَاءُ
بِضِيَائِهَا وَ تَضَاعَفَ نُورُ نُجُومِهَا وَ أَبْصَرَتْ مِنْ ذَلِكَ قُرَيْشٌ عَجَباً فَهَاجَ بَعْضُهَا فِي بَعْضٍ وَ
قَالُوا قَدْ حَدَثَ فِي السَّمَاءِ حَادِثَةٌ وَ خَرَجَ أَبُوطَالِبٍ علیه السلام يَتَخَلَّلُ سِكَكَ مَكَّةَ وَ أَسْوَاقَهَا وَ
يَقُولُ يَا أَيُّهَا النَّاسُ تَمَّتْ حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَقْبَلَ النَّاسُ يَسْأَلُونَهُ عَنْ عِلَّةِ مَا يَرَوْنَهُ مِنْ إِشْرَاقِ
السَّمَاءِ وَ تَضَاعُفِ نُورِ النُّجُومِ فَقَالَ لَهُمْ أَبْشِرُوا فَقَدْ ظَهَرَ فِى هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَلِيٌّ مِنْ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ
يُكْمِلُ اللَّهُ فِيهِ خِصَالَ الْخَيْرِ وَ يَخْتِمُ بِهِ الْوَصِيِّينَ وَ هُوَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ نَاصِرُ الدِّينِ وَ قَامِعُ
الْمُشْرِكِينَ وَ غَيْظُ الْمُنَافِقِينَ وَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ وَ وَصِيُّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ إِمَامُ هُدًى وَ نَجْمُ
عُلًا وَ مِصْبَاحُ دُجًى وَ مُبِيدُ الشِّرْكِ وَ الشُّبُهَاتِ وَ هُوَ نَفْسُ الْيَقِينِ وَ رَأْسُ الدِّينِ فَلَمْ يَزَلْ
يُكَرِّرُ هَذِهِ الْكَلِمَاتِ وَ الْأَلْفَاظ.[1]
يعنى: اى مردم! به دست خداوند تبارك و تعالى در اين شب حادثهاى رخ داده
و كسى خلق شده كه اگر او را اطاعت نكنيد و به ولايتش شهادت ندهيد و اقرار به
امامتش نكنيد اين اتفاقاتى كه برايتان رخ داده برطرف نمىشود و شما نمىتوانيد در
مكه زندگى كنيد، پس همه گفتند: اى ابوطالب علیه السلام ما نيز همان چيزى را كه تو مىگويى
گفته و مىپذيريم، پس ابوطالب علیه السلام گريست و دستانش را به سمت خدا براى دعا بالا
برد و فرمود: و اى خدا و سرور من از تو تقاضا مىكنم كه بحق محمدية المحموده و
بالعلوية العالية و بالفاطمية البيضاء (كه در واقع اسامى رسول خدا صلی الله علیه و آلهو
أميرالمؤمنين علیه السلام و فاطمه زهرا عليهاالسلام است) بر اهل مكه تفضلى بفرمايى و با رأفت و
مهربانى برخورد كنى به حق آن كه دانه را مىشكافد و مردم را نجات مىدهد اين
مصيبت را از ما برطرف فرما، در اين جا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اعراب در دوران
جاهليت اين كلمات را نوشتند و در زمان سختىها به آن متوسل مىشدند، در حالى كه
معنا و حقيقت اين كلمات را نمىدانستند، سپس فرمود: تا اين كه در آن شب كه
أميرالمؤمنين على علیه السلام متولد شد آسمانها با نور وجود ايشان روشن، و نور ستارگان
آسمان دو برابر شد، به طورى كه قريش از ديدن اين اتفاقات متعجب شده و با خود
مىگفتند: اتفاقى در آسمانها رخ داده است، در اين حال بود كه ابوطالب علیه السلام از خانه
خارج شد و در بيابانها و بازارهاى مكه به راه افتاد و مىگفت: حجت الهى تمام گشت،
مردم اطرافش جمع شدند و از علت روشنايى آسمان و نور بيش از حد ستارگان
پرسيدند، پس ابوطالب علیه السلام فرمود: ما را بشارت دادند كه در اين شب ولىاى از اولياء
الهى وارد دنيا شد كه خداوند تمام خصلتهاى نيكو را در او كامل كرده و به وسيله او
سلسله اوصياء را پايان بخشيده و او امام متقين و يارى كننده دين و خوار كننده و دفع
كننده مشركين و خشمگين در مقابل منافقين و زينت عبادت كنندگان و وصى رسول
خدا و پيشواى هدايت و ستاره درخشان آسمان و چراغ روشن گر در تاريكىها است
و او عين يقين و تمام دين است و دائم اين كلمات را تا صبح تكرار مىكرد.
[1] ـ روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، جلد:1، صفحه: 78.