همان طور كه قبلا هم بيان شد خداوند متعال كليه علومى كه بشر براى هدايتش
لازم داشته را نزد انبياء و رسولانش علیهم السلام به وديعه گذاشته تا ايشان با استفاده از آن
انسانها را به سمت كمال هدايت كنند، كما اين كه در قرآن كريم مىفرمايد: «وَ عَلَّمَ
آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها».[1] يعنى: و خداوند تمام اسماء را به آدم علیه السلام تعليم داد.
حضرت أميرالمؤمنين على علیه السلام در تفسير اين آيه مىفرمايند:
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها أَسْمَاءَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ علیهم السلام وَ أَسْمَاءَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ
الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ علیهم السلام وَ الطَّيِّبِينَ مِنْ آلِهِمَا، وَ أَسْمَاءِ خِيَارِ شِيعَتِهِمْ وَ عُتَاةِ أَعْدَائِهِم.[2]
يعنى: اسمائى كه خداوند در اين آيه به آدم علیه السلام تعليم داده اسامى انبياء
الهى علیهم السلام و نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و امام على و فاطمه زهرا و امام حسن و امام
حسين علیهم السلام و فرزندان پاك و طاهرشان و همچنين اسماء بهترين شيعيان و دشمنان
ظالم ايشان است.
شيخ صدوق رحمهالله در مورد اين آيه مىفرمايد:
معنى الأسماء أنه سبحانه علم آدم علیه السلام أوصاف الأئمة علیهم السلام كلها أولها و آخرها و من
أوصافهم العلم و الحلم و التقوى و الشجاعة و العصمة و السخاء و الوفاء.[3]
يعنى: اسماء به اين معنا است كه خداوند سبحان علم احوالات تمام ائمه
اطهار علیهم السلام و همچنين اوصاف آنها اعم از علم و حلم و تقوى و شجاعت و عصمت
و بخشندگى و وفادارى ايشان را به آدم علیه السلام داده است.
و اين علمى كه خدا به انبيائش علیهم السلام داده چيزى است كه آنها از هيچ انسان
ديگرى نمىآموزند و براى آن نزد هيچ استاد يا معلمى نرفته و مستقيما از خداوند
مىآموزند و شيعه به دو دليل معتقد است كه اين علوم نزد اوصياء الهى موجود
است.
اول: در روايات اهل بيت علیهم السلام بيان شده كه هر وصى، امانتدار و وارث علوم
پيامبر پيش از خودش بوده.
ثُمَّ إِنَّ نُوحاً علیه السلام لَمَّا انْقَضَتْ نبوّتُهُ وَ اسْتُكْمِلَتْ أَيَّامُهُ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَيْهِ يَا نُوحُ إِنَّهُ
قَدِ انْقَضَتْ نبوّتُكَ وَ اسْتَكْمَلْتَ أَيَّامَكَ فَاجْعَلِ الْعِلْمَ الَّذِى عِنْدَكَ وَ الْإِيمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ
وَ مِيرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ النُّبُوَّةِ فِى الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ عِنْدَ سَام.[4]
يعنى: امام باقر علیه السلام مىفرمايد: زمانى كه مدّت نبوّت حضرت نوح علیه السلام به پايان
رسيد خداوند به او وحى كرد كه زمان نبوّت تو تمام شده و عمرت به پايان رسيده،
پس علمى كه نزدت هست و ايمان و اسم اعظم و ميراث علم و نشانههاى پيامبرى
را به فرزندت سام منتقل كن.
اين حديث به وضوح بيان مىكند كه اوصياء الهى همان علمى را كه پيامبر قبل
از خود داشته دارا هستند و در علم با هم برابرند.
دوم: عقل سليم حكم مىكند كه وصى هر نبى براى اين كه بتواند جانشين
خوبى براى پيامبر پيش از خود و ادامه دهنده راه او باشد و بتواند نيازهاى علمى
امت را برآورد و مردم را بدون كم و كاست دقيقا مثل پيامبر پيش از خود به هدفى كه
خداوند براى آنها در نظر گرفته برساند، لازم است دقيقا همان علوم پيامبر قبل از
خود را داشته باشد و الا به اين هدف دست پيدا نمىكند.
پس به خوبى روشن شد كه پيامبران الهى با اوصياء خود در علم يكى هستند.
[1] ـ سوره: بقره، آيه: 31.
[2] ـ التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكرى علیه السلام، صفحه: 217.
[3] ـ كمال الدين و تمام النعمة، جلد:1، صفحه: 15.
[4] ـ كمال الدين و تمام النعمة، جلد: 1، صفحه: 215.