در كتاب باب الحوائج چنين نقل گرديده:
شنيده شده كه در شهر مشهد، هنگام زيارت قبر امام رضا علیه السلام امام هشتم شيعيان
جهان، يك جيب بر، پول يكى از زائرين را با تردستى خاصى كه مخصوص اين طبقه
است از جيب او مىربايد و لحظهاى بعد وى فلج مىشود.
دزد بيچاره كه از اين پيش آمد غير مترقبه خودش را باخته بود، با حالتى پريشان به
حرم امام رضا علیه السلام مىرود و براى شفا يافتن، خودش را به ضريح امام مىبندد.
شب بعد امام رضا علیه السلام به خوابش مىآيد و دزد با التماس مىگويد: يا امام
رضا علیه السلام! مجازات من به خاطر سرقت پول مختصرى از يك زائر بسيار سنگين است،
براى اين دزدى ناچيز، چرا بايد فلج بشوم؟
امام رضا علیه السلام در پاسخش مىفرمايند: عمويم حضرت اباالفضل العبّاس براى
زيارت من تشريف آورده و آنجا حضور داشتند و چون تو پس از دزدى، به نام من
قسم دروغ خوردى، عمويم حضرت اباالفضل علیه السلام از اين امر غضبناك شده و تو را به
اين صورت درآورده است! هنگامى كه مرد جيببر از غضب پسر أميرالمؤمنين علیه السلام
آگاه مىشود، شفاى خود را از باب الحوائج مىخواهد و توبه مىكند و قول مىدهد از
آن پس گرد كارهاى ناروا نگردد، حضرت اباالفضل علیه السلام نيز او را شفا مىدهند و بدين
ترتيب مردى كه عمر خود را با دزدى و جيب برى گذرانده بود به راه راست هدايت
مىگردد.