كرامت پنجاه و يكم

در كتاب منازل الاخره شيخ عبّاس قمى به نقل از دارالسلام چنين نقل شده:

شيخ بزرگوار جناب حاج ملا على از والد ماجدش جناب حاج ميرزا خليل
طهرانى   رحمه‏الله نقل فرموده كه من در كربلاى معلى بودم و مادرم در تهران، شبى در خواب
ديدم كه مادرم نزد من آمد و گفت: اى پسر! من مردم و مرا به سوى تو آوردند و بينى‏ام
را شكستند، من وحشت زده از خواب بيدار شدم و كمى بعد نامه‏اى از طرف برادرانم
برايم آمد، كه نوشته بودند والده ات وفات كرد و جنازه‏اش را نزد شما فرستاديم.

چون جنازه كش‏ها آمدند، گفتند: جنازه والده شما را در كاروان سراى نزديك ذى
الكفل گذاشتيم، چون گمان كرديم شما در نجف مى‏باشيد.

من به صادقه بودن خوابم مطمئن شدم، ولى در معنى كلمه آن مرحوم كه “بينى مرا
شكستند” متحيّر و متعجب بودم تا آن كه جنازه‏اش را آوردند، كفن او را گشودم، ديدم
بينى او شكسته شده، سبب را از حاملين او پرسيدم.

گفتند: ما سببش را نمى‏دانيم، جز آن كه در يكى از كاروان سراها تابوت او را روى
تابوت‏هاى ديگر گذاشته بوديم كه تابوت وى و جنازه بر زمين افتاد، شايد در آن وقت

اين آسيب به آن مرحوم رسيده باشد غير از اين سببى براى آن نمى‏دانيم.

جنازه مادرم را آوردم در حرم مطهر حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام و مقابل آن
جناب گذاشتم و چون مادرم در زمان حياتش نسبت به نماز و روزه‏اش بى‏اهميت بود
عرض كردم: يا اباالفضل   علیه السلام مادرم نماز و روزه‏اش را نيكو به جا نياورده، ولى الحال
دخيل شما است، شما او را شفاعت كنيد تا عذابش نكنند، من متعهد مى‏شوم پنجاه
سال براى او روزه و نماز به جاى آورم.

پس او را دفن كردم و در امر نماز و روزه براى او مسامحه شد و مدتى گذشت.

شبى در خواب ديدم شور و غوغائى بر در خانه من است، از خانه بيرون آمدم
ببينم قضيه چيست؟ ديدم مادرم را به درختى بسته‏اند و تازيانه مى‏زنند.

گفتم: براى چه او را مى‏زنيد؟

گفتند: ما از جانب حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام مأموريم او را بزنيم تا فلان مبلغ
پول بدهد.

سراسيمه داخل خانه شدم و آن پولى كه طلب مى‏كردند آوردم و به ايشان دادم و
مادرم را از درخت باز كرده و به منزل بردم و مشغول به خدمت او شدم.

وقتى بيدار شدم حساب كردم آن مقدار پولى كه در خواب از من گرفته‏اند مطابق
بود با پول پنجاه سال نماز و روزه‏اى كه متعهد شده بودم به جاى آورم، لذا فورا آن مبلغ
را برداشتم و خدمت آقا ميرزا سيد على   رحمه‏الله، صاحب كتاب رياض برده و گفتم اين پول
پنجاه سال نماز و روزه است، خواهش مى‏كنم لطف فرموده و به نيابت از مادرم به جا
آوريد.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: