از جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى شيخ على اكبر مهدى پور چنين نقل
شده:
داستان زير را يكى از وعاظ تبريز، به نقل از افراد مؤق، بر سر منبر نقل كرد:
مرحوم دربندى[1] در ايام اقامتش در عتبات به منظور زيارت حضرت ثامن
الحجج علیه السلام به ايران آمد و به هنگام مراجعت از طريق آذربايجان عازم عتبات گرديد،
پيش از مراجعت به عتبات بنا به تقاضاى مردم متدين تبريز به مدت ده روز در آن شهر
اقامت كرده و در مسجد جامع تبريز بساط تبليغ و ارشاد گسترد.
مىگويند: جاذبه منبر ايشان به قدرى قوى بوده كه همه فضاى مدرسه طالبيه و
مساجد موجود در آن، از مردم متدين و عاشقان دلسوخته سالار شهيدان پر مىشد، و
هر روز جمعى از عاشقان حسينى در اثناى روضه ايشان غش مىكردند و روى دستها
از مسجد بيرون برده مىشدند.
در آذربايجان مرسوم است كه روز آخر هر مجلسى به قمر بنى هاشم علیه السلام توسل
مىجويند، لذا مرحوم دربندى نيز روز نهم مجلس اعلام كرد: فردا، روضه حضرت
اباالفضل علیه السلام را مىخوانم؛ هر كس مريضى صعب العلاج دارد بياورد كه ان شاء اللّه
شفاى همه شان را از قمر بنى هاشم علیه السلام خواهيم گرفت.
روز بعد در شهر تبريز هرچه مريض و مريضه بود، به مجلس ايشان آوردند، تعداد
بيمارانى كه با پاى خود به مجلس آمدند بىشمار بود و تعداد كسانى كه روى تخت و يا
با وسايل ديگر به مجلس آورده بودند به بيست و هفت نفر مىرسيد.
هنگامى كه مرحوم دربندى وارد مسجد شد نزد بيماران رفت و از آنها تفقدى كرد
و به آنان فرمود: چند لحظه ديگر صبر كنيد، همگى با شفاى كامل از اين مجلس بيرون
خواهيد رفت.
زمانى هم كه بر فراز منبر قرار گرفت، خطاب به قمر بنى هاشم علیه السلام عرض كرد: اى
مولاى من، من به عنوان نوكر شما به اهالى اين شهر وعده دادهام كه امروز همه
بيمارانشان از اين مجلس با تن سالم بيرون مىروند؛ از كرم شما بسيار دور است كه
نوكر خود را در ميان اين همه مردم، بىاعتبار كنيد.
آنگاه روضه بسيار باحالى خواند كه در نتيجه همه مردم با بىتابى گريه كردند و
جمعى غش نموده و روى دست مردم بيرون برده شدند.
هنگامى كه مجلس به پايان رسيد، همه آن 27 نفر با پاى خود، با تن سالم و شفاى
كامل به منزل خود رفتند! و اين يكى از بركات حضرت اباالفضل علیه السلام است كه در يك
مجلس دهها نفر مريض صعب العلاج با توسل به آن باب الحوائج الى اللّه شفا پيدا
كردند.
[1] – مرحوم دربندى از معاصرين شيخ انصارى، دانشمندى بسيار برجسته، و صاحب تأليفات گرانمايهاى چون: خزائن الاحكام، خزائن الاصول، اسرار الشهادة و سعادات ناصريه مىباشد، در دربند از توابع شيروان بر كناره درياى خزر به دنيا آمده است. وى كه در رشتههاى فراوانى از علوم عربى بسيار قوى و صاحب نظر بود، در نشر معارف اسلامى و بالخصوص در احياى مراسم عزادارى مساعى جميله داشت، و در روى منبر بر سر و صورتش مىزد و همه مستمعان را به گريه مىآورد.