كرامت شصت و چهارم

در كتاب معجزات و كرامات ائمه اطهار   علیهم السلام چنين نقل شده:

عالم جليل القدر آشيخ مهدى كرمانشاهى از پدر عالى قدرش نقل كرده كه در حرم
مطهر حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام مشرف بودم، ايام زيارتى و زوّار در حرم خيلى
زياد بود، در اين بين مرد عربى با زنش مشغول زيارت و طواف بود تا رسيدند بالاى
سر، پنجره اول از پيش رو، يك مرتبه زن بلند شد و چسبيد به ضريح، به طورى كه تمام
اعضايش از پيشانى و دماغ و شكم و دست و پا همه به ضريح چسبيد، شيون از مرد و
زن بلند شد و هر چه خواستند او را حركت دهند ممكن نشد.

ناچار فرياد شوهرش بلند شد و گفت: يا عبّاس! زن من گرو نزد تو باشد، الان
مى‏روم گاوميش را مى‏آورم.

معلوم شد گاوميشى نذر كرده اما بعد پشيمان شده و نياورده است. مرد عرب
بيرون رفت، كم كم مردم جمع شدند به طورى كه حرم و رواق و ايوان طلا پر شد و
رفت و آمد ممكن نبود، همه منتظر بودند كه آخر چه مى‏شود، ما خيال كرديم منزل اين
مرد عرب دو سه فرسخ از شهر دور است و چند ساعتى رفتن و آمدنش طول خواهد
كشيد ولى مثل اين كه نزديك بود، چون بعد از ساعتى افسار يك گاوميش چاقى را
گرفته و به مجرد اين كه آن مرد وارد حرم شد، زن از ضريح رها شده و با هلهله و شادى
و سلام و صلوات از حرم بيرون رفتند.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: