تقسیم احادیث بر اساس سند

اول: حدیث مسند: خبر یا حدیث مُسنَد یعنی خبری که دارای سند بوده و در سند آن اسامی همه راویان از زمان معصوم تا زمان مکتوب شدن در کتاب های معتبر و مشهور معلوم باشد،[1] حدیث مسند اقسامی دارد:

  1. مُعَنْعَن: حدیث معنعن حدیثی است که بدون ذکر الفاظِ «أخبَرَنی» «حَدَّثَنی» یا «سَمعتُ» در سلسله سند آن، واژه «عَن» تکرار شده باشد،[2] مانند: «احمد بن ادریس، عن محمد بن حسّان، عن أبی محمد الرازی، عن سیف بن عمیره، عن اسحاق بن عمار، قال: قال ابو عبدالله ع … ».
  2. عالی و نازل: عالی خبری است که در مقایسه با اخبار دیگر دارای واسطه کمتری بوده و راوی با واسطه‌های کمتری حدیث را از معصوم نقل کرده باشد، در مقابل، نازل خبری است که در آن برعکس عالی، تعداد راویان و واسطه‌ها بیشتر باشد.[3]
  3. مُضْمَر: علماء حدیث و فقهاء، به روایتی «مضمر» اطلاق می‌کنند، که راوی به اسم امام ع تصریح ننموده و با ضمیر به او اشاره کرده باشد، مانند جمله «قلت له» یا «سألته ع …» که نشان می‌دهد راوی از معصوم روایت کرده، ولی نمی‌دانیم نام آن معصوم چه بوده است. به این گونه احادیث مضمره و راوی آن را مضمر، گویند،[4] البته گاهی راوی پس از جمله «قلت له»، جمله «علیه السلام» را ذکر می‌کند که قرینه‌ای است، که مروی عنه، معصوم است. علامه مقدس اردبیلی ر می‌نویسد: یک قرینه بر این که اضمار حدیث ضرری ندارد و حدیث به طور یقین از امام ع رسیده، جایی است که بعد از اضمار، جمله علیه السلام ذکر شود.[5] صاحب ریاض نیز می‌نویسد: روایتی که در آن از عبد صالح روایت می‌شود، مضمره نخواهد بود، بلکه این کلمه خود دلالت دارد که مراد، امام موسی بن جعفر ع است.
  4. مُعَلَّق: خبری است که در یک جا محدِّث آن را با تمام سند نقل می‌کند و در جای دیگر همه یا بخشی از ابتدای سند را حذف می‌کند و در حقیقت سند آن را معلق بر نقل پیشین می‌نماید.[6]

دوم: حدیث مُرسَل

خبر مُرسَل حدیثی است که یا سند ندارد یا در سند آن، نام همه راویان ذکر نشده باشد، شهید در کتاب الرعایة در این باره چنین آورده: هو ما رواه عن المعصوم من لم یدرکه؛ یعنی: مرسل، روایتی است، که شخصی آن را از معصوم نقل کند، در حالی که او را درک نکرده است.[7]

مراد از ادراک، تلاقی معصوم در همان حدیث است، بنابراین، ممکن است صحابی، از پیامبر حدیث نقل کند، و در عین حال، حدیث او مرسل باشد، به این معنا که احادیث را از پیامبر ص، ولی از طریق صحابی دیگری نقل کند.

محقق مددی در حاشیه الرعایة در این باره می‌فرماید: كأحاديث ابن عباس، فإنه كان صغيرا “عند وفاة النبي ص، فكل ما يرويه عن رسول الله، فإنما يرويه عن صحابي آخر، إلا أحاديث قليلة جدا” يقال هي: سبعة أو أربعة أو ثلاثة، سمعها من النبي ص.[8]

یعنی: روایات ابن عباس از پیامبر ص، این گونه است، زیرا او در زمان وفات پیامبر ص کودکی کوچک بوده و لذا هر چه از پیامبر روایت کرده است، از طریق صحابی دیگری روایت نموده، مگر احادیث بسیار کمی که گفته شده: هفت یا چهار یا سه حدیث بوده که از رسول خدا ص شنیده است.

اقسام خبر مرسل عبارتند از:

  1. مَرفوع: خبری است که نام برخی از راویان، ابتدای سند ذکر شده و راوی آخر بدون ذکر نامِ واسطه‌های خود تا معصوم، نقل حدیث کند: مثل «رفعه إلی المعصوم».[9]
  2. موقوف: دو قسم دارد: مطلق و مقید.

مطلق: المروية عن مصاحب المعصوم ع مع الوقوف عليه و عدم وصل السند إلى المعصوم ع ، و لذا سمي الراوي موقوفاً عليه، كما سمي حديثه موقوفاً.[10]

یعنی: مطلق به روایتی که از صحابی معصوم بدون اتصال سند به معصوم ع نقل شده گفته می شود و لذا راوی موقوف علیه و حدیث موقوف نامیده می شود.

مقید: المقيد ما لو كان الموقوف عليه غير مصاحب للمعصوم ع .[11]

یعنی: روایتی که در آن موقوف علیه صحابی معصوم نباشد.

روایت موقوف به دلیل اعتبار صحابه در بسیاری از موارد از نگاه اهل تسنن حجت است، اما محدثان شیعه روایت موقوف را تنها زمانی که صدور آن از طریق شواهدی از معصوم ثابت شود، معتبر می‌دانند. موقوف از ماده وقف به معنای سکون است و این اصطلاح، در کلمات فقهاء بسیار دیده می شود و در نتیجه به حدیثی گویند، که قائل آن مشخص نشده و حدیث به معصوم ع اتصال پیدا نکرده باشد. فرق آن با مضمر این است که در مضمر، قائل با ارجاع ضمیر، مشخص شده که امام معصوم ع است، پس اتصال آن به معصوم مشخص است، لکن در موقوف چنین نیست.[12] به موقوف، مقطوعه نیز اطلاق می‌شود، علامه مامقانی ر این اطلاق را از اکثر فقهاء نقل کرده است،[13] همچنین مضمر نیز می‌گویند یا بر مضمر، موقوف و مقطوع نیز اطلاق می‌کنند و اطلاق مقطوع بر مرسل در کلمات فقهاء نیز دیده می‌شود.

  • مقطوع: علامه صدر ر در نهایة الدرایة از قول «ابن ابی جمهور احسائی» در رساله «کاشفة الحال عن امر الاستدلال» چنین آورده: «المقطوع ما کان بعض رواته مجهولا او کان غیر معلوم الاتصال بالمعصوم ع » [14]

یعنی: مقطوع روایتی است که بعضی از راویان آن مجهول یا اتصالش به معصوم نامعلوم باشد.

در اصطلاح اهل تسنن حدیث مقطوع به هر حدیثی که بیانگر گفتار یا کردار تابعین باشد، گفته می‌شود. حدیث مقطوع مانند موقوف به رغم اتصال سند، از نظر محدثان شیعه فاقد حجیت است. روایات مقطوعه در علم درایه، در زمره روایات ضعیفه شمرده‌ می شوند.[15]

حدیث ضعیف، اصطلاحى است در علم درایه كه همه یا بعضی از راویانش فاقد شرایط معتبر در حدیث صحیح، حسن و موثّق باشد مثلا در سند حدیث، راوى مجهول یا فاسد العقیده كه توثیق نشده، وجود داشته باشد هر چند که مابقى روات امامى و عادل باشند.[16]

قطع، باعث ضعف حدیث می‌شود، ولی این گونه نیست، که هر روایت مقطوع، معتبر نباشد، زیرا ممکن است یک روایت، مقطوع باشد، ولی جهتی در آن وجود دارد، که موجب تقویت آن می‌شود، همان طور که پاره‌ای از مضمرات و مرسلات حجت است.[17]


[1]  اصول الحدیث، صفحه: 97

 [2] فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جلد ‌۳، صفحه ۲۷۵‌.

 [3] الرعایة فی علم الدرایة، ص۱۱۲ الی ۱۱۳.

[4] مقباس الهدایة، جلد: ۱، صفحه: ۳۳۲.

[5] مجمع الفائدة و البرهان، جلد: ۷، صفحه: ۴۹.

[6] اصول الحدیث، صفحه: 98.

[7] الرعایة فی علم الدرایة، صفحه: 136.

[8]الرعایة فی عل الدرایة، صفحه: 136.

[9] اصول الحدیث، صفحه: 178.

[10] قواعد الحدیث، صفحه: 215.

[11] قواعد الحدیث، صفحه: 216.

[12]  قواعد الحدیث، صفحه: ۲۱۶.

[13]  ذخیرة المعاد، جلد: ۱، صفحه: ۱۶۰.

[14] نهایة الدرایة، صفحه: 198.

[15]  مقباس الهدایة، جلد: ۱، صفحه: ۳۳۰.

[16] الدرایة (شهید ثانى) صفحه: 24.

[17] غنیمة المعاد فی شرح الارشاد، جلد: ۷، صفحه: ۱۰.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: