آغاز جنگ در صبح عاشورا

صبح عاشورا سپاه عمر بن سعد پس از خواندن نماز صبح، خود را در برابر امام
حسين   علیه السلام آراستند، فرمانده جناح راست، عمرو بن حجاج، فرمانده جناح چپ، شمر
بن ذى الجوشن، فرمانده سواره‏ها عروة بن قيس، فرمانده پياده‏ها شبث بن ربعى و
پرچم آنان به دست غلام عمر بن سعد بود كه زيد يا دريد نام داشت.

امام حسين   علیه السلام نيز لشكريان خود را اين گونه تنظيم كرد: علم خويش را به دستان
حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام سپرده و ايشان را علمدار لشكر خود قرار داد،[1] جناح
راست لشكر را به زهير بن قين و جناح چپ را به حبيب بن مظاهر سپرد و خود و ديگر
اهل بيت رسول خدا   صلی الله علیه و آله و هاشميان در قلب لشكر ايستادند.[2]

وقتى لشكر عمر بن سعد قصد يورش به لشكر حضرت سيدالشهداء   علیه السلام كردند،
امام حسين   علیه السلام دستان خود را به سوى آسمان گشوده و اين گونه نيايش كردند:

اللّهم انت ثقتى فى كل كرب و رجائى فى كل شدة. [3]

يعنى: خدايا! تو در هر سختى و اندوهى مورد اطمينان من و در هر گرفتارى اميدم
هستى.

سپس اطراف خيام خود را آتش افروخت تا راه نفوذ دشمن از پشت سر مسدود
شود، امام حسين   علیه السلام در شب عاشورا براى جلوگيرى از حملات احتمالى دشمنان از

پشت و همچنين ايجاد آرامش براى زنان و كودكان، ابتدا دستور فرمودند خيمه‏ها را به
يكديگر نزديك كرده و طناب‏هاى آن‏ها را به هم متصل گردانند، همچنين فرمان داده
بودند خندقى در اطراف خيمه‏ها حفر كنند تا دشمن فقط از يك سو قدرت مقابله داشته
باشد.[4]

صبح عاشورا امام حسين   علیه السلام از خيمه خود بيرون آمدند، صحرا را مملوّ از سواره
نظام و پيادگانى ديدند كه شمشيرهاى خود را براى ريختن خونش آماده كرده بودند.

حضرت سيدالشهداء   علیه السلام قرآنى را كه با خود داشتند، گشوده و بر سر گذاشتند و
دستان مباركشان را به دعا برداشته و فرمودند: پروردگارا! در هر سختى پشتيبان، و در
هر گرفتارى اميد من هستى، در آن چه بر سر من آمده است مايه اعتماد و توانايى من
هستى، چه بسيار اندوه‏هايى كه دل، تاب آنها را ندارد، راه‏ها بسته مى‏شود، دوست
مخذول مى‏گردد، موجب شادى دشمن مى‏شود كه آنها را بر تو عرضه داشته‏ام و به نزد
تو شكايت آورده ام؛ زيرا تنها به تو توجه دارم نه ديگرى، و تو آنها را رفع كرده اى،
اندوهم را بر طرف و مرا كفايت كرده اى؛ پس تو صاحب هر نعمتى و داراى هر
حسنه‏اى و نهايت هر خواسته‏اى هستى.[5]


[1] – (تاريخ الطبرى جلد: 4 صفحه: 320) و (بحارالانوار جلد: 45 صفحه: 39).

[2] – (مقتل الحسين   علیه السلام مقرم صفحه: 275) و (مقتل الحسين   علیه السلام الخوارزمى جلد: 2 صفحه: 4).

[3] – وقعة الطف صفحه: 205.

[4] – بحارالانوار جلد: 45 صفحه: 3.

[5] – تاريخ ابن عساكر جلد: 13 صفحه: 14.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: