و اهل حرم پس از شهادت حضرت اباالفضل العبّاس   علیهم السلام

امام حسين   علیه السلام بدن مطهر حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام را چون اربا اربا يعنى
قطعه قطعه شده بود در كنار شريعه فرات رها كردند، و با چشمى گريان و قلبى شكسته،
در حالى كه به خيمه باز مى‏گشتند فرمودند:

اما من مغيث يغيثنا؟ اما من مجير يجيرنا؟ اما من طالب حق ينصرنا؟ اما من خائف
من النار فيذب عنا؛

يعنى: آيا كسى نيست به فريادمان برسد؟ آيا لبيك گويى هست كه نداى يارى ما را
جواب دهد؟ آيا حق طلبى نيست ياريمان كند؟ آيا كسى نيست كه از عذاب خدا بترسد
و از ما حمايت كند؟

آثار غم و شكستگى از صورت امام حسين   علیه السلام كاملاً مشخص بود، اطفال و
كودكان كه از تشنگى، توانائى راه رفتن و حتى ايستادن نداشتند، با شدت نگرانى به امام
حسين   علیه السلام خطاب كردند: پس عمويمان عبّاس چه شد؟ آيا آب را خواهد آورد؟

حضرت سكينه   عليهاالسلام به طرف امام حسين   علیه السلام دويد و عنان اسب پدر را گرفت و
عرض كرد: يا ابتاه! هل لك علم بعمى العبّاس.

يعنى: اى پدر! آيا از عمويم عبّاس خبر دارى؟

امام حسين   علیه السلام به او فرمود: يا بنتاه! ان عمك العبّاس قتل، و بلغت روحه الجنان.

يعنى: اى دخترم! عمويت عبّاس كشته شد، و روحش به بهشت رسيد،[1] وقتى
حضرت زينب   عليهاالسلام اين سخنان را از امام حسين   علیه السلام شنيد بسيار گريست و فرياد زد:
وا اخاه، وا عباساه، وا ضيعتا بعدك! و زنان، همراه امام حسين   علیه السلام گريستند، حضرت
سيدالشهداء   علیه السلام فرمودند: وا ضيعتا بعدك.[2]

يعنى: اى عبّاس! ما بعد از تو بى‏ياور شديم.

بانوان حرم صدا را به گريه بلند كردند، امام حسين   علیه السلام در حالى كه گريه مى‏كرد
چنين مرثيه مى‏خواند:

اخى يا نور عينى يا شقيقى

 فلى قد كنت كالركن الوثيق

ايا قمرا منيرا كنت عونى

 على كل النوائب فى المضيق

فبعدك لا تطيب لنا حياة

 سنجتمع فى الغداة على الحقيق

الا لله شكوائى و صبرى

 و ما القاه من ظماء وضيق؛[3]

يعنى: اى برادرم، واى نور چشمم، واى برادرم! تو پناه استوار من بودى، اى ماه
درخشنده، كه در همه حوادث سخت و رنج‏هاى شديد، ياور من بودى، بعد از تو

زندگى براى ما گوارا نيست، و به زودى با هم در پيشگاه خدا ملاقات مى‏كنيم، من
شكايت از دشمن، و تحمل در برابر تشنگى و رنج‏ها و سختى‏ها را به سوى خدا
مى‏برم.

حضرت زينب كبرى   عليهاالسلام با ناله و زارى خطاب به امام حسين   علیه السلام عرض كرد:
پس چرا بدن برادرم عبّاس را به خيمه نياوردى؟ چطور شد كه او را به ساير شهداء
ملحق نكردى؟ چرا بدن عبّاس عزيزم را زير سم اسب‏ها گذاردى؟

امام حسين   علیه السلام فرمودند: خواهرم من هر چه تلاش كردم بدن ايشان را بياورم
نتوانستم، زيرا بدن برادرت عبّاس را آن قدر قطعه قطعه كرده بودند كه قابل حمل كردن
نبود، به همين جهت پيكرش را در كنار نهر علقمه به جاى گذاشتم.

حضرت زينب كبرى   عليهاالسلام وقتى اين سخنان را از حضرت سيدالشهداء   علیه السلام
شنيدند، بسيار گريستند و با ناله و زارى فرمودند: وا اخاه وا عباساه وا قلة ناصراه وا
ضيعتاه بعد ذلك.

يعنى: واى برادرم، واى عباسم! آه از كم شدن ياران، آه از رنج بى‏تو بودن.

امام حسين   علیه السلام در تأييد كلام حضرت زينب كبرى   عليهاالسلام فرمودند: اى و اللّه من
بعده وا ضيعتاه و انقطاع ظهراه.

يعنى: آرى، به خدا قسم، بعد از او واى از بى‏كسى و شكستن كمر! سپس گريستند
و زنان نيز بسيار گريستند.

سپس فرمود: وا اخاه، وا عباساه، وا مهجة قلباه، وا قرة عيناه، وا قلة ناصراه، يعز و
اللّه على فراقك.

يعنى: واى برادرم، واى عباسم، واى جان دلم، واى از نور چشمم، واى از

بى‏ياورى و تنهايى، به خدا قسم، فراق تو بر من سنگين است، و به قدرى گريه فرمودند
تا از هوش رفتند.[4]


[1] – كبريت الاحمر صفحه: 162.

[2] – مقتل الحسين   علیه السلام ابومخنف صفحه: 270.

[3] – معالى السبطين جلد: 1 صفحه: 441 و 444.

[4] – المنتخب الطريحى صفحه: 431.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: