امام سجاد و دفن اجساد مقدس شهداء عليهم السلام

يزيد نيز پس از اين كه به حسب ظاهر به خطاى خود اعتراف كرد، موافقت كرد كه
تمام سرهاى شهداء را تحويل امام زين العابدين   علیه السلام بدهد، لذا تمام سرها را به ايشان
تحويل دادند و آن حضرت سرهاى مطهر شهداء را به كربلاء آورد، و به بدن‏هايشان
ملحق نمود.[1]

لازم به ذكر است: آرامگاهى كه هم اكنون در باب الصغير دمشق منسوب به
سرهاى مطهر شهداى كربلاء مى‏باشد در واقع محلى است كه آن زمان سرهاى مطهر
شهداء را در آن جا نگهدارى مى‏كرده‏اند.[2]

در اين جا به بعضى از نظرات و فتاواى علماء و دانشمندان شيعه و اهل سنت در
تأييد مدعاى خود مى‏پردازيم:

نظرات علماء و دانشمندان شيعه:

سيد بن طاووس   رحمه‏الله مى‏فرمايد: در مورد رأس الحسين   علیه السلام روايت شده كه به
كربلاء بازگردانده شد و در كنار جسد شريف ايشان به خاك رفته است.[3]

سيد مرتضى   رحمه‏الله نيز در برخى از آثار خود همين مطلب را تأييد كرده و مى‏فرمايد:
سر بريده امام حسين   علیه السلام به كربلاء آورده شد و ضميمه بدن مطهر ايشان گرديده
است.[4]

ابن نما   رحمه‏الله مى‏فرمايد: نظريه مورد اعتماد اين است كه سر مقدس را بعد از
گردانيدن در بلاد، به كربلاء آوردند و در كنار جسد مطهر به خاك سپردند.[5]

ابن شهر آشوب   رحمه‏الله نيز همين نظريه را نقل كرده است.[6]

مرحوم مجلسى   رحمه‏الله فرموده است: مشهور ميان علماى ما اين است كه سر بريده را
حضرت زين العابدين   علیه السلام به كربلاء آورده و در كنار بدن مطهر به خاك سپرده است.[7]

بعضى قائلند علت استحباب زيارت امام حسين   علیه السلام در روز اربعين همين است
كه در چنين روزى سر بريده ايشان به بدن مطهرشان ملحق شده است.[8]

ملا محمد حسين قزوينى مى‏فرمايد: مشهور اين است كه سبب فضيلت زيارت
امام حسين   علیه السلام در روز اربعين اين است كه امام زين العابدين   علیه السلام به همراه اهل
بيت   علیهم السلام در بازگشت از شام، در چنين روزى وارد كربلاء شدند و سرهاى شهداء را به
بدن هاشان ملحق كردند، ايشان قول كسانى كه ورود اهل بيت را در روز اربعين به
كربلاء بعيد مى‏شمارند، مردود مى‏داند. به نظر وى اهل بيت روز دوازدهم محرم وارد
كوفه شده‏اند و در روز پانزدهم از كوفه به سوى دمشق حركت كرده‏اند و ظرف مدتى
كمتر از ده روز به مقصد رسيده‏اند.

مدت اقامت آنها در شام هشت روز بوده است. اوايل ماه صفر، آنها را آزاد كردند.
علت آزادى آنها اين بود كه مردم زبان به سب و لعن يزيد گشودند و يزيد ناچار شد كه
شمر و ابن زياد را لعن كند و با احترام، وسايل سفر اهل بيت   علیهم السلام را به همراه سرهاى
شهداء فراهم سازد.[9]

نظرات علماء و دانشمندان اهل سنت:

قزوينى شافعى مى‏گويد: سر امام حسين   علیه السلام در بيستم ماه صفر به پيكرش ملحق
شد.[10]

سبط ابن جوزى مى‏گويد: درباره مدفن رأس الحسين   علیه السلام اقوالى است،
مشهورترين اقوال اين است كه به همراه اسراء به مدينه و از آنجا به كربلاء فرستاده شد
و به خاك رفت.[11]

على جلال مى‏گويد: اماميه و برخى از اهل سنت، معتقدند كه سر بريده امام
حسين   علیه السلام به كربلاء آورده شده و در كنار جسد به خاك رفته است.[12]

عبّاس محمود عقاد درباره مدفن سر، شش قول مى‏شمارد كه يكى از آنها همين
قول است.[13]

شبراوى شافعى نيز نقل كرده كه سر مقدس در كربلاء مدفون مى‏باشد.[14]

عثمان مدوخ حنفى[15] و شبلنجى شافعى[16] نيز همين قول را نقل كرده‏اند.

روز عاشورا وقتى امام سجاد   علیه السلام از حضرت سيدالشهداء   علیه السلام خبر شهادت
عمويش حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام را شنيدند به قدرى گريه كردند كه از هوش
رفتند.[17]

روز سيزدهم محرم امام سجاد   علیه السلام به طور محرمانه و به صورت طى الارض از
كوفه به كربلاء تشريف آوردند، زمانى كه عمر سعد با لشكريانش از زمين كربلاء بيرون
رفتند، زنان قبيله بنى اسد به ميدان جنگ در كربلاء آمده و وقتى ديدند كه كشته‏هاى بنى
اميه دفن شده‏اند، اما پيكر مطهر بنى هاشم و اصحاب با وفاى امام حسين   علیه السلام روى
زمين مانده است، فورا برگشتند و به مردان خود گفتند: شما جواب رسول خدا   صلی الله علیه و آله را
چه خواهيد داد كه فرزند او در نزديكى شما كشته شد و او را يارى نكرديد، در حالى كه
عمر سعد كشته گان خود را دفن كرده و اولاد رسول خدا   صلی الله علیه و آله و اصحاب او روى زمين

هستند؟ برويد آنها را دفن كنيد و اين ننگ و عار بزرگى را كه براى خود گذاشته‏ايد به
اين وسيله برطرف كنيد.

مردان بنى عامر و بنى اسد به سوى سرزمين كربلاء آمدند، وقتى آن صحنه را
مشاهده كردند با كمال تعجب ديدند ابدان طيبه و طاهره، بدون سر روى زمين در كنار
هم صف كشيده و آرميده‏اند، بنى اسد نمى‏توانستند آنها را بشناسند، زيرا سر در بدن
نداشتند شناختن بدن بدون سر غير ممكن است، مگر به لباس آن شخص آشنايى
داشته باشند.

بنى اسد و بنى عامر در اين فكر بودند كه چگونه افراد را تشخيص بدهند كه ناگهان
متوجه شدند اسب سوارى نقاب دار به طرف آنها مى‏آيد، وقتى به آنها رسيد فرمود: اين
جا چه كار مى‏كنيد و قصدتان چيست؟

بنى اسد ترسيدند مبادا او از جاسوسان بنى اميه باشد، لذا اول كتمان كردند و
چيزى نگفتند، ولى وقتى يقين كردند كه او از جاسوسان نيست گفتند: ما براى دفن اين
اجساد آمده ايم، ولى نمى‏توانيم آنها را بشناسيم.

اسب سوار وقتى اين جمله را از آنها شنيد گريه زيادى كرد و فرمود: وا ابتا وا
اباعبداللّه ليقتلك حاضر و ترانى اسيرا و قليلا ليتك حاضر ترانى اسيرا ذليلا.
[18]

يعنى: آه اى پدر! آه اى اباعبداللّه! قومى كه در اين سرزمين بودند تو را كشتند و مرا
با اسارت و كم شدن ياران از اوج عزت پايين آوردند، اى پدر كاش حاضر بودى و
مى‏ديدى كه مرا اسير و ذليل كردند.

آنگاه فرمود: من شما را در جهت شناسائى آنها راهنمائى خواهم كرد، و از اسب
پياده شد و ميان شهداء مى‏رفت تا به جسدى رسيد، او را در آغوش كشيد و گريست و
فرمود: يا ابتا بقتلك قرت عيون الشامتين يا ابتاه لقتلك فرحت بنواميه يا ابتاه بعدك
طال حزننا يا ابتا بعدك طال كربنا.

يعنى: اى پدر با كشته شدن تو چشمان شماتت كنندگان روشن شد و بنى اميه شاد
گشتند،اى پدر بعد تو حزن و غم و اندوه ما طولانى گرديد.

آن اسب سوار كه در واقع حضرت زين العابدين   علیه السلام بودند، لطف كرده و به بنى
اسد اجازه فرمودند كه پيكرها را در مكان‏هايى كه خود آن حضرت تعيين مى‏كردند، به
خاك بسپارند، ولى دو نفر از آنها را استثناء نموده، و خود شخصاً به دفن آنها پرداختند:

1- پيكر مطهر حضرت سيدالشهداء امام حسين   علیه السلام، زيرا امام   علیه السلام را بايد امام
معصوم به خاك بسپارد و ديگرى صلاحيت اين كار را ندارد.

2- حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام، كه اين مسأله خود بيانگر مقام عظيم و بزرگ
ايشان است، كه بدن مطهرشان را امام معصوم   علیه السلام دفن نمودند.

امام سجاد   علیه السلام بر پيكر مطهر پدر بزرگوارشان امام حسين   علیه السلام نماز خواندند و به
بنى اسد فرمودند: اگر برايتان ممكن است بوريايى[19] پيدا كنيد تا زير پيكر مطهرش
بگذارم.

بنى اسد چون در غاضريه منزل داشتند سريعا بوريايى تهيه كرده و حضور امام
سجاد   علیه السلام آوردند، ايشان بوريا را در قبر گذاشته و بدن مطهر را برداشت و در قبر نهاد و

روى آن را با خاك پوشاند و با علامتى با انگشت سبّابه، قبر مطهر را مشخص فرموده و
روى آن قبر نوشتند:

و كتب با نامله الشريفه هذا قبر الحسين بن على بن ابى طالب   علیهم السلام الذى قتلوه
عطشانا.

يعنى: با انگشتان شريف شان نوشتند اين قبر حسين بن على بن ابى طالب   علیهم السلام
است كه او را با لبان تشنه كشتند.

سپس بالاى بدن هر يك از اجساد آمدند و مى‏فرمودند: هذا فلان و هذا فلان؛
وقتى كه بنى اسد بر همه شهداء به امامت حضرت زين العابدين   علیه السلام نماز خواندند آن
حضرت به آنها فرمود: قبر بزرگى حفر كنيد و همه آنها را در آن دفن نماييد،[20] البته به
استثناى حبيب بن مظاهر كه او را در قبرى مستقل، نزديك آنها دفن كردند.


[1] – (حبيب السير صفحه: 203) و (نفس المهموم صفحه: 253) و (مقتل الحسين صفحه: 245) و (اعيان
الشيعه جلد: 4 صفحه: 290).

[2] – برگرفته شده از العبّاس و حبيب السير.

[3] – اللهوف على قتلى الطفوف صفحه: 275.

[4] – سفينة البحار جلد: 1 صفحه: 491.

[5] – مثير الاحزان صفحه: 53.

[6] – المناقب جلد: 4 صفحه: 82.

[7] – بحار الأنوار جلد: 10 صفحه: 228.

[8] – سفينة البحار جلد: 1 صفحه: 491.

[9] – رياض الاحزان صفحه: 152.

[10] – عجائب المخلوقات بر حاشيه حياة الحيوان جلد: 1 صفحه: 115.

[11] – التذكره صفحه: 150.

[12] – الحسين صفحه: 139.

[13] – ابوالشهداء صفحه: 198.

[14] – الاتحاف صفحه: 23.

[15] – العدل الشاهد صفحه: 50.

[16] – نور الابصار صفحه: 121.

[17] – معالى السبطين جلد: 2 صفحه: 23.

[18] – مع الركب الحسينى جلد: 5 صفحه: 145.

[19] – بوريا به حصير بافته شده گفته مى‏شود.

[20] – حياة الامام الحسين   علیه السلام جلد: 3 صفحه: 325.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: