برادران مادرى حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام

عبداللّه، جعفر و عثمان سه فرزند ديگر حضرت ام‏البنين   عليهاالسلام هستند كه با وجود
اين كه شمر براى آنها امان آورد اما نپذيرفتند و برادر و امام زمان خويش يعنى امام
حسين   علیه السلام را تنها نگذاشتند،[1] و همگى در روز عاشورا با محبت تمام جان خود را
فداى حضرت سيدالشهداء   علیه السلام نمودند.

عبداللّه حدود هشت سال بعد از حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام متولد گرديد و در
موقع شهادت بيست و پنج سال داشت.[2]

زمانى كه اصحاب امام حسين   علیه السلام به شهادت رسيدند، حضرت اباالفضل
العبّاس   علیه السلام برادران مادرى‏اش را احضار نموده و خطاب به آنها فرمود: آيا فرمايشات
مادرمان ام‏البنين   عليهاالسلام را به خاطر داريد كه به ما متذكر شد در راه برادرمان حسين چه
بايد بكنيم؟

هر سه برادر در جواب عرض كردند: خوب بياد داريم كه مادرمان فرمود: بايد تا
آخرين قطره خونتان در راه امام حسين   علیه السلام جانبازى نمائيد ولى‏اى برادر، ما تا الآن
چندين مرتبه نزد سيد و سرور خويش امام حسين   علیه السلام رفته و اذن ميدان خواسته‏ايم
ولى ايشان تا الآن به ما رخصت نداده‏اند، وگرنه براى رفتن به ميدان جنگ روحمان در
پرواز است.

حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام در حالى كه تبسم رضايت آميزى بر لب داشت به
آنها فرمود: فورا آماده جنگ شويد و برادرانش را يكى پس از ديگرى به ترتيب بزرگى
سن طلب مى‏نمود و به آنان مى‏فرمود: قبل از من به ميدان برويد، اول برادرش عبداللّه
را طلبيد و فرمود: اى برادر پيش از من به ميدان برو تا ناظر شهادتت باشم و از اين
جهت به خدا تقرب بجويم زيرا فرزندى ندارى كه در غمت محزون گردد پس من در
مصيبت تو محزون مى‏شوم و اجر و مزدم زياد خواهد شد.[3]

عبداللّه اطاعت امر كرده و پس از كسب اذن از حضرت سيدالشهداء   علیه السلام به ميدان
رفت و در ميان لشكر دشمن غوطه ور شد و شمشير مى‏زد و مى‏گفت:

انَا ابْنُ ذِى النَّجْدَةِ والافْضالِ

 ذاك عَلى الخَيرِ ذُو الْفِعالِ

سَيفَ رسول الله ذوالنِّكالِ

 فى كلِّ يومِ ظاهِرُ الاهوالِ

يعنى: من پسر صاحب مجد و بزرگوارى هستم و او على است كه كارهايش نيكو
و خير بود.

او شمشير رسول خدا   صلی الله علیه و آله بود كه در روزهاى سخت دشمنان را خوار و منكوب
مى نمود.

عبداللّه دائماً شجاعانه به قلب لشكر حمله مى‏كرد و صد و هفتاد نفر را به خاك
مذلت انداخت و به درك فرستاد و بالاخره به خاطر غلبه ضعف و تشنگى و گرسنگى،
ملعونى به نام هانى بن ثُبيت حضرمى به او ضربه‏اى زد كه از مركب به زمين افتاد،
بعضى گفته‏اند ضربتى بر سر مبارك وى زد و بالاخره او را به شهادت رساند.[4]

در جريانات جانسوز امام حسين   علیه السلام دشمن چند نفر را در حلقه محاصره قرار
داد و از همه اطراف و جوانب به آنان ضربه مى‏زد، كه عبارتند از: امام حسين   علیه السلام،
حضرت اباالفضل العبّاس قمر بنى هاشم   علیه السلام، على اكبر   علیه السلام، مسلم بن عقيل   علیه السلام و
همچنين ايشان، يعنى عبداللّه بن أميرالمؤمنين   علیهم السلام .


[1] – تاريخ طبرى جلد: 4 صفحه: 315.

[2] – ابصارالعين صفحه: 34.

[3] – فلما رأى العبّاس بن على كثرة القتلى فى اهله قال لاخوته من امه و هم عبدالله و جعفر و عثمان: يا بنى
امى تقدموا حتى أراكم قد نصحتم لله و لرسوله فانه لا ولد لكمارشاد صفحه: 240.

[4] – روضة الشهداء صفحه: 333.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: