جعفر طيار عليه السلام

عموى ديگر حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام جعفر طيار است كه نياز به معرفى
ندارد، كنيه او ابوعبداللّه و مشهور به جعفر طيار مى‏باشد، ايشان پسر عمو و يكى از
صحابى گرانقدر پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله و از شهداى بزرگ صدر اسلام است، پدرش حضرت
ابوطالب   علیه السلام و مادرش فاطمه بنت اسد است.

وى بعد از على بن ابى طالب   علیهم السلام به پيامبر اكرم ايمان آورد لذا دومين فردى است
كه به پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله ايمان آورد و مسلمان شد،[1] ايشان به ذوالهجرتين معروف بود و
اين به خاطر اين بود كه وى در راه خدا و يارى دين خدا دو مرتبه هجرت كرد، يك
مرتبه به سرپرستى قريب به هشتاد نفر از مسلمانان به حبشه و بار ديگر به مدينه
هجرت نمود.[2]

ايشان در سال پنجم بعثت سردسته آن عده از مسلمانانى بود كه از رسول خدا   صلی الله علیه و آله
درخواست رفتن به مكانى كه از شرّ كفّار در امان باشند كردند تا وقتى كه خداى تعالى
اجازه دهد كه با كفّار بجنگند[3] و رسول خدا   صلی الله علیه و آله اجازه داد تا به حبشه بروند و به آنها
فرمود: مردم حبشه مسيحى و اهل كتاب بوده و از ظلم و ستم دورى مى‏كنند و نجاشى
سلطان آنها كه اسمش اضحمه است مرد عدالت گسترى مى‏باشد.[4]

لذا آنها در ماه رجب به سوى حبشه حركت كرده و تا اراضى جدّه پياده راه را
پيمودند و از آنجا با كشتى به حبشه رفتند.

برخورد خوب و رفتارهاى پسنديده نجاشى با مسلمانان و حمايت وى از ايشان،
محبت مسلمانان را به نجاشى زياد كرد، و جعفر كه بزرگ و سردمدار مسلمانان بود، با
نجاشى بسيار صميمى و نزديك شد اين صميميت و رفاقت مابين آنها لحظه به لحظه
بيشتر مى‏شد تا آنجا كه جعفر توانست نجاشى را مسلمان كند.[5]

اسماء بنت عميس همسر جعفر كه همان ايام در حبشه صاحب فرزندى شده بود
به فرزند تازه متولد شده نجاشى شير مى‏داد و همين مسأله نيز باعث پيوند و صميميت
بيشتر ميان آن دو خانواده شده بود.[6]

نجاشى پيوسته حامى جعفر و همراهانش در حبشه بود و چون شورشى عليه وى
از سوى يكى از فرمانروايان حبشى صورت گرفت، نجاشى براى در امان ماندن جعفر
و همراهانش از آسيب‏هاى احتمالى، آنان را به منطقه امنى منتقل كرد تا در اين
درگيرى‏ها به آنان آسيبى نرسد،[7] نجاشى شمشيرى گران قيمت به نام غمام را به جعفر
هديه داد.[8]

جعفر و ياران وى پس از پانزده سال دورى از پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله در سال هفتم هجرى
همزمان با فتح خيبر به درخواست و تقاضاى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله از حبشه به مدينه
بازگشتند، او با مسلمانان باقيمانده در حبشه و همچنين جماعتى از حبشيان كه تازه
اسلام را پذيرفته بودند، نزد پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله آمدند، پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله از ديدن آنها بسيار
شادمان شد و سجده شكر به جاى آورد و ميان دو چشم جعفر را بوسيد و فرمود: ما
ادرى بايهما اسر بقدوم جعفر؟ ام بفتح خيبر؟
[9]

يعنى: نمى‏دانم به فتح خيبر بيشتر خوشحال باشم يا بازگشت جعفر؟

پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله در كنار مسجد زمينى جهت ساختن خانه براى جعفر مشخص كرد
و با اين كه جعفر در فتح خيبر حضور نداشت اما از سهام خيبر سالانه 50 پيمانه خرما
براى ايشان معين فرمود.[10]

در همين ايام پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله به عنوان هديه نمازى را به جعفر آموختند كه مشهور
به نماز جعفر طيار شد، ائمه اطهار   علیهم السلام نيز اين نماز را مى‏خواندند و به آن سفارش
مى‏كردند، پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله دائماً نسبت به جعفر با محبت برخورد مى‏كردند، روزى
قسمتى از يك گلابى كه به ايشان هديه شده بود را به جعفر داده و با بر شمردن فوايد آن
ميوه، از جعفر خواستند، آن را تناول نمايد،[11] همچنين بسته‏اى خلال دندان به جعفر
هديه دادند،[12] پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله گاهى با ابراز محبت از جعفر مى‏خواستند كه خاطرات
خود را از حبشه برايشان تعريف كند.[13]

رفتارهاى محبت آميز ديگرى نيز از پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله در حق جعفر ثبت شده است
كه همه نشان از موقعيت والاى جعفر در نزد آن حضرت دارد.

فرزندان جعفر هشت نفر به نام‏هاى عبداللّه، عون، محمد اكبر، محمد اصغر،
حميد، حسين، عبداللّه اكبر و عبداللّه اصغر هستند كه مادر همه آنها اسماء بنت عميس
بود.[14]

نسل ايشان از طريق فرزندش، عبداللّه امتداد پيدا كرد،[15] و افراد معتبر و شناخته
شده و جليل القدرى از اين نسل به دنيا آمدند، در آن زمان منسوبان به جعفر طيار را
جعفرى مى‏گفتند و خاندان‏هاى وابسته را آل جعفر مى‏ناميدند، پسر بزرگ ايشان به نام
عبداللّه همسر حضرت زينب كبرى   عليهاالسلام شد.

جعفر بن ابى طالب   علیهم السلام 20 سال بعد از عام‏الفيل در شهر مكه به دنيا آمد، زمانى كه
در مكه خشك سالى بود، به دليل تنگ دستى پدرش، در خانه عمويش عبّاس بزرگ
شد و همچنان نزد او بود تا در سال اول بعثت، يكى از اولين كسانى بود كه به پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آله ايمان آورد و مسلمان شد،[16] البته ايشان قبل از مسلمان شدن يكتا پرست بود،
او در عصر جاهليت به داشتن چهار ويژگى معروف و مشهور بود: پرهيز از شراب
خوارى و دروغ و فحشاء و بت پرستى.[17]

ايشان خطيبى توانا و مردى شجاع و سخاوتمند، بردبار و متواضع و شخصيتى
نافع داشت و داراى زيركى و درايت و هوش زياد و اراده قوى بود، درباره فضائل او
رواياتى از پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله نقل شده كه ايشان در رديف بهترين مردم و با پيامبر از يك
طينت و سرشت و از نظر خلق و خوى شبيه‏ترين افراد به پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله بوده است.[18]

ايشان دائماً به فقراء و مستمندان رسيدگى مى‏كردند و اكثر مواقع اموالش را ميان
آنها تقسيم مى‏نمودند، به همين جهت پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله او را ابوالمساكين يعنى پدر
بينوايان مى‏خواندند.[19] ارادت و علاقه و محبتش به برادر خود يعنى على بن ابى
طالب   علیهم السلام هم بسيار زياد بود.


[1] – تاريخ مدينه دمشق جلد: 7 صفحه: 125.

[2] – اعيان الشيعه جلد: 4 صفحه: 120.

[3] – التبيين‏فى‏انساب‏القرشيين صفحه: 113 الى 114.

[4] – رسول اكرم   صلی الله علیه و آله صفحه: 66.

[5] – (اعلام الورى باعلام الهدى جلد: 1صفحه: 119) و (الاصابه جلد: 1 صفحه: 593).

[6] – بحارالانوار جلد: 18صفحه: 417.

[7] – سيره حلبيه جلد: 2 صفحه: 276.

[8] – المنمق فى اخبار قريش.

[9] – مناقب ابن شهر آشوب صفحه: 98.

[10] – تاريخ‏مدينة دمشق جلد: 72 صفحه: 127.

[11] – مرآة العقول جلد: 22 صفحه: 197.

[12] – المحاسن جلد: 2 صفحه: 563.

[13] – الكافى جلد: 8 صفحه: 366.

[14] – الدرجات‏الرفيعة فى طبقات الشيعة صفحه: 168 الى 186 و القول الجازم فى نسب بنى‏هاشم صفحه:
102 الى 105.

[15] – الطبقات الكبرى جلد: 4 صفحه: 34.

[16] – تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام صفحه: 492.

[17] – تاريخ مدينة دمشق جلد: 72 صفحه: 126.

[18] – كتاب‏المحبر صفحه: 474.

[19] – حلية الاولياء و طبقات‏الاصفياء جلد: 1 صفحه: 114.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: