حضرت طالب از ديگر عموهاى حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است، جابر بن
عبداللّه انصارى مىگويد: به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله عرضه داشتم: مردم مىگويند: ابوطالب
كافر از دنيا رفت.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به من فرمود: اى جابر، پروردگار تو به غيب و نهان آگاهتر است، در
شب معراج چون به عرش رسيدم در آنجا چهار نور ديدم، گفتم: خدايا اين انوار
چيست؟
فرمود: اى محمد صلی الله علیه و آله اين عبدالمطلب علیه السلام، اين ابوطالب علیه السلام، اين پدرت
عبداللّه علیه السلام و اين برادرت (پسر عمويت) طالب علیه السلام است.
گفتم: اى خدا واى مولايم، آنها با انجام چه كارهائى به اين درجه رسيدهاند؟
خطاب آمد: به خاطر تقيه و ايمان و صبر و پايدارى در راه دين، تا هنگام مرگ، به
اين مقام نايل گشتهاند.[1]
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: در شب معراج، خداوند طالب را به من نشان داد كه به
مقام والائى رسيده بود.
طالب قبل از جنگ بدر مسلمان بود اما قريش او را به اكراه و اجبار همراه خود
كرده بودند. در آن هنگام رجز خوانهاى آنان در محلى فرود آمده و شروع به رجز
خوانى كردند، طالب نيز فرود آمده و چنين رجز خواند:
يا رب اما يعزون بطالب
فى مقنب من هذه المقانب
فى مقنب المحارب المغالب
بجعله المسلوب غير السالب؛[2]
يعنى: خداوندا! حال كه قريش، طالب را در اين لشكر انبوه سواره به جنگ آوردهاند.
در اين لشكر سوارهاى كه به جنگ آمده و طالب پيروزى اند، آنان را تاراج رفته و
مغلوب قرار ده نه تاراج كننده و غالب.
محمد بن مثنى حضرمى روايت مىكند: پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله ابورافع، غلام عبّاس بن
عبدالمطلب را هنگام جنگ بدر ملاقات نمود و از او درباره قومش پرسيد.
او به ايشان خبر داد كه قريش آنان را به اكراه و اجبار از شهر با خود خارج
ساختهاند.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در جنگ بدر فرمودند: من مردانى از بنى هاشم و ديگران را
مىشناسم كه قريش آنان را به اكراه همراه خود كردهاند و ما نبايد آنان را بكشيم، پس
هر كس از شما با يكى از آنان برخورد نمود او را نكشد، و هر كس عبّاس بن
عبدالمطلب را مشاهده كرد وى را به قتل نرساند زيرا به اكراه به صحنه جنگ آمده
است.[3]
[1] – بحارالانوار جلد: 35 صفحه: 15.
[2] – ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى جلد: 2 صفحه: 415.
[3] – تاريخ طبرى جلد: 2 صفحه: 282.