نام زيبا و مبارك حضرت اباالفضل، عبّاس است، عبّاس صيغه مبالغه از ماده عبس،
به معناى با صلابت بودن و در هم كشيدن صورت و اخم كردن است،[1] على بن ابى
طالب علیهم السلام نام ايشان را به اين دليل عبّاس گذاشت چون با علم امامتش از همان بدو
تولدشان به شجاعت، شكوه، صولت و خشم او در مقابل دشمنان آگاهى داشت.[2]
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام از همان بدو تولد و در اثر تربيت على بن ابى
طالب علیهم السلام مظهر آيه شريفه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ
بَيْنَهُم؛ بودند.[3]
يعنى: محمد فرستاده خدا است و كسانى كه همراه او هستند بر كفار سخت گير و
بين خودشان مهربانند.
ايشان در مقابله با دشمنان دين، آن چنان مظهر أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ بود كه او را
عبّاس مىگفتند و در مقابل مؤنين با محبت و عطوفت و داراى فضل و مهربانى، و
خلاصه مظهر رُحَماءُ بَيْنَهُم بود كه ايشان را اباالفضل مىخواندند.
در كتابهاى لغت، عبّاس به چند معنا آمده است:
به معنى شير بيشه؛ عبّاس به معنى شيرى كه شيران ديگر از او مىگريزند
مىباشد.[4]
در كتاب فرهنگ معين، عبّاس را به معناى شير آورده است.
در كتاب لغت فرهنگ جامع نوين، عبّاس را به معانى شير درنده، جمعيت بسيار،
كسى كه نيروى جمع زيادى را در خود دارد و مثل شير درنده حمله مىكند آورده است.
كتاب عربى المنجد الطلاب مىگويد: العبس و العبوس هما من اسما الاسد،
يعنى: عبوس و عبّاس نامهايى براى شير هستند.
در عرب با توجه به غنايى كه در ادبيات و زبان شان دارند علاوه بر اسم و لقب
براى اشاره و خطاب نمودن و نسبت دادن كسى يا صفتى به افراد از كنيه استفاده
مىكنند. كنيه با ابن و اب و اخ وام و اخت شروع مىشود.
[1] – فرهنگ ابجدى صفحه: 598.
[2] – معالى السبطين جلد: 1 صفحه: 437.
[3] – سوره فتح أيه: 29.
[4] – فرهنگ دهخدا ماده عبس.