علت هم نام بودن بعضى از فرزندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام با نام خلفاء

بعضى از فرزندان اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام با نام خلفاء

بحثى كه جاى دارد در اين قسمت در مورد آن توضيحاتى عرض شود مسأله‏اى
جنجال برانگيز است و مابين دانشمندان موافق و مخالف بحث هائى وجود دارد كه
چرا نام بعضى از فرزندان و يا اصحاب ائمه معصومين   علیهم السلام عمر و يا ابوبكر و يا عثمان
بوده است؟

مخالفين از اين مسأله سوء استفاده كرده و اين گونه وانمود كرده‏اند كه اين مسأله به
خاطر محبت آنها به شخصيت خلفاء بوده كه نام آنها را بر روى فرزندان خويش
مى‏گذاشته‏اند.

بعضى از دوستان در جواب اصلاً قبول نكرده و گفته‏اند: ائمه ما فرزندانى با چنين
نام هائى نداشته‏اند و بعضى ديگر در مقام جواب مطالب ديگرى بازگو كرده‏اند مثلاً در
مورد عمر بن على   علیه السلام با استناد به گفته‏هاى مورخين عامه بيان كرده‏اند: اين نام را
خليفه دوم به اجبار بر روى فرزند على بن ابى طالب   علیهم السلام گذاشته است.

البته من شخصاً اين حرف را قبول ندارم، به خاطر اين كه اين مسأله از ناحيه اهل
بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام بازگو نشده است، بلكه از طرف كسانى كه قصد داشته‏اند
خيلى زيركانه به اصطلاح خودشان ثابت كنند كه على بن ابى طالب   علیهم السلام از عمر
مى‏ترسيده و عمر بالاجبار نام فرزندش را تغيير داده بازگو شده، و اين در حالى است
كه موافق و مخالف، دوست و دشمن حتى خود عمر بارها بر شجاعت و دليرى على بن
ابى طالب   علیهم السلام اقرار كرده و شهادت داده‏اند.

على بن ابى طالب   علیهم السلام آن قدر قدرتمند و صاحب جلال و جبروت و هيبت و
ابهت بود كه احد الناسى جرأت اين كه بخواهد رو در روى ايشان بايستد را نداشت اگر
هم مى‏بينيم در مسأله خلافت و آن فجايعى كه بر سر خودش و همسرش حضرت
فاطمه زهراء   عليهاالسلام مى‏آورند سكوت مى‏كند به خاطر حفظ دين اسلام و سفارش و تأكيد
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله بود كه به ايشان امر فرموده بودند: وقتى دشمنان خدا اين فجايع را به بار
آوردند تو براى حفظ دين اسلام سكوت اختيار كن و اقدامى نكن،[1] وگرنه در كتب
صحاح سته اهل سنت الى ما شاء اللّه از قدرت و رشادت‏هاى على بن ابى طالب   علیهم السلام
گفته شده حتى خود عمر مى‏گويد من هر وقت چهره على بن ابى طالب   علیهم السلام در روز
جنگ احد به ياد مى‏آورم وحشت تمام وجودم را مى‏گيرد.

در جريان شهادت حضرت فاطمه زهراء   عليهاالسلام نيز وقتى عمر تصميم به نبش قبر آن
حضرت را نمود، اگر اميرالمؤمنين از او ترسى به دل داشت عكس‏العملى نشان نمى‏داد
و حال اين كه تاريخ گواهى مى‏دهد كه آن حضرت شمشير به دست گرفته و به سمت
آنها حركت كرد و آنها با ديدن حالت غضبناك على بن ابى طالب   علیهم السلام از ترس پا به فرار
گذاشتند.[2] لذا اين صحبت از اصل و اساس باطل است.

بعضى از دوستان هم كه اين نظريه را قبول كرده‏اند با استناد به نقل تاريخ عامه
پذيرفته‏اند غافل از اين كه دشمن به قدرى زيبا نقشه مى‏چيند تا ما بدون اين كه متوجه
اصل موضوع بشويم ترس و ضعف و ذلت را براى على بن ابى طالب   علیهم السلام بپذيريم و
فكر كنيم جواب يك مسأله را داده‏ايم.

و يا در مورد ابوبكر بن على گفته‏اند: ابوبكر نام او نبوده بلكه كنيه وى بوده است و
انتخاب كنيه براى فرزند در ميان عرب در اختيار پدر نمى‏باشد و ديگران براى يك فرد
كنيه انتخاب مى‏كنند.

همچنين در مورد عثمان بن على آورده‏اند كه حضرت امير   علیه السلام به خاطر محبتشان
به عثمان بن مظعون نام او را عثمان گذاشته‏اند و اين نام گذارى ربطى به خليفه سوم
ندارد.

ما در جواب اين مسأله، سواى اين كه بخواهيم تأييد و يا انكار كنيم كه ائمه ما   علیهم السلام
فرزندان و يا اصحابى به اين نام داشته‏اند مى‏گوييم: در آن زمان نام‏هايى از قبيل عمر و
ابوبكر و عثمان نام‏هاى رايج و متداولى در بين مردم بوده كه به روى فرزندان خويش
مى‏گذاشته‏اند و ربطى به هيچ مسأله ديگر ندارد.

در زمان خود ما هم همين گونه است مثلاً نام شاه ايران محمد رضا پهلوى بود و
اكثر قريب به اتفاق مردم ايران از او و اعمال و رفتارش تنفر داشتند، اما چون محمدرضا
نام متداولى بوده و هست كه مردم ايران به روى فرزندان خود مى‏گذارند خيلى از مردم
فرزندان خود را محمدرضا مى‏ناميدند و هيچ كس هم نمى‏گفت شما به خاطر محبت به
شاه اين نام را انتخاب كرده‏ايد بلكه همه مى‏دانستند اگر كسى نام فرزندش را رضا
مى‏گذارد به خاطر محبت به امام هشتم شيعيان است.

همچنين مى‏توان به نام افراد جنايتكار و خونريزى كه در طول تاريخ بوده مثل
چنگيز يا تيمور يا در ميان عرب‏ها به حجّاج و مروان يا در اروپا به نام‏هايى مانند
ناپلئون يا هيتلر اشاره كرد كه تمام افراد نام برده انسان‏هاى سفّاك و ظالمى بوده‏اند و
خون خيلى‏ها را ريخته‏اند اما مردم با تمام تنفرى كه از اين افراد دارند مى‏بينيم كه نام
آنها را بر فرزندان خويش مى‏گذارند و همه مى‏دانند كه اين نام‏گذارى آنها ربطى به افراد
نامبرده ندارد.

ضمن اين كه اگر انتخاب اسم مخصوصاً در آن زمان مربوط به محبت نسبت به
افرادى بود كه قبلا به آن نام بودند پس بايد همه مردم مسلمان نام فرزندان خود را به نام
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله مى‏گذاشتند.

ولى مى‏بينيم كه مورخين مورد تأييد اهل سنت نوشته‏اند: خليفه دوم وقتى به
خلافت رسيد به تمامى ممالك اسلامى بخشنامه داد و اعلام كرد كه كسى حق ندارد
فرزندش را به نام رسول خدا   صلی الله علیه و آله نام‏گذارى كند،[3] بنابراين كسانى كه القاء مى‏كنند
علت نام گذارى محبت به افرادى بوده كه قبلا به آن نام بوده‏اند بايد جوابى هم براى نامه
خليفه دوم آماده كنند، چون اين نامه كمترين مطلبى را كه ثابت مى‏كند بى‏محبتى او به
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله است، مخصوصا با داشتن اين اعتقاد كه نام گذارى از روى محبت انجام
مى‏گرفته است.

البته اگر شخصى نامى براى فرزندش انتخاب كرد و علت خاصى براى نام
گذاريش بيان كرد خوب همه عقلاء قبول دارند كه اين نام گذارى به همان دليلى است
كه خود نام گذارنده بيان كرده مانند وقتى كه حضرت على بن ابى طالب   علیهم السلام نام فرزند
خويش را عثمان مى‏گذارد و مى‏فرمايد: اين نام‏گذارى به خاطر علاقه و محبتم به عثمان
بن مظعون است و امثالهم اما اگر كسى علت خاصى براى نام گذارى‏اش بيان نكرد ما
نمى‏توانيم از خودمان و بدون دليل بگوييم كه حتما علتش محبت به فلانى بوده ضمن
اين كه در آن زمان و حتى قبل از اين كه سه خليفه به دنيا بيايند خيلى‏ها به همين نام‏ها
يعنى عمر و ابوبكر و عثمان بوده‏اند.

به عنوان مثال نام يكى از صحابه عمر بن ابوسلمه قرشى است كه پسر خوانده
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله و از امّ سلمه بوده است، يا مثلاً نام يكى از فرزندان امام مجتبى   علیه السلام
عمرو بوده است آيا مى‏شود گفت كه اين نام گذارى نستجير باللّه به خاطر محبت امام
مجتبى   علیه السلام به عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام كه نام ابوجهل است بوده است؟

مضافاً اين كه نام بيست و دو نفر از صحابه پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله عمر بوده است و آنها
عبارتند از: 1- عمر بن الحكم السلمى 2- عمر بن الحكم البهزى 3- عمر بن سعد
ابوكبشة الأنمارى 4- عمر بن سعيد بن مالك 5- عمر بن سفيان بن عبد الأسد 6- عمر
بن ابوسلمة بن عبد الأسد 7- عمر بن عكرمة بن ابوجهل 8- عمر بن عمرو الليثى 9-
عمر بن عمير بن عدى 10- عمر بن عمير غير منسوب 11- عمر بن عوف النخعى 12-
عمر بن لاحق 13- عمر بن مالك 14- عمر بن مالك عتبه 15- عمر بن معاوية
الغاضرى 16- عمر بن وهب الثقفى 17- عمر بن يزيد الكعبى 18- عمر الأسلمى 19-
عمر الجمعى 20- عمر الخثعمى 21- عمر اليمانى 22- عمر بن الخطاب.[4]

و يا اين كه بيست و شش نفر از صحابه نامشان عثمان بوده است و آنها عبارتند از:
1- عثمان بن ابوجهم الأسلمى 2- عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص 3- عثمان بن حميد
بن زهير بن الحارث 4- عثمان بن حنيف بالمهملة 5- عثمان بن ربيعة بن أهبان 6-
عثمان بن ربيعة الثقفى 7- عثمان بن سعيد بن أحمر 8- عثمان بن شماس بن الشريد
9- عثمان بن طلحة بن ابوطلحة 10- عثمان بن ابوالعاص 11- عثمان بن عامر بن
عمرو 12- عثمان بن عامر بن معتب 13- عثمان بن عبد غنم 14- عثمان بن عبيداللّه بن
عثمان 15- عثمان بن عثمان بن الشريد 16- عثمان بن عثمان الثقفى 17- عثمان بن
عمرو بن رفاعة 18- عثمان بن عمرو الأنصارى 19- عثمان بن عمرو بن الجموح 20-
عثمان بن قيس بن ابوالعاص 21- عثمان بن مظعون 22- عثمان بن معاذ بن عثمان 23-
عثمان بن نوفل زعم 24- عثمان بن وهب المخزومى 25- عثمان الجهنى 26- عثمان
بن عفان.[5]

لذا اگر هم قبول كنيم كه نام گذارى فرزندان به خاطر محبت و ارادت پدر و
مادرشان به افرادى كه قبلا آن نام‏ها را داشته‏اند بوده، از كجا معلوم و با چه دليل و
قرينه‏اى مى‏گوئيد كه ائمه اطهار   علیهم السلام به خاطر محبت و ارادت شان به اين سه نفر بوده
كه آن نام را بر فرزند خويش گذاشته‏اند، چون همان گونه كه عرض شد: افراد زيادى
حتى از صحابه پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله به همين نام بوده‏اند و اين گونه نبوده كه اين نام‏ها فقط
در انحصار سه خليفه باشد.

ضمن اين كه خود مورخان اهل سنت در كتب خويش آورده‏اند كه خليفه دوم به
ابن عبّاس مى‏گويد: تو و على بن ابى طالب   علیهم السلام ابوبكر و من را دروغگو، گناه‏كار،
حيله‏گر و خيانت كار مى‏دانيد،[6] و يا اين كه حديث نقل كرده‏اند كه على بن ابى

طالب   علیهم السلام ابوبكر را شخص مستبد و غاصب مى‏دانست،[7] يا نقل كرده‏اند: على بن ابى
طالب   علیهم السلام حتى كراهت داشت كه چهره عمر را ببيند،[8] حالا چطور مى‏گويند
نام‏گذارى اين فرزندان به خاطر محبت على بن ابى طالب   علیهم السلام به خلفاء بوده است؟

پس همان گونه كه استدلالاً عرض شد، در آن زمان اين نام ها، نام‏هاى متداولى
بوده كه همه مردم روى فرزندان خود مى‏گذاشته‏اند و ربطى به ارادت و محبت داشتن
آنها به شخص خاصى نبوده است. به عنوان مثال شيعيان از همان روز عاشورا كه اين
مصائب بر سر اهل‏بيت رسول اللّه   صلی الله علیه و آله آوردند تنفر شديدى به يزيد و شمر و امثالهم
داشته‏اند اما در عين حال مى‏بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه اطهار   علیهم السلام كسانى
بوده‏اند كه نام شان يزيد است؛ مانند: يزيد بن حاتم كه از اصحاب امام سجاد   علیه السلام بوده،
يا يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ و يزيد كناسى كه از اصحاب امام باقر   علیه السلام بوده‏اند، يا
يزيد الشعر، يزيد بن خليفه، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحه، يزيد بن فرقد و
يزيد مولى حكم كه از اصحاب امام صادق   علیه السلام مى‏باشند، حتى يكى از اصحاب امام
صادق   علیه السلام نامش شمر بن يزيد بوده است.[9]

آيا مى‏توان قبول كرد شيعيان به خاطر محبت و اردات شان به شمر بن ذى
الجوشن و يا يزيد بن معاويه نام فرزندان شان را يزيد و شمر مى‏گذاشتند؟

بنابراين تا وقتى كه اين مسأله صحت داشته و ائمه ما   علیهم السلام بعضى از فرزندان خود
را به اين نام ها، نام گذارى كرده باشند ربطى به ارادت و يا محبت شان به شخص
خاصى نبوده است.

البته در زمان حاضر شيعيان راستين به خاطر كثرت محبت شان به خاندان
عصمت و طهارت   علیهم السلام نام فرزندان خود را به نام آن بزرگواران نام گذارى مى‏كنند، اما
فرقش با مسأله قبل اين است كه نام نامى و القاب و كنيه‏هاى ائمه اطهار   علیهم السلام در انحصار
خودشان بوده، يعنى از طرف خداى تعالى براى آنها انتخاب مى‏شده و قبل از آنها در
اكثر قريب به اتفاق موارد هيچ كسى به آن نام، يا القاب و كنيه نبوده است.[10]

مثلاً كنيه‏هاى ابوتراب و ام‏ابيها كجا، كنيه ابوبكر كجا؟

كنيه‏هاى ابوتراب و ام‏ابيها توسط خداى تعالى و به وسيله پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله به على
بن ابى طالب   علیهم السلام و حضرت فاطمه زهراء   عليهاالسلام داده شد و تا قبل از آنها هيچ كس به اين
كنيه خوانده نشده بود.[11]

اما كنيه ابوبكر، كنيه متداولى بود كه حتى بسيارى از مشركين و بت پرستان، ابوبكر
كنيه گرفته بودند، نام‏ها و القاب آن بزرگواران نيز همين گونه بوده، مثلاً محمد و على و
يا القابى مانند زين العابدين كه به امام چهارم و يا باقرالعلوم كه به امام پنجم مى‏گفتند و
ديگر القاب ائمه اطهار   علیهم السلام همه و همه در انحصار خودشان بوده و قبل از آنها بر هيچ
كسى نبوده و بعد از ايشان نيز اگر كسى از نام و يا كنيه و يا القاب آنها استفاده مى‏كرد به
خاطر كثرت محبت شان به آن بزرگواران بوده است، اما نام‏ها و القاب و كنيه‏هاى
ديگران در انحصار كسى نبوده و همان طور كه عرض شد به گواه تاريخ بسيارى
مسلمانان و غير مسلمانان حتى مشركين و بت پرستان عمر نام داشتند و يا ابوبكر
كنيه‏شان بود.


[1] – كتاب سليم بن قيس هلالى جلد: 2 صفحه: 568.

[2] – بحارالانوار جلد: 43 صفحه: 212.

[3] – عمدة القارى شرح صحيح البخارى جلد: 15 صفحه: 39.

[4] – الإصابة فى تمييز الصحابة جلد: 4 صفحه: 483 الى 491.

[5] – الإصابة فى تمييز الصحابة جلد: 4 صفحه: 370 الى 383.

[6] – صحيح مسلم جلد: 3 صفحه: 1378 حديث: 1757 كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ.

[7] – صحيح البخارى جلد: 4 صفحه: 1549 حديث: 3998 كتاب المغازى باب غزوة خيبر.

[8] – صحيح البخارى جلد: 4 صفحه: 1549 حديث: 3998 كتاب المغازى باب غزوة خيبر.

[9] – جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد جلد: 1 صفحه: 402.

[10] – در بحارالانوار جلد: 35 صفحه: 48 اشاره به نام على بن ابى طالب   علیهم السلام دارد كه تا قبل از آن كسى به اين
نام نامگذارى نشده بود.

[11] – احقاق الحق و ازهاق الباطل جلد: 15 صفحه: 589.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: