از ديگر بستگان حضرت امالبنين عليهاالسلام لبيد است كه شاعرى توانا بوده و 150 سال
عمر كرده است، ايشان در عصر جاهليت و بت پرستى يكتا پرست بود و خداى تعالى
را مىپرستيد، زمانى كه لبيد اسلام آورد به كوفه رفت و در سال 41 هجرى قمرى زمانى
كه معاويه براى صلح با امام حسن علیه السلام وارد كوفه شد وفات يافت.[1]
در عصر جاهليت هر كدام از شعراء و ادباء عرب كه بهتر و نيكوتر از همه شعر
مىسرود حق داشت به عنوان كسب افتخار و اثبات برترى ادبى، بهترين شعر خود را
در خانه كعبه بياويزد.
در آن عصر هفت تن شاعر بزرگ عرب شناخته شده بودند كه نيكوترين اشعار
آنان به علت آويزان بودن به خانه كعبه، به سبعه معلقه يا معلقات سبع، مشهور گشته بود
و يكى از صاحبان سبعه معلقه همين لبيد بن ربيعه عامرى بود.
لبيد، عموى پدر حضرت امالبنين عليهاالسلام يكى از اشراف شعراء بود، او مردى كريم و
با فتوت و در عين حال شجاع و دلاور بود.[2]
لبيد قبل از مسلمان شدن، يكتا پرست بوده و اشعار زيادى سروده بود، اما بعد از
مسلمان شدن فقط يك شعر سروده است و آن شعر اين بيت است:
ما عاتب المرء اللبيب كنفسه
و المرء يصلحه الجليس الصالح؛[3]
يعنى: براى خردمند، واعظ و ملامت كنندهاى چون وجدانش نيست، هر چند
همنشينى با مرد شايسته انسان را به صلاح مىآورد.
البته گفته شده كه لبيد شعر زير را پس از تشرف به اسلام نيز به عنوان سپاسگزارى
از اين توفيق بزرگ الهى، انشاء كرده است.
الحمدلله اذ لم ياتنى اجلى
حتى لبست من الاسلام سربالا
يعنى: خداى را سپاسگزارم كه نمردم تا جامه اسلام به تن پوشيدم.[4]
روزى خليفه دوم، در زمان خلافت خود به امير كوفه نامهاى نوشت و از او
خواست كه از شعراى آن ناحيه هر كس در زمينه اسلام شعرى سروده برايش بفرستد،
آن زمان مغيرة بن شعبه حاكم كوفه بود پيام خليفه را به راجز عجلى و لبيد بن ربيعه
ابلاغ كرد.
راجز قصائدى طولانى براى مغيره فرستاد، ولى لبيد سوره بقره را كه از حفظ
داشت، نوشت و به مغيره داد و گفت: خداوند عوض شعر، سوره بقره و آلعمران را به
من عطا فرموده است.
مغيره داستان هر دو شاعر را براى خليفه نوشت و خليفه به همين جهت پانصد
دينار از حقوق راجز عجلى كاست و بر حقوق لبيد افزود.[5]
لبيد شعرى سروده كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله بسيار از آن شعر خوششان مىآمد و زياد آن
شعر را به زبان جارى مىفرمودند، قسمتى از اشعار لبيد:
الا كل شيئ ما خلا اللّه باطل
و كل نعيم ما سوى اللّه زائل
نعيمك فى الدنيا غرور و حسره ى
و عيشك فى الدنيا محال و باطل
و كل اناس سوف تدخل بينهم
ذو يهيئه ى تصفر منها الانامل؛[6]
يعنى:
بدان همه چيز به جز خدا باطل است
و از اين رو هر نعمتى به ناچار از بين مىرود.
نعمتهاى جهان انسان را فريب مىدهد
و زندگى در دنيا زود گذر است
همه مردم زود به بلايى دچار مىشوند
و سرانجام، مرگ دست و انگشت آنان را زرد مىسازد.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در باره ايشان مىفرمايند: اشعر كلمة تكلم به العرب كلمة لبيد: الا
كل شيى ما خلا اللّه باطل.[7]
يعنى: بهترين شعرى كه در عرب گفته شده سخن لبيد است كه مىگويد: به جز
خدا همه چيز باطل است.
[1] – الاستيعاب جلد: 3 صفحه: 1338.
[2] – سفينه البحار جلد: 7 صفحه: 563.
[3] – الشعر و الشعراء صفحه: 69.
[4] – الاستيعاب جلد: 3 صفحه: 1335.
[5] – اسدالغابه جلد: 4 صفحه: 216.
[6] – سفينه البحار جلد: 7 صفحه: 564.
[7] – تاريخ الاسلام جلد: 3 صفحه: 353.