كم كم آب در خيمهها تمام شد، و از آنجا كه ماه محرم در سال 61 هجرى در فصل
تابستان واقع شده بود هواى كربلاء بسيار سوزان و گرم بود،[1] تشنگى بر اصحاب و
همچنين اهل بيت و كودكان امام حسين علیه السلام غلبه كرد و صداى العطش آنها بلند شد.
يكى از بزرگترين مصيبتهايى كه بر حضرت سيدالشهداء علیه السلام وارد شد همين
بود كه صداى كودكان خود را مىشنيد كه بانگ العطش، العطش سر داده بودند قلب
عطوف و رئوف امام حسين علیه السلام از شنيدن نالههاى آنان، و از ديدن صحنه هولناك
لبهاى خشكيده اطفال و رنگ پريده آنان و خشك شدن شيرهاى مادران جريحه دار
شده بود.
چون حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام داراى مسئوليت سقايت بودند هر كس براى
رفع تشنگى آب مىخواست و هر كودكى كه با لبان و زبان خشكيده احتياج به آب پيدا
مىكرد به ايشان روى مىآورد.
غيرت و عطوفت و مهربانى حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام اجازه نمىداد اين
جريانات را تحمل كنند كه اهل بيت پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و كودكان و اطفال امام حسين علیه السلام
از او آب بخواهند، ولى ايشان اعتنائى نكند و در مقابل صداى العطش نوادگان پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله و به هلاكت افتادن كودكان از بىآبى، دست روى دست گذاشته و خاموش
بنشينند،[2] لذا از روز هفتم كه عمر سعد به بستن آب اقدام كرد، تا روز عاشورا كه به
مقام رفيع شهادت نائل آمدند چهار مرتبه براى آوردن آب به شريعه فرات رفته و از
شريعه براى كاروان امام حسين علیه السلام آب آوردند، مرتبه چهارم در روز عاشورا بود كه به
شهادت ايشان منجر گرديد و آب مشك با خوردن تير بر زمين ريخت.
از روز هفتم كه آب بر امام حسين علیه السلام بسته شد، هر مرتبه كه حضرت اباالفضل
العبّاس علیه السلام به شريعه مىرفت و براى اهل بيت و اصحاب آب مىآورد و در بين آنها
تقسيم مىنمود، جيره آب خود را نگه مىداشت و نمىنوشيد، تا هر وقت اطفال حرم و
فرزندان سيدالشهداء علیه السلام در نزدش اظهار تشنگى كردند سهم آب خود را به آنها
بنوشاند.[3]
[1] – الخصائص العباسيه صفحه: 112.
[2] – كبريت احمر صفحه: 159.
[3] – رياض القدس جلد: 1 صفحه: 272.