مستجار به معناى شخصى مىباشد كه ديگران به او پناه مىبرند، حضرت اباالفضل
العبّاس علیه السلام آن قدر اين صفت در وجودشان بارز بود كه حتى امام زمانش حضرت
سيدالشهداء علیه السلام به او پناه مىبرد و اين مسأله در طول زندگى پر بركت حضرت امام
حسين علیه السلام بسيار رخ داده است كه در لابلاى مباحث همين كتاب به موارد بسيارى از
آن اشاره شده و دراينجا براى نمونه به يك مورد اشاره مىكنيم.
در شب هشتم محرم وقتى عطش بر امام حسين علیه السلام و اصحاب و اهل بيتش
مستولى گشت حضرت سيدالشهداء علیه السلام به حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام فرمودند:
برادر! اصحاب را جمع كن و چاهى حفر كنيد، حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام با محبت
و ذوق و شوق تمام اطاعت امر نمود ولى متأسفانه از حفر چاه به آب نرسيدند، لذا
زحمت چاه كندن شدت عطش را بر اصحاب چند برابر نمود.
امام حسين علیه السلام مجددا حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام را به حضور طلبيدند و به
ايشان دستور آوردن آب براى كاروانيان صادر فرمودند، ايشان با كمال ميل به برادر و
امام زمان خود لبيك گفتند و همراه با سى نفر سواره و بيست نفر پياده با بيست عدد
مشك، روانه شريعه فرات شده تا آب بياورند.[1]
البته اين معنا (المستجار) از كلمات خود حضرت سيدالشهداء علیه السلام نيز استفاده
مىشود چرا كه آن حضرت پس از شهادت قمر بنى هاشم شعرى را خواندند كه دلالت
بر اين مسأله دارد:
اخى يا نور عينى يا شقيقى
فلى قد كنت كالركن الوثيق
ايا قمرا منيرا كنت عونى
على كل النوائب فى المضيق؛[2]
يعنى: اى برادرم، واى نور چشمم، واى ميوه دلم! تو پناه استوار من بودى، اى ماه
درخشنده، كه در همه حوادث سخت و رنجهاى شديد، ياور من بودى.
معروف است حاج شيخ محمد رضا ارزى كه از علماء و شاعران برجسته مكتب
اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام است و قبرشان در كاظمين در مقبره سيد رضى رحمهالله
قرار دارد، در شأن و مقام حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام قصيدهاى سرودند، هنگامى كه
به اين مصرع رسيد:
يوم ابوالفضل استجار به الهدى؛
يعنى: روز عاشورا روزى است كه امام حسين علیه السلام مخزن هدايت، به حضرت
اباالفضل العبّاس علیه السلام پناه برد.
در سقم و صحت اين مصرع شك كرده و بعيد دانست كه اين مطلب، مطلب
صحيحى باشد و با خود گفت: شايد اين سخن مورد قبول امام حسين علیه السلام واقع نگردد،
لذا مصرع بعدش را نگفت و بيت را تمام نكرد.
امام حسين علیه السلام شب در عالم رؤا شعرش را تائيد كرده و به او فرمودند: آن چه را
كه گفتهاى صحيح است، من در آن روز به برادرم پناهنده شدم، بعد حضرت
سيدالشهداء علیه السلام به او فرمودند: مصرع دوم اين شعر را با اين جمله تكميل كن.
و الشمس من كدر العجاج لثامها؛
يعنى: آن وقتى من پناه بردم كه آفتاب از تيرگى غبار معركه كربلاء نقاب پيدا كرده و
تيره و تار شده بود.[3]
نه تنها امام حسين علیه السلام بلكه هميشه تمام اصحاب و مردم مسلمان به آن حضرت
پناه مىبردند، در واقعه جانسوز كربلاء نيز تا زمانى كه حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلامدر
قيد حيات بودند هر گاه دشمن بر اصحاب امام حسين علیه السلام احاطه مىكرد آن حضرت
مىتاخت و آنها را مىرهانيد.
[1] – ناسخ التواريخ جلد: 2 صفحه: 196.
[2] – معالى السبطين جلد: 1 صفحه: 441 و 444.
[3] – فرسان الهيجاء جلد: 1 صفحه: 189.