معناى قمر بنى هاشم

حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام از همان بدو تولد، كودكى بسيار زيبا و خوش اندام
بود و از جهت جمال و زيبائى از هر زيبارويى زيباتر بود، به طورى كه همه افراد وقتى
در برابر چهره زيبا و دلفريبش واقع مى‏شدند محو تماشاى جمال زيبايش شده و لب به
تحسين مى‏گشودند.

هيچ شخصى در عالم به زيبائى او وجود نداشت و ايشان از اين جهت نيز يگانه
دوران بود، ايشان از جهت زيبائى چهره آن قدر جذّاب و دلنشين بود كه تمام
زيبارويان عالم در برابرش مانند ستارگانى بودند كه گرداگرد ماه تابان قرار مى‏گرفتند.[1]

ايشان در زيبايى چهره و دلربائى نشانه‏اى بارز از نشانه‏هاى زيبايى بود لذا به
همين جهت ملقب به قمر بنى هاشم شد، و همان گونه كه ماه خاندان شريف و بزرگوار
خويش يعنى بنى هاشم بود در دنياى اسلام نيز ماهى درخشان بود و با انتخاب راه
شهادت مبانى اعتقادى و اهداف خويش را براى همه مسلمانان روشن ساخت.[2]

يكى ديگر از مهمترين عللى كه ايشان را ملقب به اين لقب كرده‏اند اين است كه
همان گونه كه از چهره مبارك حضرت فاطمه زهراء   عليهاالسلام علاوه بر نور معنوى، نور
مادى مى‏درخشيد[3] از صورت مبارك حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام به غير از نور
معنوى، نور مادى تلألؤداشت و مى‏درخشيد، در كتاب شريف انوار الزهراء   عليهاالسلام در اين
باره چنين آمده: حضرت فاطمه   عليهاالسلام درخشندگى مادى داشته به طورى كه خانه‏هاى
مكه را نورانى مى‏كرده و درخشندگى معنوى نيز داشته كه هادى و راهنماى حقيقى
ديگران بود، در عين آن كه خودش هدايت شده بوده است.[4]

داشتن نور مادى مسأله ايست كه مورخان سنى و شيعه در كتب خود آن را براى
بعضى افراد مانند پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله، حضرت فاطمه زهراء   عليهاالسلام، على اكبر   علیه السلام، قاسم بن
الحسن   علیه السلام و ديگران تأييد و آورده‏اند.

صورت مبارك حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام نيز مانند ماه شب چهارده نور
داشت و مى‏درخشيد، صورت مبارك ايشان در شب تاريك و ظلمانى مى‏درخشيد و از
نور چهره‏اش هر كجا كه مى‏رفت بدون نياز به چراغ، روشن مى‏شد.[5]

هر گاه ايشان در كوچه‏هاى مدينه راه مى‏رفتند اكثر قريب به اتفاق اهالى مدينه
براى ديدن ايشان مى‏شتافتند.[6]

حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام اين لقب را از آباء و اجداد بزرگوارش   علیه السلام به ارث
برده است، زيرا حضرت عبدمناف را قمر البطحاء،[7] و حضرت عبداللّه پدر گرامى
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله را قمر الحرم مى‏گفتند.[8]


[1] – سردار كربلاء فصل اسامى قمر بنى هاشم.

[2] – العبّاس صفحه: 31.

[3] – أَبُو هَاشِمٍ الْعَسْكَرِيُّ سَأَلْتُ صَاحِبَ الْعَسْكَرِ   علیه السلام لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءَ   عليهاالسلام فَقَالَ كَانَ وَجْهُهَا يَزْهَرُ لِأَمِيرِالْمُؤمِنِينَ   علیه السلام مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ وَ عِنْدَ الزَّوَالَ كَالْقَمَرِ الْمُنِيرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَالْكَوْكَبِ الدُّرِّيِّ كَثِيرٍبحارالأنوار جلد: 43 صفحه: 16.

[4] – انوار الزهراء   عليهاالسلام صفحه: 22.

[5] – العبّاس صفحه: 81. بسيارى از بزرگان من جمله ابن شهرآشوب در كتاب مناقب اين مسأله را آورده و
تأئيد نموده‏اند.

[6] – فرسان الهيجاء صفحه: 189.

[7] – تاج العروس من جواهر القاموس جلد: 12صفحه: 515.

[8] – المزار صفحه: 113.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: