هنگامى كه حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام از حضرت امالبنين عليهاالسلام متولد شدند و
مژده ولادتش به أميرالمؤمنين علیه السلام داده شد، ايشان سريعا با شور و شعف به طرف خانه
شتافتند، قنداقه اين نوزاد نورانى را به دست على بن ابى طالب علیهم السلام دادند، آن حضرت
كودك را محكم در آغوش گرفته و به سينه خود چسبانيد و مىبوسيد و در گوش
راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند.[1]
سپس آستينهاى طفل نو رسيده را بالا زد و در حالى كه مرتب به بازوهاى او نگاه
مى كرد، مانند ابر بهار اشك از ديدگان مباركش جارى مىشد، آن حضرت در حال
گريه و اشك، دائماً دستها و بازوهاى آن كودك را مىبوسيد.
حضرت امالبنين عليهاالسلام كه انتظار داشت شوهرش از تولد فرزندشان مسرور و
شادمان شود، از مشاهده اندوه و گريه و بوسههاى على بن ابى طالب علیهم السلام حيرت زده و
نگران شد و سؤل كرد: يا أميرالمؤمنين! گريه شما من را نگران كرده، آيا خداى نكرده
فرزندم عيب و نقصى دارد، كه اين گونه گريه مىكنيد و بر بازوهاى او بوسه مىزنيد؟
حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام با صدايى بغض آلود و لحنى سراسر اندوه
فرمودند: فرزند تو هيچ نقصى ندارد ولى چون به اين دو دست نگاه كردم و به ياد
مصائب وارد بر اين طفل افتادم گريهام گرفت.
حضرت امالبنين عليهاالسلام با نگرانى بيشترى پرسيد: يا أميرالمؤمنين اين طفل چه
سرنوشتى خواهد داشت و چه اتفاقى براى طفل شير خوار من خواهد افتاد؟!
آن حضرت فرمودند: دستان كودكت را در راه يارى اسلام و برادر مظلومش، امام
زمانش حسين علیه السلام از بدن جدا خواهند كرد.
در اين جا حضرت امالبنين عليهاالسلام و ساير زنان حاضر در آن مجلس به گريه افتاده و
حزن عجيبى قلبشان را گرفت و مجلس شادى و جشن شان به نوحه و گريه و زارى
تبديل شد.
وقتى على بن ابى طالب علیهم السلام اين صحنه را ديدند و متوجه غم و اندوه حضرت
امالبنين عليهاالسلام شدند، براى تسلى خاطر و آرامش قلب ايشان فرمودند: اى امالبنين!
ناراحت نباش! زيرا فرزندت در نزد خداى تعالى داراى مقامى بسيار عظيم است، و
خداوند به جاى دو دست قلم شدهاش دو بال به او مرحمت خواهد كرد كه با آنها همراه
با فرشتگان در بهشت برين پرواز كند.
حضرت امالبنين عليهاالسلام وقتى اين سخن على بن ابى طالب علیهم السلام را شنيد دلش آرام
گرفته و بسيار مسرور گشت و خداى تعالى را شكر كرد.[2]
در اين هنگام على بن ابى طالب علیهم السلام از همسرش امالبنين عليهاالسلام پرسيد: نام او را چه
گذاشتهاى؟
حضرت امالبنين عليهاالسلام در پاسخ آن حضرت عرض كرد: من در هيچ امرى بر شما
سبقت نگرفته ام، هر اسمى كه شما مايليد بر طفل بگذاريد.
على بن ابى طالب علیهم السلام فرمود: من اين كودك را به نام عمويم عبّاس ناميدم.[3]
در هفتمين روز تولد ايشان بنا به سنت اسلامى، حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام
سر فرزندش را تراشيد و هم وزن موهايش طلا به فقيران صدقه داد و همان گونه كه
براى به دنيا آمدن حسنين علیهم السلام عمل كرده بود گوسفندى را به عنوان عقيقه ذبح كرد.[4]
[1] – الخصائص العباسيه صفحه: 65.
[2] – العبّاس صفحه: 139.
[3] – الخصائص العباسيه صفحه: 71.
[4] – العبّاس بن على رائد الكرامه و الفداء فى الاسل صفحه: 26.