از جناب آقاى سيد محمود حسينى طباطبايى بروجردى چنين نقل شده: پدرم
مرحوم حاج ضياءالدين طباطبايى رحمهالله فرمودند: در دوران جوانى براى زيارت عتبات
عاليات به عراق رفتم، روزى براى زيارت حرم حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام با جمعى
وارد صحن حرم مطهر آن حضرت شديم و ديديم سيمهاى قوى برق در كنار صحن
قرار دارند و سيمهاى لختى هم از كنار يكديگر گذشتهاند، در اين هنگام بادبادك بچه
هايى كه در آن مكان مقدس با هم بازى مىكردند روى سيمها قرار گرفت، در اين
هنگام يكى از بچهها كه مىخواست بادبادك را بياورد روى سيمهاى لخت قرار گرفت
و در جا خشك شد.
پدرم جناب سيد ضياء الدين فرمودند: خودم با چشمم ديدم كه يك زن عرب با
سرعت خودش را به ايوان رساند و با انگشت ابهام به ضريح مطهر حضرت اباالفضل
العبّاس علیه السلام اشاره مىكرد و از آن حضرت بچهاش را طلب مىنمود، ناگهان به طرف
كودك رفت و تمام جمعيت به دنبال او راه افتادند، يك دفعه مثل اين كه كسى كودك را
برداشت و جلوى مادرش قرار داد و فرار كرد، جمعيت هجوم آوردند و لباس آن دختر
بچه را تيكه تيكه كردند و براى تبرك بردند.