از آقاى سيد حميد ميرعباسى چنين نقل شده:
حدود 28 سال پيش كه در كشور عراق و در نجف اشرف سكونت داشتيم، بر
خود واجب كرده بودم تا هر سال در ايام زيارتى مخصوصه به كربلاى معلا سفر كنم.
در آن سال نيز طبق روال هر ساله و در ايام زيارت مخصوصه به كربلاء سفر كردم
ولى چون پول كمى با خود داشتم براى برگشتن دچار مشكل شدم و چون با خانواده
رفته بودم نمىتوانستم پياده برگردم، از طرفى آشنايى هم نداشتم كه از او پول قرض
كنم و نيز خجالت مىكشيدم كه به ديگرى اظهار نمايم.
در حالى كه بسيار ناراحت و افسرده بودم پيش خود مىگفتم: چه كنم و به چه
نحوى هزينه سفر را فراهم نمايم؟ در همين حال به صحن و سراى باصفاى حضرت
اباالفضل العبّاس علیه السلام رسيده و زبان حالم را خدمت ايشان عرض كردم كه آقا، ما براى
زيارت برادر بزرگوارتان و شما به اين سفر آمديم، نپسنديد كه اين گونه بيچاره و
مستأصل گرديم.
هنوز حرفم با آقا قمر بنى هاشم علیه السلام تمام نشده بود كه شخصى كنارم آمد و از من
درخواست نمود كه برايش روضه حضرت عبّاس علیه السلام بخوانم، وقتى روضه تمام شد
مبلغى را كه به من داد همان مقدار بود كه از حضرت تقاضا كرده بودم.