از آقاى سيد محمد على محمودى، مسئول هيئت ديوانگان امام حسين علیه السلام قم
چنين نقل شده:
حدوداً سال 1344 هجرى شمسى زمانى كه در بخش تزريقات مطب آقاى دكتر
سيد محمد تقى فيض، مقابل حرم مطهر بىبى حضرت معصومه عليهاالسلام مشغول به كار
بودم، روزى بيمارى آمپول “استرپتوهيدرازيد” را جهت تزريق به من داد، آمپول را حل
نموده و داخل سرنگ كشيدم كه تزريق نمايم ولى بيمار كه ظاهراً پرسشى از دكتر
داشت به اتاق دكتر رفت و من نيز آمپول را روى ميز گذاشتم تا برگردد.
در همين اثنا بيمار ديگرى آمد و آمپول “نوالژين 5 سى سى” آورد كه تزريق نمايد،
آمپول اين بيمار را نيز داخل سرنگ كشيدم و روى ميز گذاشته كه تزريق نمايم، ولى
اشتباها سرنگ آمپول استرپتوهيدرازيد را كه روى ميز بود برداشته و داخل وريد بيمار
تزريق نمودم، اواخر تزريق ناگهان متوجه شماره سوزن سرنگ شدم، (چون آمپول
وريدى را با سوزن نمره 24 و آمپول عضله را با سوزن نمره 22 تزريق مىنمودم).
ولى زمانى متوجه اشتباهم شدم كه ديگر كار از كار گذشته بود، زيرا اين آمپول
فقط بايد در عضله تزريق شود و تزريق آن به وريد، با مرگ بيمار همراه بود، در همان
حال متوسل به آقا قمر بنى هاشم حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام شده و طورى منقلب
گرديدم كه از حال طبيعى خارج شدم، اما با عنايت آقا هيچ گونه مشكلى براى بيمار به
وجود نيامد، و با وجودى كه از نظر طبيعى در همان حال بيمار مىبايست مىمرد، ولى
با عنايت حضرت نه تنها مشكلى برايش پيش نيامد، بلكه نگران حال من شده بود و
براى اين كه از آن حال بيايم به من كمك مىكرد.