از جناب حجة الاسلام ربانى خلخالى چنين نقل شده:
روزى براى ملاقات و احوالپرسى به منزل ثقة المحدثين مرحوم حاج سيد حسين
فخر الحسينى، معروف به حاج سيد حسين اصفهانى روضه خوان رفتم، ايشان درب را
باز كردند و مشغول صحبت شديم.
در اين اثناء ناگهان يك زن زرتشتى سراسيمه و گريه كنان به طرف منزل ايشان آمد
و تا ايشان را ديد، سلام كرده و گفت: حاج آقا، فورا به منزل ما بياييد و يك روضه
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام بخوانيد كه بچهام در حال جان كندن است!
آقا گفت: من مريض هستم و حالم براى آمدن به منزل شما مقتضى نيست، خانم
مزبور با آه و ناله اصرار كرد و ايشان گفتند: خوب، برويد يك ساعت ديگر مىآيم.
جواب داد: حاج آقا، فرصت نيست، بچهام الان مىميرد، اگر نمىتوانيد بياييد
همين جا روضهاى برايم بخوانيد.
گفتند: اين طور كه نمىشود!
گفت: مانعى ندارد.
در نتيجه در دهليز منزل كه داراى چند سكو بود نشسته و متوسل به حضرت
اباالفضل العبّاس علیه السلام شدند، زن زرتشتى گريه زيادى كرد و به منزل رفت.
من از ايشان سؤل كردم: آقا، زرتشتيان هم به حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام عقيده
دارند؟! گفتند: بله، هر وقت گرفتارى دارند متوسل به حضرت شده و حاجت خود را
هم خيلى زود مىگيرند، چند روز بعد از وقوع اين قضيه، مرحوم حاج سيد حسين را
ملاقات كردم و از نتيجه امر سؤل نمودم.
گفتند: زن زرتشتى آمده و گفته است وقتى به منزل رسيدم ديدم حال بچهام خوب
شده، چشم باز كرده و غذا هم مىخورد، خداوند به بركت حضرت اباالفضل
العبّاس علیه السلام به او شفا داده است.