كرامت صد و سى و يكم

از جناب حجة الاسلام ربانى خلخالى چنين نقل شده:

روزى براى ملاقات و احوالپرسى به منزل ثقة المحدثين مرحوم حاج سيد حسين
فخر الحسينى، معروف به حاج سيد حسين اصفهانى روضه خوان رفتم، ايشان درب را
باز كردند و مشغول صحبت شديم.

در اين اثناء ناگهان يك زن زرتشتى سراسيمه و گريه كنان به طرف منزل ايشان آمد
و تا ايشان را ديد، سلام كرده و گفت: حاج آقا، فورا به منزل ما بياييد و يك روضه
حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام بخوانيد كه بچه‏ام در حال جان كندن است!

آقا گفت: من مريض هستم و حالم براى آمدن به منزل شما مقتضى نيست، خانم
مزبور با آه و ناله اصرار كرد و ايشان گفتند: خوب، برويد يك ساعت ديگر مى‏آيم.

جواب داد: حاج آقا، فرصت نيست، بچه‏ام الان مى‏ميرد، اگر نمى‏توانيد بياييد
همين جا روضه‏اى برايم بخوانيد.

گفتند: اين طور كه نمى‏شود!

گفت: مانعى ندارد.

در نتيجه در دهليز منزل كه داراى چند سكو بود نشسته و متوسل به حضرت
اباالفضل العبّاس   علیه السلام شدند، زن زرتشتى گريه زيادى كرد و به منزل رفت.

من از ايشان سؤل كردم: آقا، زرتشتيان هم به حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام عقيده
دارند؟! گفتند: بله، هر وقت گرفتارى دارند متوسل به حضرت شده و حاجت خود را
هم خيلى زود مى‏گيرند، چند روز بعد از وقوع اين قضيه، مرحوم حاج سيد حسين را
ملاقات كردم و از نتيجه امر سؤل نمودم.

گفتند: زن زرتشتى آمده و گفته است وقتى به منزل رسيدم ديدم حال بچه‏ام خوب
شده، چشم باز كرده و غذا هم مى‏خورد، خداوند به بركت حضرت اباالفضل
العبّاس   علیه السلام به او شفا داده است.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: