كرامت صد و يازدهم

آنچه در ذيل نقل مى‏شود برخى از مشاهدات حضرت مستطاب حاج سيد على
كاشانى از چگونگى انتقال ضريح مطهر حضرت اباالفضل   علیه السلام از اصفهان به كربلاء
مى‏باشد:

طى مأموريتى از طرف مرجع بزرگ و فقيه شيعيان مرحوم حكيم   رحمه‏الله، به اتفاق
يازده نفر ديگر به استقبال ضريح مطهر و حمل كنندگان آن، كه در اصفهان ساخته شده
بود از كربلاء به كرمانشاه رفتيم.

پس از ملحق شدن به كاروان حاملين ضريح مطهر قمر بنى هاشم   علیه السلام به طرف
كربلاء حركت كرديم، در طول مسير از هر شهرى عبور مى‏كرديم، شهر تعطيل شده و
مغازه‏ها بسته مى‏شد و سيل جمعيت براى استقبال و تبرك، به ضريح مطهر هجوم
مى‏آوردند، گوسفندها قربانى مى‏شد و با سلام و صلوات ما را به شهر وارد كرده و
مشغول عزادارى و گريه و توسل مى‏گشتند.

پس از مدتى به شهر “بعقوبه” رسيديم، ساكنين اين شهر اكثرا سنى مذهب بودند،
با اين حال مورد استقبال وسيع مردم قرار گرفته و چون هوا تاريك شده بود تصميم
گرفتيم شب را در آنجا بمانيم.

شخصى به نام حاج مراد، من را با عده‏اى ديگر به خانه خويش دعوت كرد، ما نيز
اجابت كرديم.

اين شخص كه سنى مذهب بود گفت: از اين كه حاملين ضريح مقدس به خانه‏ام
وارد گشته‏اند بسيار خوشحالم، من اين خانه را دو ماه پيش تمام كرده ام، ليكن چون

شنيدم كاروان حاملين ضريح مطهر حضرت عبّاس   علیه السلام از اين شهر عبور مى‏نمايند
صبر نمودم تا ورود به خانه جديدم را با قدوم ايشان آغاز نمايم.

بعدها شخصى از اهالى بغداد به من گفت: زنى مسيحى در همسايگى ما فرزند
مريضى داشت كه دكترها او را جواب كرده بودند، وقتى كه ضريح مطهر از بغداد عبور
مى نمود آن زن فرزند خود را كنار ماشين حامل ضريح رسانده و از گرد و غبار ضريح
مطهر و آن ماشين به سر و صورت فرزندش ماليده بود.

پس از چندى از حال او سؤل كردم، آن زن گفت: بچه ام، به بركت ضريح مطهر
حضرت عبّاس   علیه السلام شفا يافته، اينك عازم تشرف به كربلاء هستيم تا از حضرت تشكر
و قدردانى كنيم.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: