حجة الاسلام والمسلمين آقاى شيخ على قرنى گلپايگانى در كتاب منهاج البيان
على نهج الأخبار و القرآن چنين نقل كرده است:

يكى از رانندگان اتوبوس شهرستان قم نقل كرد: در ايامى كه راه عتبات عاليات باز
بود من مرتباً مسافر از قم به كاظمين و مجددا از آنجا مسافر به قم مى‏رسانيدم، در يك
نوبت كه از آنجا مسافر زده بوده و مى‏آمدم، وقتى به گردنه پاطاق كه گردنه نسبتا سختى
است رسيدم، در وسط گردنه ديدم ماشين نفت كشى از سرگردنه پيدا شد؛ قدرى كه آمد
متوجه شدم ترمز او پاره شده و اكنون آن ماشين بر حسب عادت مى‏آيد و ماشين مرا
زير مى‏گيرد و 60 مسافرى كه همه زوار قبر امام حسين   علیه السلام مى‏باشند از بين برده و نابود
مى‏كند، هر چه فكر كردم اصلاً راه فرارى براى خود نمى‏ديدم.

دستم رفت تا درى را كه كنارم بود باز كرده و خود را به بيرون پرتاب كنم تا لا اقل
خودم كشته نشوم، ناگاه ديدم ماشين نفت كش كه با سرعت به طرف ما مى‏آمد، سرش
برگشت و به كوه خورد و خوابيد.

اتوبوس را نگه داشته و دويديم و مشاهده كرديم درب ماشين به كوه‏گير كرده و
راننده‏اش نيز صدمه‏اى نديده، اما نمى‏تواند از ماشين بيرون بيايد، به زحمت درب
ماشين را باز كرديم و او را بيرون كشيديم.

به مجرد آن كه از ماشين بيرون آمد سؤل كرد: شما چه مذهبى داريد؟

گفتيم: معلوم است ما مسلمان و شيعه هستيم.

گفت: مرا هم به دين اسلام و مذهب شيعه راهنمائى كنيد، زيرا من ارمنى بوده و به
كيش نصرانى معتقدم، بعد از آن كه او شهادتين را بر زبان جارى ساخت پرسيد: عبّاس
كيست؟

گفتيم: فرزند على بن ابى طالب   علیهم السلام است.

از او پرسيديم: به چه سبب تو از عبّاس سؤل مى‏كنى؟

گفت: در ايران رانندگى مى‏كردم رفقاى راننده كه شيعه بودند دوست داشتند من
شيعه شوم ولى قبول نمى‏كردم، آنان از راه دلسوزى و نصيحت به من گفتند: هر گاه
جايى بيچاره شدى و خواستى خود را از گرفتارى برهانى، بگو: يا اباالفضل
العبّاس   علیه السلام ايشان قطعاً از تو دادرسى خواهند فرمود.

اين مطلب در ذهن من بود تا اين كه ماشين از بالاى گردنه سرازير شد ناگاه ترمز
آن بريد و يقين كردم كه ماشينم به ته دره سقوط مى‏كند و بدنم قطعه قطعه مى‏شود، لذا
ناچار شده و چند مرتبه گفتم: يا اباالفضل العبّاس   علیه السلام! و همين كه نام مبارك آن
حضرت را بر زبان جارى كردم ماشينم به كوه اصابت نمود و متوقف شد. آرى، ماشين
مرا حضرت اباالفضل   علیه السلام حفظ نمود و جان مرا او نگهدارى كرد و من ثلث در آمد
ماشين خود را وقف ايشان كرده و تا زنده باشم در راه روضه خوانى او مصرف

مى‏نمايم و همان جا با انگشت خود با مركب در جلوى ماشين نوشت: شركت با
اباالفضل العبّاس   علیه السلام

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: