از مرحوم حاج سيد محمد كاظم قزوينى رحمهالله از پدرشان مرحوم سيد محمد ابراهيم
قزوينى رحمهالله چنين نقل شده:
پدرم در صحن مطهر حضرت اباالفضل علیه السلام امام جماعت بودند و مرحوم آقا شيخ
محمد على خراسانى رحمهالله كه واعظى بىنظير بود بعد از نماز ايشان به منبر مىرفت، يك
شب مرحوم واعظ خراسانى مصيبت حضرت اباالفضل علیه السلام را خوانده و از اصابت تير
به چشم مقدس آن حضرت ياد كرده بود، مرحوم قزوينى كه سخت متأثر شده و بسيار
گريه كرده بود بعد از روضه به ايشان مىگويند: چرا چنين مصيبتهاى سختى كه سند
خيلى قوى ندارد مىخوانيد؟
شب در عالم رؤا به محضر مقدس حضرت اباالفضل علیه السلام مشرف شده و آقا
خطاب به ايشان فرموده بود: سيد ابراهيم! آيا تو در كربلاء بودى كه بدانى روز عاشورا
با من چه كردند؟!
پس از آن كه دو دستم از بدن جدا گرديد دشمن مرا تير باران كرد، در اين زمان
تيرى به چشم من رسيد (شايد او فرموده بود: به چشم راست من) هر چه سر را تكان
دادم كه تير بيرون بيايد، تير بيرون نيامد و عمامه از سرم افتاد، زانوها را بالا آوردم و خم
شدم كه به وسيله دو زانو تير را از چشم بيرون بكشم كه دشمن با عمود آهنين به سرم
زد.