از مشهدى حسين نظرى فرزند مرحوم حاج نظر على عطار، پسرعموى حاج
رضاى نظرى مشهور كه يكى از ثقات مؤنين شوشتر است چنين نقل شده:
تقريبا در سال 1255 هجرى قمرى بنده در حرم مطهر حضرت اباالفضل علیه السلام
حاضر بودم كه ديدم يك عرب را به علت سرقت برنج نزد ضريح حضرت عبّاس علیه السلام
حاضر كردند تا او را قسم بدهند، با چشمان خود شاهد بودم كه وقتى مىخواست براى
قسم خوردن لب به سخن باز كند، ناگاه صداى هولناكى به گوش مردم رسيد، به طورى
كه همه متوحش گرديدند؟!
ضريح مطهر حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام تكان خورد و آن شخص به ارتفاعى
شايد بالاتر از ضريح، به هوا بلند شد و سپس بر زمين خورد و سخت بىحال و
بىحس گرديد.
شرطهها او را بلند كرده و به او گفتند: چرا نزد حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام
بىحيائى كرده و قسم دروغ مىخورى؟! او با صداى خيلى ضعيف گفت: “شيطان
قلبنى” يعنى: شيطان مرا منقلب كرد. آن گاه در حالى كه به هيچ وجه اختيار اعضاى خود
را نداشت، او را به اتاق متولى شرطه خانه بردند تا از او سؤلاتى كنند، اما به هلاكت
رسيد و مردم سه شبانه روز جشن گرفتند.