از يكى از اهالى روستاى “گساويه” از توابع شهر زرند، واقع در استان كرمان چنين
نقل شده: در تابستان 1369 شمسى يك ماشين هجده چرخ، مخصوص حمل زغال
سنگ، در محور زرند – هجرك به موازات روستاى گساويه به رانندگى آقاى محمد تاج
آبادى در حال عبور بود، با توجه به اين كه آن روستا در درّه مجاور جاده واقع شده و از
سطح جاده حدود صد متر پايينتر است و عبور ماشينها كاملاً از داخل روستا قابل
مشاهده بوده و جلب توجه مىكند، ناگهان مشاهده كرديم تريلى فوق با سرعت در
حال سقوط به پايين درّه است.
همه اهالى وحشت زده شدند، وقتى تريلى به زمين خورد، سه تيكه شد، فورا خود
را به كابين راننده رسانديم به اين منظور كه يا جنازه او را حمل كنيم، يا اگر آثار حيات
در او مشهود باشد وى را به بيمارستان منتقل كنيم، اما با تعجب تمام ديديم كه او سالم
است و هيچ اتفاقى برايش نيافتاده، لذا او را در آغوش گرفته و دلدارى داديم كه
خوشبختانه به خير گذشت.
او گفت: در شيب تند جاده ناگهان فرمان ماشين بريد، ديگر هيچ اميد نجاتى
نداشتم، سقوط ماشين و مرگ من حتمى بود، با انحراف ماشين از جاده، چشمم به
گلدستههاى تكيه حضرت اباالفضل علیه السلام روستا افتاد، در حال سقوط به قمر بنى
هاشم علیه السلام متوسل شدم، در همان لحظه شخصى مرا از پشت فرمان برداشت و جلوى
پاى شاگرد در قسمت پايين گذاشت و اكنون سالم هستم و هيچ ترديدى ندارم كه
معجزه قمر بنى هاشم علیه السلام و عنايت آن حضرت باعث نجاتم از مرگ شده است.