از جناب آقاى حاج شيخ على رضا گل محمدى ابهرى زنجانى، چنين نقل شده:
يكى از اهالى كربلاء، عربى را مى‏بيند كه در حرم حضرت قمر بنى هاشم اباالفضل
العبّاس   علیه السلام، كنار ضريح مطهر ايستاده و با حضرت چنين سخن مى‏گويد: آقا جان! از
شما صد دينار پول مى‏خواهم، مى‏دهى يا نه؟ اگر نمى‏دهى مى‏روم حرم حضرت
سيدالشهداء   علیه السلام و شكايت شما را به امام حسين   علیه السلام مى‏كنم.

سپس سرش را به طرف ضريح مطهر مى‏برد و مى‏گويد: فهميدم و از حرم بيرون
مى‏رود. آن عرب به بازار رفته و به يكى از مغازه داران مى‏گويد: آقا فرموده است صد
دينار به من بده.

او مى‏گويد: نشانى شما از آقا چيست؟

آن مرد عرب مى‏گويد: به اين نشانى كه پسر شما مريض شده بود و شما صد دينار
نذر حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام كردى، او هم صد دينار را مى‏دهد.

نقل كننده مى‏گويد: به مرد عرب گفتم: چطور شد با حضرت صحبت كردى و
نتيجه گرفتى؟

مرد عرب گفت: به حضرت گفتم: اگر پول ندهى مى‏روم خدمت امام حسين   علیه السلام
و شكوه مى‏كنم، ناگهان ديدم حضرت، داخل ضريح ظاهر شد و در حالى كه روى
صندلى نشسته بود، حواله‏اى به من داد، من هم رفتم و از بازار گرفتم.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: