در كتاب چهره درخشان قمر بنى هاشم علیه السلام چنين نقل شده: مقارن با ايام عرفه
1421 قمرى، يك روز صبح به حرم مطهر حضرت باب الحوائج قمر بنى هاشم علیه السلام
مشرف شدم از يكى از خدام آستانه به نام سيد اسماعيل موسوى كه آثار تقوا و معنويت
در چهرهاش آشكار بود پرسيدم: شما كه اين جا خادم هستيد يكى از كراماتى را كه
ديدهايد برايم نقل كنيد؟
گفت: اولا؛ تا جد سوم ما خادم اين حرم بودهاند، ثانيا؛ دختر دو سالهاى داشتم، در
همين حرم مطهر نشسته بودم، خانمم خبر آورد كه بچه از بالاى بام افتاده و نمىدانم
مرده يا از هوش رفته، بيا او را به بيمارستان ببر.
گفتم: دكتر اين جا است، او را كجا ببرم، برو او را بياور اينجا، همسرم رفت و او را
روى دست آورد، چند دقيقه كنار ضريح مطهر به قمر بنى هاشم علیه السلام متوسل شدم،
ناگهان كودكم چشم باز كرد، سپس او را به بيمارستان برديم، دكترها گفتند: صحيح و
سالم است. آن دختر الآن 32 سال دارد.