يكى از القاب وجود نازنين قمر بنى هاشم علیه السلام “ساقى” است و بر هيچ كس
پوشيده نيست كه رابطه تنگاتنگى مابين هر ساقى با آب وجود دارد آن هم ساقىاى كه
با لبان تشنه به شهادت رسيده باشد، اما اين مسأله درباره حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام
تبديل به معجزه ماندگارى شده است.
مطالبى كه در اينجا آوردهايم برگرفته شده از سايت جهانى آستان مقدس
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است كه بيانگر وجود آبى عجيب در مجاورت قبر
شريف حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام مىباشد.
يتصف الماء المبارك فى سرداب الحضرة الشريفة بالعذوبة و النقاء و يخلو من
الطعم المج او المالح المتصفة به المياه الجوفية عادة، كما أن الذى يسير فى السرداب لا
يغير سيره صفاء الماء.
لو أردنا البحث عن تفسير علمى واضح و محسوس لذلك النقاء فلن نجده، و لن
يبق أمامنا سوى التفسير الغيبى المرتبط بطهر المكان و مقام صاحبه، و كأن هذا الماء
أراد هذه المرة المجىء بنفسه إلى صاحب الجود بعد أن ورده فى تلك اللحظات التى
أشعلها لهيب العطش فى ملحمة الطف العظيمة و لم يشرب قطرة منه! و قبل أن نواصل
حديثنا عن سر هذا النقاء علينا الإحاطة بالسرداب الذى يحويه.
يعنى: از ويژگىهاى آب موجود در سرداب مطهر حرم حضرت اباالفضل
العبّاس علیه السلام شيرينى، خلوص، شور نبودن و پاكى منحصر به فرد آن است كه بر خلاف
تمامى آبهاى زير زمينى، پس از ورود به سرداب، تمام اين ويژگى را حفظ مىكند.
تحقيقات علمى براى يافتن دليل اين ويژگىهاى معجزه گونه، بىنتيجه مانده
است و تنها راه پاسخ به اين سؤال بزرگ، تفسير غيبى و ماورائى آن و ارتباط اين آب با
صاحب باكرامت اين مكان مقدس است.
گويى اين آب، قصد دارد با عرضه خود به محضر علمدار كربلاء، عطش لحظه
هاى دل شكن غربتش را، هنگامى كه بر شريعه فرات، لبهاى خشك و عطشناكش را
به ياد سيد و مولا و امامش، تشنه نگاه داشت، برطرف كند! و آيا اين آب با چنين هدف
گرانسنگى، جز پاكى و خلوص و شيرينى مىتواند ويژگىهاى ديگرى داشته باشد؟!
إن السرداب عبارة عن نسخة من الحرم العلوى لأبى الفضل العبّاس علیه السلام و أروقته،
و لكن بسبب التصاميم الإنشائية القديمة فى الفترة التى بُنى فيه المرقد أواسط القرن
الثامن الهجرى فإنها استلزمت أن يكون سمك الجدران فى السرداب أكثر من الجدران
العلوية التى تقع فوقه بنسبة كبيرة قد تصل لأضعاف عدة، طبعاً لتكون قادرة على تحمل
ثقل البناء الأعلى فى ظل غياب التقنيات الحديثة التى لا تقتضى إلا زيادة فى سمك
جدران الأسس والسرداب بشكل أكثر بقليل من الجدران العلوية، و بالتالى فالأروقة
السفلى والحرم الأسفل (التى تكون بمجموعها سرداب القبر الشريف) تبدو كممرات
ضيقة لا كفضاءات مثيلاتها فوقها التى يظهر عليها الوسع ممثلة بالحرم و أروقته.
بناى سرداب مقدس كه مساحت آن برابر با مساحت حرم مطهر و رواقهاى
موجود در آن است، مربوط به اواسط قرن هشتم هجرى مىباشد و داراى ديوارهاى
ضخيم ترى نسبت به ديوارهاى موجود در حرم مقدس است و در طول تاريخ بارها بر
ضخامت آن افزوده شده تا بتواند وزن بالاى بناى فوقانى را تحمل نمايد. اين در حالى
است كه در فناورىهاى جديد براى تحمل بناى فوقانى، ضخامت ديوارهاى بناى
تحتانى مىبايست تنها كمى ضخيمتر باشد. همين مسئله باعث شده راهروهاى موجود
در سرداب مطهر، به دليل ضخامت بيش از اندازه ى ديوارهاى موجود، تبديل به
راهروهاى تنگ و كم عرض شود. با توجه به اين مسئله، آستان مقدس حرم حضرت
اباالفضل العبّاس علیه السلام از سال 2008 ميلادى، مقاوم سازى و بهينه سازى سرداب مقدس
را در دستور كار خود قرار داده است.
لقد خص الله أولياءه و أسبغ عليهم نعماً لم يخص بها باقى خلقه لأنهم أخلصوا
الطاعة و القربى إليه و الزلفى لديه، و ليس لأحد الاعتراض على ذلك فهو جل و علا
لا يُسأل عن فعل وهم يسألون.
و من أوليائه المقربين و عباده الصالحين حضرة مولانا أبى الفضل العبّاس ابن
أميرالمؤنين و سيد الموحدين عل
خداوند خصوصيتها و نعمتهايى را به اولياى خاص خود اختصاص داده كه
ديگر بندگانش از آن محروم هستند، زيرا آنها در بندگى و قرابت به وى خلوص نيت از
خود نشان دادند.
از جمله اولياى مقرب و از جله بندگان صالح خداوند متعال، مولا و سرورمان
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام مىباشد، و اين به خاطر اصل و نسب هاشمى و ادب
علوى و علم الهى است كه در خانه پدرش امام على علیه السلام بر اساس آن پرورش يافت.
علاوه بر آن، اخلاص، بندگى و وفادارىاش نسبت به امام حسن و امام حسين علیهم السلام
سرور جوانان اهل بهشت مىباشد.
بنابراين مىبينيم كه خداوند به اين بنده وفادارش انواع و اقسام نعمتها را از هر
طرف ارزانى داشته و علاوه بر اين كه او را در خانه امام على علیه السلام قرار داده، به او در بين
مسلمانان بيش از سيزده قرن و نيم ماندگارى عطا كرده است، به طورى كه ضرب المثل
اخلاص و اطاعت از يك طرف، و از طرف ديگر مورد ارج خداوند در دنيا و آخرت
شده است.
از جمله نعمتها و رازهاى عجيبى كه خداوند به حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام
ارزانى داشته، همان آب مبارك و گوارايى است كه پيرامون مقبره شريف او مىباشد و
در سرداب اين مقبره جريان مىيابد.
همگان مىپرسند: راز وجود اين آب مبارك در چنين مكانى چيست و چرا چنين
آبى در ديگر اماكن وجود ندارد؟
وجود چنين آب مباركى در اين مكان هيچ جاى تعجبى ندارد، زيرا اين آب با
مرقد شريفى در تماس است كه پيكر مطهر نفس زكيه حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام در
آن قرار دارد و همين موضوع باعث پاكيزگى اين آب و عدم تغيير طعم آن شده و باعث
گرديده تا خدواند شفاى عاجل را در آن قرار دهد كه بارها پس از سقوط صدام و حتى
در زمان حكومت او با اين موضوع روبرو شدهايم.
امر تعجب برانگيز اين است كه اگر تنها چند متر از حرم مطهر خارج شده و به
يكى از سردابهاى ساختمانهاى مجاور برويم كه فقط چند متر از اين سرداب فاصله
دارد، در آن با آبى روبرو مىشويم كه بد رنگ و بدبو بوده و با جلبك و خزه پوشيده
شده و بوى بدى كه معمولاً از آبهاى راكد پخش مىشود، از آن بلند گرديده و رنگ
آن نيز متغير است.
اگر اين را نيز بيفزاييم كه شهر كربلاى معلى به دليل كوتاهىهاى نظامهاى سابق، به
ويژه نظام ديكتاتورى و سرنگون شده صدام بر درياچهاى از آبهاى زير زمينى
مختلط به زهكشىهاى شبكه تصفيه آبهاى سبك و سنگين فرسايش يافته، شناور
است و اين كه زمين آن نيز بر نفوذ سريع اين آبها به درون خود كمك مىكند، درك
خواهيم كرد كه نوعى راز الهى وجود دارد كه مانع از جريان يافتن آن آبها به آب اين
سرداب زير زمينى و عدم مختلط شدن با آن از طريق لايههاى خاك شكننده وجود
دارد، در حالى كه زمين اين صحن، پايينتر از سطح شهر مقدس كربلاء، و سرداب نيز
پايينتر از صحن قرار دارد.
يكى از فضلاى حوزه علميه نجف اشرف درباره راز آب سرداب قبر حضرت
اباالفضل العبّاس علیه السلام مىگويد:
اين آب براى كسى كه پس از ورود به آنجا در موردش تأمّل كرده، خالى از كرامات
نيست و تجربه كرامات آن را در زمينه شفاى بيماران ثابت كرده اگر اين امور اسرارى
داشته باشد، تنها از طريق آثار ارجمند ائمه اطهار علیه السلام مىتوان به كنه آن پى برد. گويا
وجود اين آب به رابطه گرم بين حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام و اين آب در واقعه طف
اشاره دارد، شايد مشيت الهى اين قبر شريف را با اين آب مبارك متمايز كرده است.[1]
آنچه قابل بيان مىباشد اين است كه همه مىدانند هر آبى كه بيشتر از 10 روز در
جايى بماند گنديده مىشود و تبديل به مرداب مىگردد و حال اين كه اين آب با وجود
اين كه راه ورود و خروجى ندارد، سالها است كه پاك و تميز و گوارا مانده است.
استاد عزيزم (مدظلهالعالى) در سال 1380 هجرى شمسى با معيت فرزند
ارشدشان به عراق مشرف شدند.
در آن سفر به دستور مسئولين عراقى، معظم له را با مأمورين امنيتى براى بازديد
اماكن مقدسه همه جا بردند حتى ايشان مىفرمايند: يك شب درب سرداب حرم مطهر
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام را گشودند و ما به چشم خود ديديم كه چگونه اطراف
قبر مطهر آن حضرت را تا كمر آب گرفته و بر قبر مطهر مسلط نشده بود، وارد آب شده
و نزديك قبر مطهر حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام رفتيم و خود را از آن آب متبرك
نموده و اشك زيادى ريختيم و حال عجيبى پيدا كرديم و اين موضوع براى همه ما
بسيار اعجاب انگيز بود.
[1] – برگرفته شده از سايت الكفيل.