افراد قبيله بنى كلاب در طول تاريخ موحّد و يكتا پرست و بعد از
آمدن پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مسلمان و مفيد براى دين و راه خدا بوده اند، از بين
اين قبيله علماء بنام و فقهاء بزرگى وجود دارد؛ مثلا: أرطأة بن عبيدة
الكلابى از فقهاء و دانشمندان بزرگ كوفه بوده و همچنين اين قبيله در
خونخواهى و انتقام گرفتن از قاتلين امام حسين علیه السلام نقش به سزايى
داشتند، به طورى كه عبداللّه بن شريك الكلابى از رهبران بزرگ قيام
مختار ثقفى،[1] و همچنين برادر ايشان كه حازم بن شريك الكلابى نام
داشت فرمانده جماعت بنى كلاب در قيام مختار بود، و برادر حضرت ام
البنين مالك بن حزام در ركاب مختار در كوفه به شهادت رسيد،[2] لذا
ثابت مىشود عده چشمگيرى از نيروهاى مختار ثقفى اعم از فرمانده و
غير فرمانده از قبيله بنى كلاب بودند كه به خونخواهى امام حسين علیه السلام به
كمك مختار شتافته و قيام كردند.
ضحاك بن سفيان بن عوف بن كلاب كلابى مكنّى به ابوسعيد،
صحابى جليل القدر پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله از قبيله بنى كلاب بودند، و پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آلهايشان را امير و بزرگ قبيله خود قرار دادند.[3]
ايشان دخترى به نام فاطمه كلابيه داشتند كه افتخار همسرى پيامبر
خدا صلی الله علیه و آله پيدا كرد، تاريخ عقد ايشان سال هشتم هجرى ذكر شده، پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله به درخواست خودش ايشان را بعد از مدتى طلاق دادند.[4]
وى يكى از شجاعان و دلاوران نامى بود و در رزم و جنگ معروف
بود كه با صد نفر برابرى دارد، پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله روزى به طايفه بنى سليم كه
نهصد نفر بودند فرمود: مردى را به شما اضافه مىكنم كه تعداد شما هزار
نفر شود، بعد ضحاك بن سفيان را امير و فرمانده آنها قرار داد.
و كان رضى اللّه عنه أحد الابطال، و كان يقوم على رأس رسول
اللّه صلی الله علیه و آلهمتوشحا سيفه، و كان يعد بمائة فارس قال ابن عبد البر، و له خبر
عجيب مع بنى سليم ذكره أهل الأخبار: روى الزبير بن بكار: حدثتنى
ظيماء بنت عبد العزيز حدثنى أبى عن جدى موألة بن كثيف أن الضحاك
بن سفيان الكلابى كان سياف رسول اللّه صلی الله علیه و آله و كانت بنو سليم فى
تسعمائة، فقال لهم رسول اللّه صلی الله علیه و آله هل لكم فى رجل يعدل مائة يوفيكم
ألفا؟ فوافاهم بالضحاك بن سفيان وكان رئيسهم.[5]
يعنى: او يكى از دليران بود و در مقابل پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىايستاد در
حالى كه شمشيرش در دستش بود و خود به تنهايى به اندازه صد سوار
بود كه ابن عبد بر مىگويد: در مورد او همراه بنى سليم خبر عجيبى
هست كه اهل خبر آن را نقل كردهاند.
ضحاك بن سفيان كلابى يكى از شمشيرهاى رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و
بنى سليم 900 نفر بودند پس پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به آنها فرمود: مىخواهيد
مردى را به شما اضافه كنم كه معادل صد نفر باشد تا شما را 1000 نفر
كند؟ بعد ضحاك بن سفيان را به ايشان اضافه نمود و او را امير و رئيس
آنها قرار داد.
ضحاك فردى با محبت و قوى و مفيد بود و همواره در حفظ و
خدمتگزاى پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىكوشيد. پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله همواره ايشان را
مأمور به جمع آورى زكات مخصوصا در قبيله بنى كلاب مىفرمودند،
ايشان در غزوات و جنگها شركت كرده و نبرد شجاعانه اى از خود نشان
مىدادند، همچنين از ايشان روايت نقل مىكنند. معاويه بن ابى سفيان
نيز به خاطر ارادت ضحاك به حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام تصميم به
قتل وىگرفت، اما قوم و قبيله وى از او حمايت كرده و معاويه موفق
نشد، لذا او را تبعيد كرد.[6]
ضحاك پسرى داشت به نام معاويه بن ضحاك كه بر اساس دادههاى
تاريخى در جنگ صفين از فرماندهان لشكر معاويه بن ابى سفيان بوده و
علمدار و فرمانده بنى سليم بوده است اما همواره بغض معاويه را در دل
داشت و دوستدار اهل عراق و على بن ابى طالب علیه السلام بود و اخبار و
گزارشات لشكر معاويه را براى عبداللّه بن طفيل عامرى مىنوشت و از
طريق او به حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام مىرساند.
كَانَ مُعَاوِيَةُ بْنُ الضَّحَّاكِ بْنِ سُفْيَانَ صَاحِبَ رَايَةِ بَنِى سُلَيْمٍ مَعَ مُعَاوِيَةَ
وَ كَانَ مُبْغِضاً لِمُعَاوِيَةَ وَ أَهْلِ الشَّامِ وَ لَهُ هَوًى مَعَ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ عَلِيِّ بْنِ
أَبِي طَالِبٍ علیه السلام وَ كَانَ يَكْتُبُ بِالْأَخْبَارِ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الطُّفَيْلِ الْعَامِرِيِّ وَ
يَبْعَثُ بِهَا إِلَى عَلِيٍّ عليه السلام.[7]
[1] – الاصابه جلد: 3 صفحه: 308.
[2] – انساب الاشرف جلد: 2 صفحه: 192.
[3] – امتاع الاسماع جلد: 7 صفحه: 183.
[4] – طبقات الكبرى جلد: 8 صفحه: 112.
[5] – المجموع النووى جلد: 18 صفحه: 439.
[6] – وقعة الصفين صفحه: 469.
[7] – وقعة صفين صفحه: 468.