حضرت زينب كبرى عليهاالسلام احترام خاصى براى حضرت ام البنين عليهاالسلام
قائل بودند و هميشه در اعياد براى عرض تبريك و در شهادتها براى
عرض تسليت به زيارت حضرت ام البنين عليهاالسلام رفته و همواره ايشان را
احترام و اكرام مىفرمودند.
حضرت ام البنين عليهاالسلام بانوئى با فضيلت و عارف به حق اهل بيت
عصمت و طهارت علیهم السلام بود و محبت شديد و خالصى به آنان داشته و
خود را وقف محبت و خدمتگزارى به آنها كرده بود.[1]
اين بانوى عظيم الشأن نزد همه مردم داراى جايگاه ويژه اى است،
مردم مسلمان ايشان را نزد خداى تعالى شفيع و واسطه قرار مىدهند و به
اين وسيله حاجات خود را از خداى تعالى گرفته و غم و اندوهشان
برطرف مى شود.
حضرت ام البنين عليهاالسلام بعد از أميرالمؤمنين على بن ابى طالب علیهم السلام
مدت زيادى زنده بودند، اما با هيچ كس ازدواج نكردند؛
و لم تخرج أم البنين إلى احد قبل أمير المؤنين و لا بعده.[2]
يعنى: حضرت ام البنين عليهاالسلام قبل از اميرالمؤمنين علیه السلام و بعد از ايشان با
هيچ شخص ديگرى ازدواج نكرد.
امامه و اسماء بنت عميس و ليلى نهشيله نيز بعد از شهادت حضرت
على بن ابى طالب علیهم السلام به توصيه حضرت ام البنين عليهاالسلام با هيچ كس
ازدواج نكردند.
اين بانوى بزرگوار و وفادار، به استناد حديثى از حضرت على بن
ابى طالب علیهم السلام كه مىفرمايد: أَنَّهُ لَا يَجُوزُ لِأَزْوَاجِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله وَ الْوَصِيِّ أَنْ
يَتَزَوَّجْنَ بِغَيْرِهِ بَعْدَه.[3]
يعنى: همسران پيامبر و اوصياء، بعد از مرگ ايشان نبايد به همسرى
كسى درآيند، تن به ازدواج با كسى نداده و حتى به ديگر همسران
أميرالمؤمنين على بن ابى طالب علیهم السلام چنين تذكرى مىدادند.
پس از شهادت أميرالمؤمنين على بن ابى طالب علیهم السلام روزى مغيرة بن
نوفل كه يكى از مشاهير عرب بود از امامه، همسر على بن ابى طالب علیهم السلام
خواستگارى كرد، امامه نزد حضرت ام البنين عليهاالسلام رفت و ايشان را در
جريان گذاشت و در مورد اين ازدواج با ايشان مشورت كرد.
حضرت ام البنين عليهاالسلام در جواب او با استناد به همان حديث على بن
ابى طالب علیهم السلام فرمودند: سزاوار نيست كه ما پس از ايشان در خانه
ديگرىباشيم و با مرد ديگرى ازدواج كنيم.
اين فرمايش حضرت ام البنين عليهاالسلام نه تنها در امامه، بلكه در ديگر
همسران امام، از جمله: ليلى تميميّه و اسماء بنت عميس نيز اثر گذاشت،
لذا به همين جهت اين چهار بانوى عظيم الشأن تا پايان عمرشان با هيچ
كس ديگر ازدواج نكردند.[4]
حضرت ام البنين عليهاالسلام تا چند سال پس از واقعه جانسوز كربلاء در
قيد حيات بوده و همواره به افشاگرى عليه حكومت بنى اميه
مىپرداخت، ايشان سرانجام در روز سيزدهم جمادى الثانى سال 70
هجرى دار فانى را وداع گفت و در قبرستان بقيع، در كنار صفيه و عاتكه؛
دو تن از عمههاى گرامى پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مدفون گرديد.[5]
حضرت ام البنين علاوه بر آن همه فضل و كمالات روحى كه داشتند
اديب و شاعرى فصيح و توانا بودند كه اديب و شاعر بودن در عرب
بسيار اهميت دارد.[6]
[1] – العباس صفحه: 133.
[2] – ادب الطف جلد: 1 صفحه: 73.
[3] – بحارالأنوار جلد: 42 صفحه: 92.
[4] – برگرفته شده از كشف الغمة صفحه: 32 و (الفصول المهمة صفحه: 145) و (مناقب
ابن شهرآشوب جلد: 2 صفحه: 76) و (مطالب السؤل صفحه: 63).
[5] – فرهنگ جامع الفبايى تاريخ و جغرافياى مكه و مدينه صفحه: 123.
[6] – اعلام النساء المؤنات، صفحه: 496.