سپس پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به مسجدالحرام رفت و در حجر اسماعيل ايستاد و با صداى
بلند فرياد زد: اى مردم، من شما را به وحدانيّت خدا و رسالت خودم دعوت مىكنم و به
شما دستور مىدهم كه مرا اجابت كرده و پرستيدن بتها را ترك كنيد تا بر عرب و عجم
حكم فرما شويد و در بهشت سلطنت كنيد
زمانى كه دستور خواندن نماز از ناحيه خداى تعالى بر پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله نازل شد به
مسجد الحرام آمد تا نماز بخواند، در اين هنگام حضرت على بن ابى ابى طالب علیهم السلام كه
در آن زمان كودكى 9 ساله بودند وارد مسجدالحرام شد، پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به ايشان
فرمود: اى على نزد من بيا، على بن ابى طالب علیهم السلام نزد آن حضرت رفتند،
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به ايشان فرمودند: من فرستاده خدا هستم، پس بيا طرف راست من
بايست تا نماز بخوانيم.
على بن ابى طالب علیهم السلام عرض كرد: اى رسول خدا، اجازه دهيد تا بروم از پدرم
اجازه بگيرم و بيايم.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: برو؛ او به تو اجازه خواهد داد.
على بن ابى طالب علیهم السلام نزد پدر بزرگوار شان آمده و به حسب ظاهر كسب تكليف
نمودند.
حضرت ابوطالب علیه السلام به ايشان عرض كرد: اى پسرم؛ خوب مىدانى كه محمد صلی الله علیه و آله
هميشه امين و راستگو بوده، و جز به خير و خوبى دعوت نمىكند، پس به سوى او
بشتاب و از او پيروى كن تا به فلاح و رستگارى برسى.[1]
حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام نزد پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله شتافت و با آن حضرت به نماز
ايستادند.
حضرت ابوطالب علیه السلام با فرزندش جعفر علیه السلام به مسجدالحرام آمده و پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله و على علیه السلام را ديد كه مشغول عبادت خدا هستند، لذا پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را خطاب
قرار داده و عرض كرد: اى محمد صلی الله علیه و آله چه كار مىكنيد؟!
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداى آسمانها و زمين را عبادت مىكنم و برادرم على علیه السلام
نيز به همراهم است و آن چه من مىپرستم و عبادت مىكنم او نيز مىپرستد و عبادت
مىكند.
حضرت ابوطالب علیه السلام در اين جا شعرى سرودند و به فرزندش جعفر علیه السلام كه
همراهش بود دستور داده و فرمودند: تو نيز به پسر عمو و برادرت بپيوند.
جعفر علیه السلام نيز سمت چپ پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله قرار گرفت و با آنها نماز خواند.[2]
در اين هنگام حضرت ابوطالب علیه السلام شعر زير را سرود:
إِنَّ عَلِيّاً وَ جَعْفَراً ثِقَتِى
عِنْدَ مُلِمِّ الزَّمَانِ وَ الْكَرْبِ
وَ اللَّهِ لَا أَخْذُلُ النَّبِيَّ وَ لَا
يَخْذُلُهُ مِنْ بَنِيَّ ذُو حَسَبٍ
لَا تَخْذُلَا وَ انْصُرَا ابْنَ عَمِّكُمَا
أَخِى لِأُمِّى مِنْ بَيْنِهِمْ وَ أَبِى[3]
يعنى: على و جعفر علیهم السلام هر دو مورد اعتماد من هستند، هنگام سختى و
مصيبتهاى روزگار.
به خدا قسم محمد صلی الله علیه و آله پيامبر خدا است و او را تنها نمىگذارم، و هيچ كدام از
فرزندانم نيز كه صاحب شرافت باشد او را تنها نخواهند گذاشت.
عموزاده تان را تنها نگذاريد و او را يارى كنيد، كه در ميان برادرانم پدر او برادر
پدرى و مادرى من بود.
[1] ـ (الاصابه فى تميز الصحابه، جلد: 4، صفحه: 216) و (ينابيع المودة، جلد: 2، صفحه: 28) و (الرياض
النضرة، جلد: 2، صفحه: 159) و (غاية المرام، صفحه: 500).
[2] ـ (الحجة على الذاهب، صفحه: 65) و (تفسير على بن ابراهيم، صفحه: 353) و (هاشم و اميه فى الجاهلية،
صفحه: 163) و (رسائل جاحظ، صفحه: 49).
[3] ـ الأمالى للصدوق صفحه: 508.