توصيه حضرت ابوطالب عليه السلام به بنى هاشم در حمايت پيامبر صلى الله عليه و آله

بالاخره سران مشركين قريش تصميم گرفتند هر كدام از آن‏ها نسبت به آن دسته از
اقوام و خويشانى كه به پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله گرويده‏اند سخت گرفته و حتى المقدور آن‏ها را
آزار و اذيت كنند، با شنيدن اين خبر حضرت ابوطالب   علیه السلام اقوام و خويشان و نزديكان
خويش را فرا خواند و در جمع آن‏ها فرمود: هيچ كس حق ندارد رسول خدا   صلی الله علیه و آله و
پيروان او را بيازارد و از قريش پيروى كند، همه آن جمعيت غير از ابولهب به حضرت
ابوطالب   علیه السلام لبيك گفتند.

حضرت ابوطالب   علیه السلام وقتى حمايت بنى هاشم را ديد مسرور گشت و اشعار زير
را سرود:

إذا اجْتَمَعتْ يوماً قُريشُ لِمفْخرٍ

 فعبدُ مَنافٍ سِرُّها و صَمِيمُها

فإنْ حُصِّلَتْ أشرافُ عبدِ مَنافِها

 فَفى هاشمٍ أَشْرافُها و قَديمُها

فإنْ فَخرتْ يوماً، فإنَّ محمَّداً

 هوَ المُصْطفى مَن سِرُّها و كريُها

تَداعَتْ قُريشٌ: غَثُّها و سَمينُها

 عَلَيْنا فلم تَظْفَرْ و طاشَتْ حُلومُها

و كنّا قديماً لا نُقِرُّ ظُلامَةً

 إذا ما ثَنَوْا صُعْرَ الخُدودِ نُقيمُها

ونَحْمى حِماها كلَّ يومِ كَريهةٍ

 و نَضْربُ عَن أحجارِها مَن يَرومُها

همُ السَّادة ُ الأعلَوْنَ فى كلِّ حالةٍ

 لهمُ صِرمَة ٌ لا يُسْتطاعُ قرومُها

يَدينُ لهُمْ كلُّ البريَّةِ طاعَةً

 و يُكرِمُهم مِلأرضِ عندِى أَديمُها[1]

يعنى: قريش اگر روزى براى اظهار سرافرازى تجمع كنند، خاندان عبدمناف هسته
مركزى و نژاد اصيل و پاك آن‏ها است.

و اگر بخواهند افراد شرافتمند خاندان عبدمناف را بشناسند، پس اشراف و مردان
تاريخ ساز آنان در خاندان بنى هاشم هستند.

و اگر بنى هاشم بخواهند به خود ببالند، بايد به شخص محمد   صلی الله علیه و آله بنازند كه او
برگزيده از هسته مركزى و گرامى‏ترين مرد آنان است.

قريش كوچك و بزرگ خود را عليه ما بسيج كرد، ولى موفق نشد و آرزو هايش بر
باد رفت.

ما از قديم الايام تن به ستم نداده و زير بار ظلم نرفته‏ايم، و هر وقت مى‏ديديم گره
بر كار كسى افتاده گرفتارى‏اش را بر طرف مى‏كرديم.

در زمان‏هاى سخت ما بوديم كه از قريشيان و مكه دفاع مى‏كرديم، و كسانى را كه
نسبت به خانه كعبه قصد بدى داشتند از اطراف آن دور مى‏كرديم.

به وسيله ما بود كه گياه پژمرده جان گرفت، و در پناه ما و با حمايت ما بود كه ريشه
آن نمناك شد و رشد كرد.


[1] ـ منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة، جلد: 17، صفحه: 358.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: