خداى تعالى اراده نمود كه نبوّت را در خاندان حضرت ابراهيم علیه السلام قرار دهد و
آل او را بر تمام عالم سرورى بخشد و ايشان را از انتخاب شدگان خود قرار دهد و
اين امر را در هر دو فرزند ايشان كه به رسالت مبعوث شدند قرار داد.
قرآن در جاهاى مختلفى به اين مسأله اشاره نموده كه در اين جا به سير اين
واقعه در قرآن و روايات مىپردازيم.
زمانى كه خداى تعالى به حضرت ابراهيم علیه السلام دستور داد اسماعيل علیه السلام را همراه
مادرش هاجر عليهاالسلام به سرزمين مكه ببرد و در آنجا رها كند، ابراهيم علیه السلام اطاعت نمود و
زمانى كه از آنجا مىرفت خطاب به پروردگار سخنانى گفت كه قرآن مىفرمايد: «رَبَّنا
إِنِّى أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتى بِوادٍ غَيْرِ ذى زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاة فَاجْعَلْ
أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوى إِلَيْهِمْ».[1]
يعنى: پروردگار ما، قطعا من بعضى از ذريهام را به بيابانى كه غير قابل كشت بود،
در كنار خانه محترم تو ساكن كردم. پروردگار ما، به خاطر اين كه نماز را به پا دارند،
پس دلهاى بعضى از مردم را متوجه آنان فرما.
هاجر عليهاالسلام و اسماعيل علیه السلام به خواست خداوند و با اعجاز الهى در آن سرزمين
ساكن شده و مورد محبت مردم آن سرزمين قرار گرفتند، اما آن چه در اين آيه مهم
مىباشد سخن حضرت ابراهيم علیه السلام است كه مىفرمايد: “لِيُقيمُوا الصَّلاة” يعنى: از همان
لحظه سكونت آن دو نفر در اين سرزمين، هدف اقامه نماز و عبادت پروردگار يكتا
بوده است.
اين مطلب از دعاى ديگرى كه حضرت ابراهيم علیه السلام در آن سرزمين كرده كاملا به
دست مىآيد، قرآن مىفرمايد: «وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنى وَ
بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنام.»[2]
يعنى: و زمانى كه ابراهيم علیه السلام گفت: پروردگار من، اين شهر را امن قرار بده و من
و فرزندانم را از اين كه بندگى بتها را بكنيم، دور نگهدار.
حضرت ابراهيم علیه السلام از ابتداى اين واقعه از خداوند مىخواهد كه فرزندانش را
از عبادت بتها حفظ كند كه هدف از اسكان آنها در اين سرزمين يكتاپرستى و
عبادت الهى بوده است.
حضرت اسماعيل علیه السلام و مادر بزرگوارشان در آن سرزمين به عظمت و شرافت
نائل شده و مورد احترام تمام قبائل عرب قرار گرفتند و در امتحانات ديگرى كه
خداوند برايشان قرار داد با سربلندى خارج شدند، لذا حضرت اسماعيل علیه السلام
مفتخر شد كه به همراه پدر بزرگوارشان خانه كعبه را بازسازى كنند كه اين اتفاق در
اواخر عمر حضرت ابراهيم علیه السلام بود، بعد از اتمام كار، حضرت ابراهيم علیه السلام مناسك
حج را به جا آورد و دستانش را به دعا بلند نموده كه قرآن مىفرمايد:
«رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَك.»[3]
يعنى: پروردگار ما، ما را دو تسليم شده براى خود قرارمان بده و از ذريه ما امتّى
كه براى تو تسليم باشند، به وجود بياور.
«رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ
يُزَكِّيهِم».[4]
يعنى: پروردگار ما، در ميان آنها پيامبرى از خودشان مبعوث كن تا آيات تو را
براى آنها تلاوت كند و كتاب و حكمت را به آنها ياد بدهد و نفس آنها را از رذائل
پاك و تزكيه كند.
خداى تعالى دعاى ابراهيم علیه السلام پيامبر اوالعزم خود را استجابت نمود و توحيد و
نبوّت و امامت را همواره در خاندان ايشان قرار داد، قرآن در اين باره مىفرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمين.»[5]
يعنى: قطعا خدا آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران علیهم السلام را بر جهانيان برگزيده
است.
اين آيه درست استجابت دعاى حضرت ابراهيم علیه السلام است، لذا خداوند
فرزندان ابراهيم علیه السلام را بر همه جهانيان برگزيد و ايشان را منتخبان خود قرار داد و
برخى را به نبوّت و برخى را به وصايت و برخى را به امامت برگزيد و اين مقامات
دائما در فرزندان ابراهيم علیه السلام تا به امروز ادامه دارد.
خداوند در سوره حديد مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهيمَ وَ جَعَلْنا فى ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ».[6]
يعنى: و قطعا ما نوح و ابراهيم را فرستاديم و در ذريه آنها نبوّت و كتاب قرار
داديم.
پس آن چه مسلم است اين كه همواره در خاندان حضرت ابراهيم علیه السلام جمعى
مسلمان وجود داشتهاند و خداوند يكى از آنها را به عنوان پيامبر و نبى قرار
مىداد، از آنجا كه آنها را حاكم و بزرگ و سرپرست اين سرزمين قرار مىداده،
دعاى حضرت ابراهيم علیه السلام (كه خدايا اين سرزمين را امن قرار بده) را نيز استجابت
نمود، چرا كه امنيت در غير وجود حاكمانى صالح و عادل به دست نمىآيد.
همان طور كه قبلا هم گفته شد: حضرت ابراهيم علیه السلام همواره از خداوند اين
خواسته را داشت كه نبوّت و امامت و وصايت و بزرگى در خاندان و ذريه او قرار
بگيرد و از هر فرصتى براى طرح اين مطلب استفاده مىنمود، يكى از اين موارد
زمانى بود كه خداوند پس از امتحانات بسيار ابراهيم علیه السلام را به مقام امامت برگزيد،
قرآن مىفرمايد:
«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُن قالَ إِنِّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ
ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ».[7]
يعنى: و زمانى كه ابراهيم علیه السلام را پروردگارش با مسائل مختلف و كلماتى آزمايش
كرد و او آن كلمات را به پايان رساند، خدا به او فرمود: من تو را براى مردم امام قرار
دادم. ابراهيم علیه السلام عرض كرد: از ذريه و اولاد من هم امام قرار بده. خدا فرمود: عهد
من به ظالمين نمىرسد.
با توجه به توضيحى كه در مباحث قبل در مورد مراتب امامت داده شد معلوم
است كه نبوّت يكى از مراتب امامت است و لذا تمام انبياء علیهم السلام امام خاص هستند،
و با توجه به مفهوم اين آيه، خداوند دعاى حضرت ابراهيم علیه السلام را استجابت نموده
و فرمود: اين امر به غير ظالمان از ذريه تو خواهد رسيد.
نتيجه اين كه: نبوّت، امامت و حكومت بر مردم در ذريه حضرت ابراهيم علیه السلام به
كسانى كه ظالم نباشد خواهد رسيد و آن چه كه مسلم است حضرت ابوطالب علیه السلام از
ذريه پاك و طاهر حضرت ابراهيم علیه السلام است و عصمت ايشان با قطع و يقين در
مباحث قبل ثابت گشت كه در زيارت امام على علیه السلام خطاب به ايشان عبارت “طُهرٌ
طَاهِرٌ مُطَهَّر “آمده كه صراحت در عصمتشان دارد، و بعد از پدر بزرگوارش حضرت
عبدالمطلب علیه السلام بزرگ قريش و كليد دار كعبه بوده و به نصّ بسيارى از روايات
لحظهاى بت نپرستيد و مشرك نبود، لذا با توجه به آياتى كه در بالا ذكر شد و
توضيحاتى كه بيان گرديد همچنان كه نبوّت به فرزندان پاك و صالح ابراهيم علیه السلام
رسيد به ايشان نيز رسيده است.
علامه مجلسى رحمهالله در حيات القلوب پيرامون عظمت و حاكميت اجداد
اهلبيت علیهم السلام بر مكه و قريش مىنويسد:
فرزندان اسماعيل علیه السلام كه اجداد آن حضرت هستند، اوصياى حضرت ابراهيم علیه السلام
بودهاند و هميشه پادشاهى مكه و حجابت خانه كعبه و تعميرات آن با ايشان بود و
مرجع عامه خلق بودهاند و ملت ابراهيم علیه السلام در ميان ايشان بوده است و به شريعت
حضرت موسى و حضرت عيسى علیهم السلام شريعت ابراهيم علیه السلام در ميان فرزندان
اسماعيل علیه السلام منسوخ نشد.[8]
يعقوبى در جلد اول تاريخ خود فصلى به نام فرزندان ابراهيم و اسماعيل علیهم السلام
قرار داده و در آن به سلسلهاى كه از اسماعيل علیه السلام آغاز مىشود و تا پيامبر صلی الله علیه و آله ادامه
پيدا مىكند مفصلا مىپردازد و آنها را از حكام و پادشاهان و اداره كنندگان امور
كعبه معرفى مىنمايد.
حضرت ابوطالب علیه السلام در زمان ازدواج با فاطمه بنت اسد عليهاالسلام مىفرمايد:
خَطَبَ أَبُوطَالِبٍ علیه السلام فِى نِكَاحِ فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ عليهاالسلام الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ
الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْمَقَامِ الْكَرِيمِ وَ الْمَشْعَرِ وَ الْحَطِيمِ الَّذِى اصْطَفَانَا أَعْلَاماً وَ سَدَنَةً وَ
عُرَفَاءَ خُلَصَاءَ وَ حَجَبَةً بَهَالِيلَ أَطْهَاراً مِنَ الْخَنَى وَ الرَّيْبِ وَ الْأَذَى وَ الْعَيْبِ وَ أَقَامَ لَنَا
الْمَشَاعِرَ وَ فَضَّلَنَا عَلَى الْعَشَائِرِ نُحِبُّ آلَ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام وَ صَفْوَتَهُ وَ زَرْعَ إِسْمَاعِيلَ علیه السلام فِى
كَلَامٍ لَه.[9]
يعنى: ابوطالب علیه السلام در خطبهاى كه هنگام ازدواج با فاطمه بنت اسد عليهاالسلام خواند،
فرمود: ستايش مخصوص پروردگار جهانيان و عرش بزرگ و مقام گرامى و مشعر
الحرام است و آن خدايى كه ما را به بزرگى و خدمت كارى خانه كعبه برگزيد و
سرشناسان با اخلاص و پردهدارانى بزرگ گردانيد و از زشتى و شك و ترديد و آزار و
عيب پاك كرده و مشعر را براى ما برپاداشت و بر قبائل ديگر برترى بخشيد و برگزيده
خاندان ابراهيم علیه السلام و نخبه ايشان و از فرزندان اسماعيل علیه السلام قرار داد.
و در خطبهاى كه زمان خواستگارى از خديجه كبرى عليهاالسلام براى پيامبر صلی الله علیه و آله خواند،
فرمود:
حُدِّثْتُ أَنَّ أَبَاطَالِبِ بْنَ عَبْدِالْمُطَّلِبِ علیهم السلام خَطَبَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِى تَزْوِيجِهِ خَدِيجَةَ
بِنْتَ خُوَيْلِد عليهاالسلام فَقَالَ: الْحَمْدُ لِرَبِّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِى جَعَلَنَا مِنْ زَرْعِ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام وَ ذُرِّيَّةِ
إِسْمَاعِيلَ علیه السلام وَ أَنْزَلَنَا حَرَماً آمِناً وَ جَعَلَنَا الْحُكَّامَ عَلَى النَّاس.[10]
يعنى: ابوطالب بن عبدالمطلب علیهم السلام هنگامى كه رسول خدا صلی الله علیه و آله تصميم به
ازدواج با خديجه دختر خويلد علیه السلام را نمود خطبهاى خواند و فرمود: سپاس خداى
كعبه كه ما را از فرزندان ابراهيم و اسماعيل علیهم السلام قرار داد و در حرم امن الهى نازل
نمود و حاكم و فرمانرواى مردم قرار داد.
از آنجا كه عصمت حضرت ابوطالب علیه السلام را اثبات كرديم، لذا سخنانشان
حجيت دارد و در اين دو موردى كه عرض شد ايشان تصريح مىنمايند كه خداوند
او و اجداد پاكش را از حكّام و فرمانروايان حرم امن الهى قرار داده است.
[1] ـ سوره: ابراهيم، آيه: 37.
[2] ـ سوره: ابراهيم، آيه: 35.
[3] ـ سوره: بقره، آيه: 128.
[4] ـ سوره: بقره، آيه: 129.
[5] ـ سوره: آل عمران، آيه: 33.
[6] ـ سوره: حديد، آيه: 26.
[7] ـ سوره: بقره، آيه: 124.
[8] ـ حياة القلوب، جلد: 3، صفحه: 51.
[9] ـ بحار الأنوار، جلد: 35، صفحه: 98.
[10] ـ الحجة على الذاهب إلى كفر أبى طالب علیه السلام، صفحه: 185.