حضرت خديجه كبرى عليهاالسلام وقتى اين مناظر حيرت انگيز را مشاهده كرد از
شوهرش اجازه گرفت و فورا نزد پسر عمويش ورقة بن نوفل رفت و جريان را به او
گفت.
ورقه گفت: اگر راست بگوئى ناموس اكبر بر او نازل شده؛ آن چنان كه بر حضرت
موسى و عيسى علیهم السلام نازل شد و او پيامبر اين مردم است، ورقة وقتى در مسجدالحرام
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را ديد به آن حضرت عرض كرد: به خدا قسم تو پيامبر اين امّتى، اى
كاش من زنده باشم و تو را يارى كنم، ولى او پس از چند روز از دنيا رفت، پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله بعد از مرگ او فرمود: من او را در بهشت مىبينم كه لباس سبزى پوشيده
است، او به من ايمان آورد و مرا تصديق كرد.
فرداى آن روز در غار حراء جبرئيل باز به آن حضرت نازل شد و دستور نماز را
براى پيامبر صلی الله علیه و آله آورده بود. آن حضرت نماز ظهر را با حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام
خواند و سپس به خانه رفت و نماز عصر را با حضرت خديجه و حضرت على بن ابى
طالب علیهم السلام به جماعت خواندند، حضرت ابوطالب علیه السلام و حضرت جعفر بن ابى
طالب علیهم السلام نيز از آنها متابعت نمودند.
در ميان مردان حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام و در ميان زنان حضرت خديجه
كبرى عليهاالسلام اوّل كسانى بودند كه به صورت ظاهر به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله ايمان آوردند.[1]
[1] ـ على بن ابى طالب علیهم السلام از عوالم قبل داراى ايمان و بلكه منتخب خداى تعالى بوده است و در اين دنيا به
حسب ظاهر اعلام ايمان مىكند، بلكه ايشان ايمان خود را اظهار مىنمايد، مثلا على بن ابى طالب علیهم السلامبعد از تولد با اين كه هنوز قرآن بر پيامبر صلی الله علیه و آله نازل نشده بود، اما سوره مؤنون را تلاوت مىفرمايد.