حكم عقل در مورد افضليت وصى

در مطالب فوق ثابت شد كه اوصياء الهى را خداوند انتخاب مى‏نمايد و بشر
هيچ حق انتخابى در آن ندارد و همچنين معلوم است كه العياذ بالله خداى تعالى
هيچ گونه فعل قبيحى مرتكب نمى‏شود؛ چرا كه از ساحت مقدسش به دور است.

اگر خداى تعالى شخصى كه افضل امت نيست را به عنوان وصى قرار دهد از دو
حال خارج نيست، يا اين كه منتخب الهى شخصى است كه با ديگران مساوى
مى‏باشد كه گرفتار ترجيح بلامرجّح مى‏شويم، و يا اين كه منتخب الهى مفضول از
بقيه است كه گرفتار ترجيح مرجوح مى‏شويم كه هر دو قبيح است و با توجه به
منتفى شدن اين دو صورت فقط صورت اول باقى مى‏ماند كه هيچ گونه مانع عقلى
ندارد، پس عقلا معلوم مى‏گردد كه وصى پيامبر بايد افضل امت باشد.

البته بناء عقلا هم اين مسأله را ثابت مى‏نمايد؛ چرا كه وقتى به عقلاى عالم
مى‏نگرييم مى‏بينيم كه هيچ گاه عقلاى عالم مثلا براى انتخاب رئيس يك دانشكده
پزشكى يك دانشجوى مبتدى را بر يك دكتر با تجربه و حاذق مقدم نمى‏كنند.

از ديگر ادله عقلى اين كه؛ با توجه به مقبوليت اين مسأله كه انبياء هر زمان افضل
مردم آن دوره بوده‏اند و از آنجا كه اوصياء انبياء بايد تالى تلو و كفو پيامبر پيش از
خود باشند، لذا مشخص است كه امام و وصى پيامبر نيز بايد افضل امت باشد.

سيف الدين آمدى از متكلمين اشاعره مى‏نويسد:

لإجماع سلف الأمة على أن الأنبياء   علیهم السلام، أفضل من غيرهم، و لأن الأنبياء   علیهم السلام هم
المبلغون عن اللّه تعالى و الداعون إليه، و القائمون بشرائعه، و المخاطبون من اللّه تعالى
شفاها، أو بالوحى، أكثر نفعا للخلق من غيرهم، و غيرهم فغايته أن يكون تابعا لسنتهم، و
سالكا لطريقتهم؛ فلا يكون غير الأنبياء
   علیهم السلام أفضل منهم.[1]

يعنى: به خاطر اجماع صحابه امت بر اين كه انبياء   علیهم السلام افضل بر همه امت
هستند و به خاطر اين كه آن‏ها مبلغان الهى بوده و مردم را به سوى خدا دعوت
مى‏كنند و اديان الهى را برپا كرده و خداوند به صورت شفاهى يا از طريق وحى با
آن‏ها سخن مى‏گويد، لذا منفعت آن‏ها براى خلق اللّه بيشتر از ديگران است و
ديگران نهايتا مى‏توانند پيروانى براى سيره و روش و روندگانى براى طريقت آن‏ها
باشند و از اين جهت غير از انبياء بر انبياء   علیهم السلام افضل نمى‏باشند.

علامه حلى   رحمه‏الله در اين باره مى‏نويسد:

يجب أن يكون النّبيّ   صلی الله علیه و آله أفضل أهل زمانه المبعوث هو إليهم أى أعلم و أكمل منهم،
لأنّه لو لم يكن أفضل منهم لكان إمّا مساويا أو مفضولا لهم و كلاهما باطلان، الأوّل
لامتناع الترجيح من غير مرجّح، و الثّاني لقبح تقديم المفضول النّاقص على الفاضل
الكامل عقلا و سمعا.
[2]

يعنى: واجب است پيامبرى كه بر مردمى مبعوث به رسالت مى‏شود بالاتر و با
فضيلت‏تر از همه اهل آن زمان باشد، يعنى عالم‏ترين و كامل‏ترين آن‏ها باشد؛ چرا كه
در غير اين صورت بايد يا مساوى با آن‏ها يا در مرتبه پايين‏تر از آن‏ها باشد و هر دوى
اين‏ها باطل و مردود است؛ اولى به خاطر ممنوع بودن ترجيح بلا مرجح و دومى به
خاطر قبح مقدم كردن شخص ناقص و پايين مرتبه بر انسانى كه از حيث عقل و فهم
از او كامل‏تر و با فضيلت‏تر است.


[1] ـ أبكار الأفكار فى أصول الدين، جلد: 5، صفحه: 291.

[2] ـ الباب الحادى عشر مع شرحيه النافع يوم الحشر و مفتاح الباب، صفحه: 187.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: