ايشان در اين باره مىفرمايند: هنگامى كه پيامبر صلی الله علیه و آله مبعوث گشت، ابوطالب علیه السلام
به او ايمان آورد و سخنانش را تصديق نمود، اما ايمان خود را به طور كامل آشكار
نمىساخت بلكه كتمان مىكرد تا بتواند با كتمان ايمان خويش به يارى پيامبر صلی الله علیه و آله
برخيزد. و اگر چنين نبود او نيز مانند ديگر مسلمانان به شمار مىآمد و نمىتوانست
حمايتى بايسته و شايسته از پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و دين نوپاى اسلام به عمل آورد. ولى او
توانست با تظاهر به دين قريش اين مهم را بر آورد… اگر ابوطالب علیه السلامايمان خويش را
آشكار مىكرد نفرت قريش از او بيشتر مىشد، زيرا قريشيان او را تنها به سبب دفاع از
برادر زادهاش محكوم مىكردند و اگر به رغم قريش آيين برادرزادهاش را نيز اظهار
مىكرد بغض و كينه قريش را بر مىانگيخت و باعث مىشد كه پرده احترامى كه ميان
قريشيان و او بود دريده شود و چه بسا كه كفار قريش او و برادر زادهاش را از دم تيغ
مىگذراندند و طومار اسلام در هم پيچيده مىشد. ولى از آن رو كه او را به ظاهر به
كيش نياكان خود مىيافتند از تسليم برادرزادهاش به آنان مايوس نمىشدند و به انتظار
روزى بودند كه او پيامبر صلی الله علیه و آله را تسليم كند و چون حمايت او از پيامبر صلی الله علیه و آله بيشتر به
جهت قرابت خانوادگى و مهربانى عمو به برادرزاده پنداشته بودند، او را تا حدى
معذور مىدانستند.[1]
[1] ـ اعيان الشيعه، جلد: 8، صفحه: 117.