او در كتاب خاتم الانبياء صلی الله علیه و آله فصل مستقلى درباره حضرت ابوطالب علیه السلام آورده
و مىنويسد: آن چه گفتگو ناپذير است و هيچ مومنی در آن شك نمىكند آن است
كه ابوطالب علیه السلام در دعوت به اسلام موضع كسى را داشت كه از حق پشتيبانى
مىكرده و آن را پاس مىداشت و در راه آن رنجها و شكنجهها را تحمل كرده است و
همراه با بنى هاشم و بنى عبدالمطلب زندگىاى كه محروم از همه لذات بود را
انتخاب كرد و بسيار خوشحال هم بودند و در اين هنگام بود كه قوم او همراه با بنى
هاشم و كسانى كه به ايشان پيوسته بودند با تحريم اقتصادى روبرو شده و در اين
ميان مؤن و كافر ايشان يكسان بودند و پيشاپيش همه اينها ابوطالب علیه السلام بود كه
آنها را در اين راه بر مىانگيخت.
ثابت شده كه ابوطالب علیه السلام در واپسين لحظات زندگى، دعوت پيامبر صلی الله علیه و آله را
تأييد كرد و پس از دعوت محمد صلی الله علیه و آله هرگز ديده نشده كه بتها را تأييد كند، وى
همراه پيامبر صلی الله علیه و آله آزارها را به جان خريد، بگذريم كه افزون بر اين، مهر و محبت
آشكارى به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىورزيد.
در روايتى كه عباس بن عبدالمطلب نقل كرده عباس گفته است: ابوطالب علیه السلام
شعار؛ لَا اِلَهَ اِلّا اَلله مُحَمّد رَسُولُ اَلله را بر زبان جارى ساخت.
اينك پس از تتبع و فحص مىگوييم: ابوطالب علیه السلام هرگز مشرك نبوده است، زيرا
مشرك كسى است كه بتها را بپرستد و آنها را شريك خداى تعالى بداند، در حالى
كه رفتار، گفتار و مواضع ابوطالب علیه السلام گواه آن است كه او بت پرستى را باطل
مىدانسته و با اين حال مايلم اگر اهل انديشه باشم برايش آمرزش بخواهم، چرا كه
وى هرگز كافر نبوده و خداوند به دلها آگاه است.