عبدالعزيز، سيد الاهل

او در كتابى كه درباره حضرت ابوطالب   علیه السلام نوشته مى‏گويد: براى مردم شايسته
نيست خبرهاى مردى كه بيش از چهل سال پيامبر   صلی الله علیه و آله را سرپرستى و حمايت كرد،
بريده بريده شود آن چنان كه بريده بريده شد! يا آن را پراكنده و زير و رو كنند آن
چنان كه متاسفانه اين طور شد! و يا اين كه راويان سخنانش را كم و زياد كنند و يا در
مورد آن‏ها شك و ترديد داشته باشند، همچنان كه راويان اخبارش را كم كردند و
آن‏ها را خدشه دار نمودند.

شايسته نيست برترى و فضيلتش را به فراموشى بسپارند و در لحظه مرگش
تاريخ در مورد او موضعى سست و عجيب بگيرد و از مردى كه نبوّت را حمايت كرد
و با قدرت و فداكارى و ايمان از آن دفاع نمود، با زبانى كه از هواى نفس نشأت گرفته
سخن بگويند و او را مردى نفوذى يا تازه واردى غريب نشان دهند.

تمام زندگى او در يارى پيامبر اسلام   صلی الله علیه و آله گذشت و خاندان خود را به پيروى از
او ملزم مى‏ساخت، كوشش و دوستى و مالش را در راه پيامبر خدا   صلی الله علیه و آله انفاق كرد و با
دشمنانش جنگيد و بر آن‏ها پيروز شد و از خودش براى كم كردن غصه و ناراحتى
كسانى كه در دشوارى‏ها و سختى‏ها به او پناه مى‏بردند استقامتى عجيب و اراده‏اى
راستين داشت، همچنان كه ابن خلدون در نظريه‏اش گفته: وجود ابوطالب   علیه السلام براى
يارى پيامبر خدا   صلی الله علیه و آله ضرورتى از ضروريات اصل وجود و آفرينش است و پشتيبانى
حتمى براى ظهور بعثت و گسترش دعوت رسول خدا   صلی الله علیه و آله مى‏باشد.

اين خواست خداوند است، هيچ كس و هيچ آغاز كننده كارى و هيچ دينى، تا
زمانى كه به امرى تكيه نكند تا توانش را تقويت و او را از عصبيت‏هاى وحشتناك
حفظ كند، همان طور كه پيروان و يارانش او را تقويت مى‏كنند، پيروز نخواهد شد.
اين امرى است ضرورى كه به ناچار بايد باشد و اگر نباشد پيرو و يارى نخواهد بود.

ابوطالب   علیه السلام شناخت وظيفه‏اى كه به او محول شده بود را از دست نداد و در
اجراى وظيفه‏اى كه بر گردنش نهاده شده بود احساس سنگينى نكرد، پيامبر
اسلام   صلی الله علیه و آلهرا يارى داد و او را تقويت كرد و با همه مردم به دشمنى برخاست و عزت
را با گناه نخريد، در حالى كه ديگر بزرگان وقت در مكه عزّت را با گناه معاوضه
كردند و ابوطالب   علیه السلام بدون ترديد سرور همه قريش است.

پيامبر اسلام   صلی الله علیه و آله از اعلام خبر مرگ عمويش گريست و چه كسى از روى
دلسوزى و مهربانى و وفادارى گريه كند اگر محمد   صلی الله علیه و آله كه خدا او را به نيكويى
تربيت كرده بود در مرگ عمويش گريه نكند؟

عمويى كه او را سرپرستى و تربيت كرده و او را سال‏ها يارى داده است و نهايت
تحمل و صبر و استقامت را در برابر مشكلات داشت. آن گاه كه محمد   صلی الله علیه و آله پدر
نداشت ابوطالب   علیه السلام براى او پدر بود، و آن گاه كه محمد   صلی الله علیه و آله به كمك و يارى نياز
داشت، ابوطالب   علیه السلام براى او بازوانى نيرومند بود و آن گاه كه محمد   صلی الله علیه و آله نيازمند
افراد نيرومند و شايسته بود تا باطل را خوار و ذليل كند و سركشى را نابود سازد
ابوطالب   علیه السلام براى او يار بود.[1]


[1] ـ ابوطالب شيخ بنى هاشم، گزيده‏اى از صفحات 5 و 7 و 89.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: