از ديگر مباحثى كه در مورد اوصياء قابل ذكر است عصمت ايشان است.
فى مختار الإمامية، و لا يذهب عليك أن مذهبهم فى عصمة الأنبياء علیهم السلام هو عدم
جواز صدور الذنب منهم مطلقا، سواء كان الذنب صغيرة أو كبيرة، عمدا كان أو سهوا،
قبل البعثة كان أو بعدها، كما أنه لا يجوز عندهم أن يصدر منهم الخطأ و النسيان فى تلقى
الوحى و إبلاغه و فى تفسيره و تبيينه و نحو ذلك.
قال العلّامة رحمهالله: ذهبت الإمامية كافة إلى أن الأنبياء علیهم السلام معصومون عن الصغائر و
الكبائر، منزهون عن المعاصى، قبل النبوة و بعدها، على سبيل العمد و النسيان، و عن كل
رذيلة و منقصة، و ما يدل على الخسة و الضعة، و خالفت أهل السنة كافة فى ذلك و
جوزوا عليهم المعاصى و بعضهم جوزوا الكفر عليهم قبل النبوة و بعدها و جوزوا عليهم
السهو و الغلط، الخ.[1]
يعنى: شيعيان بر اين اعتقاد هستند كه انبياء الهى علیهم السلام معصوم بوده و صدور
هيچ گونه گناهى را از آنها جايز نمىدانند، خواه كوچك باشد خواه بزرگ، عمدى
باشد يا اشتباهى، قبل از بعثت باشد يا بعد از بعثت، همچنان كه معتقد هستند:
جايز نيست خطا و فراموشى در القاء وحى و رساندن آن به مردم و در تبيين و تفسير
آن و امثالش از ايشان سر بزند.
علامه رحمهالله فرموده: همه علماى اماميه معتقدند كه انبياء علیهم السلام معصوم از گناهان
صغيره و كبيره هستند و منزه از معصيت الهى مىباشند، چه قبل از نبوّت و چه بعد
از نبوّت، چه عمدا و چه از روى فراموشى و همچنين منزه از هر رذيله و نقص و
خسه و ضعهاى هستند و عموم اهل سنت در اين مسأله مخالفت كردهاند و انجام
گناهان و حتى برخى، كفر را هم برايشان جايز دانستهاند؛ چه قبل از نبوّت و چه بعد
از آن و همچنين اشتباه و سهو را هم برايشان جايز مىدانند.
شيخ صدوق رحمهالله در كتاب خصال حديثى را نقل مىنمايد:
فِى خَبَرِ الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام : الْأَنْبِيَاءُ علیهم السلام وَ أَوْصِيَاؤهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ
مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ.[2]
يعنى: امام صادق علیه السلام مىفرمايد: انبياء علیهم السلام و اوصياء آنها هيچ گناهى مرتكب
نمىشوند به خاطر اين كه آنها معصوم و پاك هستند.
اين حديث صراحت در عصمت انبياء و اوصياء ايشان علیهم السلام دارد، اما بايد توجه
داشت كه اثبات عصمت انبياء و اوصياء الهى علیهم السلام از طريق منقولات امكان پذير
نمىباشد و براى اثبات اين مدعا بايد يا از ادلّه عقلى كامل يا ادلّهاى كه مركب از
منقولات و معقولات است استفاده نمود، چرا كه قبل از اثبات عصمت ايشان،
استناد به كلمات خودشان قابل اطمينان نمىباشد، ضمن اين كه استدلال بر اساس
شرعيّات و منقولات بر اين مدعا همراه با نوعى دور است كه باطل مىباشد.
[1] ـ بداية المعارف الإلهية فى شرح عقائد الإمامية، جلد: 1، صفحه: 250.
[2] ـ خصال، جلد: 2، صفحه: 608.