پيامبران الهى از جهت موقعيت و مقام به چند دسته تقسيم مىشوند كه براى شما
دوستان عزيز قبل از شروع كتاب توضيح اين مسأله را خواهم داد.
پيامبران الهى به پنج دسته: نبى، وصى، رسول، اولوالعزم و خاتم تقسيم مىشوند،
در بين دانشمندان بزرگ اسلامى درباره توضيح و فرق مقام نبى و رسول اختلاف
نظرهاى زيادى وجود دارد و وقتى من در اين باره در كلمات دانشمندان خارج از خط
اهل بيت علیهم السلام و فلاسفه دقت كردم با كمال تعجب ديدم كه هر كدام از آنها قائل به
مطالبى شده كه هيچ كدام نيز نتوانستهاند حق مطلب را ادا كنند.
بعضى از آنها هيچ فرقى بين رسول و نبى نگذاشتهاند، بعضى فرقهايى گذاشتهاند
كه آن قدر بىاساس است كه لازم به ذكر آنها نيست، بعضى قائل شدهاند رسول كسى
است كه كتاب بر او نازل شده و نبى كسى است كه كتاب بر او نازل نشده، بعضى قائل
شدهاند كه نبى فقط در خواب به او وحى مىشود، اما رسول در بيدارى به او وحى
مىشود و خلاصه در توضيح و فرق اين دو عنوان حرف و حديث بسيار است، اما آن
چه از نظر حقير تحقيق شده و صحيح است همان مطالب اخذ شده از آيات قرآن و
روايات اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام است كه نبى به پيامبرى گفته مىشود كه به او
از طرف خداى تعالى هم در خواب و هم در بيدارى وحى نازل مىشود و آن چه از
معارف و اعتقادات و اخلاقيات كه لازم باشد خداى تعالى به او وحى مىكند، اما
پيامبرى كه نبى باشد وظيفه پخش و ارسال آن مطالب را به ديگرى ندارد و خداى تعالى
براى خود آن پيامبر به او وحى مىكند.
البته به تمام انبياء وحى مىشده، اما وحى تنها مخصوص پيامبران الهى نيست و در
طول تاريخ به غير از انبياء، مانند: مادر حضرت موسى علیه السلام و حتى گاهى به حيوانات از
طرف خداى تعالى وحى شده است.
نبى از ريشهى “نبأ” به معنى خبر گرفته شده و به معناى كسى است كه داراى خبر
بوده و خبر به وى داده مىشود؛ همچنين از ريشه ى “نَبْوَة” به معناى بلندى و ارتفاع
گرفته شده و نبى به معناى شخصى است كه از شأنى عظيم و مقام بالايى نزد خداى
تعالى برخوردار است.
وصى به افضل انبياء هر زمان يعنى: آن دسته از پيامبرانى كه علاوه بر مقام نبوّت
مفتخر به جانشينى پيامبر پيش از خود كه يا رسول بوده يا وصى با واسطه يا بىواسطه
رسولان قبل از خود بوده گفته مىشود، وصى بىواسطه مثل وصايت حضرت
ابوطالب علیه السلام از حضرت عبدالمطلب علیه السلام و وصايت با واسطه مانند وصايت ايشان از
حضرت ابراهيم علیه السلام.
بنابراين مقام وصايت برتر از مقام نبوّت است، چرا كه در زمان واحد چندين پيامبر
وجود داشتهاند و از ميان آنها فقط يك نفر به وصايت مفتخر مىشد كه اين مسأله به
معناى افضليت او بر ساير انبياء زمان خويش است كه تمام اين مباحث در فصول
مختلف كتاب استدلالاً ثابت خواهد شد.
رسول به آن دسته از پيامبرانى گفته مىشود كه علاوه بر اين كه نبى بودهاند و از
طرف خداى تعالى به آنها در خواب و بيدارى وحى مىشده، مضافا از طرف خداى
تعالى رسالت پخش و انتشار علوم و هدايت ديگران را نيز بر عهده داشتهاند، رسولان
الهى خود صاحب كتاب و شريعت مستقل نبودهاند، بلكه يا صحف آسمانى بر آنها
نازل مىشد و يا موظف بودند طبق كتاب و شريعت پيامبر اولوالعزم قبل از خود تبليغ
كنند و معمولا فاصله زمانى مابين دو پيامبر الوالعزم گاهى نزديك به هزار سال به طول
مىانجاميد و در اين بين رسولان متعددى در جاى جاى كره زمين مبعوث و طبق
شريعت و كتاب پيامبر الوالعزم قبلى مشغول انجام رسالت خويش مىشدند.
اولوالعزم نيز به پيامبرى گفته مىشود كه اولا؛ نبى، ثانيا؛ رسول، و ثالثا؛ داراى عزم
قوى و راسخى در انجام وظايف خويش بوده و صاحب كتاب و شريعت است، لذا
خداى تعالى او را به عنوان اولوالعزم انتخاب كرده، به عنوان مثال: چون حضرت
آدم علیه السلام عزم راسخى نداشت خداى تعالى مىفرمايد: ما در او عزمى نديديم؛ «وَ لَقَدْ
عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً»،[1] و جزء پيامبران اولوالعزم انتخاب
نشد.
خاتم به پيامبرى گفته مىشود كه نبى و رسول و الوالعزم بوده و مضافا خاتم الانبياء؛
يعنى: پايان دهنده به امر نبوّت و رسالت مىباشد، به اين دليل كه آن چه خداى تعالى
مىخواسته براى بشريت توسط رسولان و پيامبرانش نازل كند و آن چه بشيريت نياز
داشته به طور كامل و جامع توسط انبياء و رسولانش نازل فرموده و همچنين همه آن
علوم و معارف را يك جا در وجود شريف پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله گذاشته است،[2] كه شاعر
در اين باره مىگويد: آن چه خوبان همه دارند تو يك جا دارى، لذا بعد از اين كه خداى
تعالى آن چه لازم بوده بر بشريت نازل فرمود، ديگر نيازى به انزال كتب و ارسال رسل
نيست و پيامبر خاتم ختم دهنده اين امر بوده است، اما اوصياء پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله كه شيعه
و سنى با ذكر نام و نشانى آن بزرگواران را به ما معرفى كرده و فرمودهاند: كُلُّهُم مِن
قُرَيش أَوَّلُهُمْ عَلِى بْنُ أَبِى طَالِبٍ علیهم السلام ثُمَّ الْحَسَنُ علیه السلام ثُمَّ الْحُسَينُ علیه السلام، تا مىرسد به نام
مقدس امام زمان ما حضرت حجة بن الحسن العسكرى علیهم السلام اين بزرگواران به عنوان
امام معصوم، و خلفاء رسول اللّه صلی الله علیه و آله تا آخرين لحظه دنيا در بين مردم خواهند بود و
مردم را از همه جهات مادى و معنوى و غيره و ذالك راهنمايى خواهند نمود، و البته
اين بزرگواران به عنوان خليفه و وصى هستند.
حقير پيرو مطالعات و تحقيقات دقيق و فراوانى كه در اين باب داشته و كتب و
منابع معتبر فرقهها و مذاهب مختلف اسلامى را مورد فحص و بررسى قرار دادهام به
اين نتيجه رسيدم كه پدر گرامى حضرت أميرالمؤمنين على بن ابى طالب علیهم السلام اگر نتوان
ثابت كرد كه رسولى از رسولان الهى بوده، اما به وضوح و محكم و متقن مىتوان ثابت
كرد و به اين نتيجه رسيد كه اين بزرگوار نبىاى از انبياء الهى بوده كه مفتخر به مقام
وصايت شدهاند.
و شاهد ما بر اين امر آيات قرآن، روايات صحيحه نبوى، عقل و اجماع علماء اعلام
شيعه و همچنين اقرارهايى كه بزرگان و دانشمندان ديگر مذاهب اسلامى درباره اين
بزرگوار داشتهاند، همه و همه حاكى از اين امر بوده و همان گونه كه عرض شد: اگر
رسالتش را نتوان به اثبات رساند، اما محكم و متقن نبوّتش ثابت است.
ما در فصل بعدى زندگى نامه و شرح احوالات اين پيامبر الهى را خواهيم آورد و
البته هر كجا كه در شرح احوالات و زندگى نامه ايشان حاكى از اين امر بوده و دليلى بر
اثبات نبوّت ايشان باشد، توضيحى اجمالى در همان جا خواهيم داد، اما ان شاء اللّه در
فصل اثبات نبوّت به طور مفصل؛ مستدل و مستند به آيات و روايات نبوى و عقل و
اجماع به اثبات اين امر خواهيم پرداخت.
اميد است مورد قبول فرزندان مظلومش مخصوصا حضرت على علیه السلام و بالاخص
امام زمان حضرت حجة بن الحسن العسكرى ارواحنافداه واقع گردد و اين تحقيق و حق
گويى را كه در حد وسع كم علمى من بوده، از حقير قبول بفرمايند.
[1] ـ سوره: طه، آيه: 115.
[2] ـ وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا يَكُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِكَ المزار الكبير، صفحه: 575.