نظرات اهل سنت در مورد جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله

عبدالملك جوينى نيشابورى معروف به امام الحرمين؛ فقيه اصولى، اديب و
مفسر شافعى مذهب مى‏گويد:

و ما نص النبى   صلی الله علیه و آله على إمامة أحد بعده و توليته إذا لو نص على ذلك لظهر و
انتشر كما اشتهرت تولية رسول اللّه
   صلی الله علیه و آله سائر ولاته و كما اشتهر كل أمر خطير و إذا ثبت
أن الإمامة لم تثبت نصا لأحد دل آن‏ها ثبت اختيارا ثم المسلمون أجمعوا على إمامة أبى
بكر و انقادوا بأجمعهم له من غير مخالفة و كذلك جرى الأمر فى زمن عمر و عثمان و
على
   علیه السلام و معاوية.[1]

يعنى: رسول خدا   صلی الله علیه و آله بر امامت و اعطاى ولايت خود به هيچ كس بعد از خود
تصريح نكرد، چرا كه اگر تصريح به آن مى‏نمود آشكار مى‏گشت و خبرش منتشر
مى‏شد، همچنانى كه اعطاى ولايت او در ساير موارد تولويتش مشهور مى‏باشد و
همچنانى كه هر امر مهمى اين گونه است، و وقتى ثابت شد كه به امامت كسى بعد از
پيامبر   صلی الله علیه و آله تصريح نشده، دلالت مى‏كند كه امامت امرى اختيارى است، سپس
مسلمين بر امامت ابى بكر اجماع كردند و همه بدون هيچ مخالفى فرمان بردار او
شدند و همين طور كار در زمان عمر و عثمان و على   علیه السلام و معاويه پيش رفت.

اهل سنت در كتب خود به نقل از صحابه احاديثى در مورد عدم وصيت
پيامبر   صلی الله علیه و آلهنقل نموده‏اند:

حَدَّثَنَا خَلّاد بن يَحْيى حَدَّثَنا مَالك حَدَّثَنا طَلْحَة بن مصرِّفٍ قَالَ: سَأَلت عَبدَ اللهِ بنَ
أَبِى أَوْفَى: هَلْ كَانَ النَّبِى
   صلی الله علیه و آله أَوْصَى؛ فقَال: لَا، فَقلت: كَيْفَ كتِبَ عَلَى النَّاس الوَصِيَّة أَوْ
أمِروا بالوَصيَّةِ؛ قالَ: أَوْصَى بِكتَابِ اللهِ.
[2]

يعنى: طلحه بن مصرف گفت از عبداللّه بن ابى اوفى پرسيدم: آيا رسول
خدا   صلی الله علیه و آلهوصيت كرد؟ پس پاسخ داد: نه، گفتم: پس چگونه وصيت كردن را بر مردم
تكليف كرده و امر به وصيت نمود؟ او گفت: به كتاب خدا وصيت نمود.

حَدَّثَنَارعَمْرُو بْنُ زُرَارَةَ، أَخْبَرَنَا إِسْمَاعِيلُ، عَنْ ابْنِ عَوْنٍ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ الْأَسْوَدِ،
قَالَ: ذَكَرُوا عِنْدَ عَائِشَةَ أَنَّ عَلِيًّا كَانَ وَصِيًّا، فَقَالَتْ مَتَى أَوْصَى إِلَيْهِ وَ قَدْ كُنْتُ مُسْنِدَتَهُ إِلَى
صَدْرِى، أَوْ قَالَتْ: حَجْرِى، فَدَعَا بِالطَّسْتِ، فَلَقَدِ انْخَنَثَ فِى حَجْرِى فَمَا شَعَرْتُ أَنَّهُ قَدْ
مَاتَ، فَمَتَى أَوْصَى إِلَيْهِ.
[3]

يعنى: اسود مى‏گويد: نزد عائشه گفته شد كه على   علیه السلام وصى پيامبر   صلی الله علیه و آله است،
عائشه گفت: پيامبر   صلی الله علیه و آله كى چنين وصيتى كرد در حالى كه وقتى از دار دنيا رفت
سرش بر سينه من بود، و يا گفت: در آغوشم بود و طشتى طلب كرد و بعد بدنش
ضعيف و بى‏حال شد و ديگر من متوجه چيزى نشدم تا از دنيا رفت، پس كى به
على   علیه السلام وصيت كرد؟


[1] ـ لمع الادله فى قواعد عقائد اهل السنه و الجماعه، صفحه: 114.

[2] ـ صحيح بخارى، جلد: 3، صفحه: 186.

[3] ـ صحيح بخارى، جلد: 3، صفحه: 186.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: