كلمه وصيت در فقه به اين معنا است كه شخصى براى انجام كارى بعد از مرگ
خود از ديگرى عهد بگيرد كه آن كار را طبق خواست او انجام دهد، در اين صورت
به شخص وصيت كننده “موصى” و به شخصى كه تعهد مىدهد آن كار را انجام دهد
وصى گفته مىشود، كه قرآن كريم در چند مورد به اين معنا اشاره كرده؛ من جمله:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ
مِنْكُم».[1]
يعنى: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، در موقعى كه مرگ يكى از شما مىرسد و
موقع وصيت مىشود، دو نفر را كه عادل باشند از خودتان براى وصيتتان شاهد
بگيريد.
صاحب كتاب معالم المدرستين در تعريف وصى مىگويد:
الوصيّ في الكتاب و السنّة: هو الإنسان الذي أوصى إليه غيره أن يقوم بعد وفاته
بأمر يهمّه سواء في ذلك أن يقول الموصي لوصيّه: أوصيك أن تفعل كذا و كذا من
بعدي، أو يقول: أعهد إليك أن تفعل كذا و كذا من بعدي،… و وصيّ النبيّ: هو الإنسان
الذي يعهد إليه النبيّ بأمر شريعته و أمته من بعده.[2]
يعنى: وصى در كتاب و سيره پيامبر صلی الله علیه و آله انسانى است كه ديگرى نزد او وصيت
مىكند كه بعد از وفاتش كارى كه براى او مهم هست را انجام دهد و فرقى نمىكند كه
موصى به او بگويد: به تو وصيت مىكنم كه فلان كار را بعد از من انجام دهى، يا بگويد:
از تو عهد مىگيرم كه بعد از من فلان كار را انجام دهى… و وصى پيامبر صلی الله علیه و آله انسانى
است كه پيامبر صلی الله علیه و آله به او عهد مىكند كه امور شريعت امتش را بعد از او اداره كند.
در علم كلام و عقايد و در مورد انبياء الهى وصى به كسى كه از طرف انبياء الهى
مأمور به اداره امور دين و شريعت آنها و زمامدارى امت ايشان بعد از خودشان
باشد گفته مىشود.[3]
آيت اللّه سيد مرتضى عسكرى در اين باره مىنويسد:
وصىّ پيامبر كسى است كه خداوند او را از ميان مردم برگزيده تا شريعت پيامبر
زمان خود را در جامعه نگهدارى، و مردم را به وسيله آن هدايت كند. مانند حضرت
يوشع بن نون و داوود و سليمان علیهم السلام كه وصىّ پيامبر صاحب شريعت زمان خود،
يعنى حضرت موسى علیه السلام بودهاند، و مانند حضرت على بن ابى طالب و يازده فرزند
آن حضرت علیهم السلام كه اوصياء و جانشينان پيامبر خاتم، حضرت محمّد بن عبد
اللّه صلی الله علیه و آلهمىباشند.[4]
[1] ـ سوره: مائده، آيه: 106.
[2] ـ معالم المدرستين، جلد: 1، صفحه: 573.
[3] ـ معالم المدرستين، جلد: 1، صفحه: 227.
[4] ـ نقش ائمه علیهم السلام در احياى دين، جلد: 2، صفحه: 457.