يارى كفار و مشركين به مسلمانان شعب ابوطالب

در اين مدّت بعضى از غير مسلمان‏ها كه هنوز انسانيت و فطرتشان نمرده بود مواد
غذايى از قبيل گندم و خرما و غيره و ذالك بر شتران و چهارپايان بار كرده و در
نزديكى‏هاى شعب رها مى‏نمودند تا شايد اين حيوانات خود را به مردم مسلمان
برساند، گاهى اوقات اين چهارپايان اسير دست مأموران ابوجهل شده و اين مواد
غذايى به دست مردم مسلمان نمى‏رسيد و گاهى اوقات هم اين چهارپايان دور از چشم
ماموران ابوجهل خود را به مردم مسلمان رسانده و مردم مسلمان بدين صورت به مواد
غذايى دست پيدا مى‏كردند.

حكيم بن حزام بن خويلد، پسر برادر حضرت خديجه كبرى   عليهاالسلام كه تاجر بود
معمولا شترانى كه بارشان گندم بود و از شام برايش مى‏آمد همراه با ديگر مواد خوراكى
به طرف شعب ابوطالب مى‏برد و آن‏ها را دور از چشم مأموران ابوجهل به دست بنى
هاشم و مردم مسلمان مى‏رساند.

روزى ابوجهل او را ديد كه شترانى با بار گندم وارد شعب مى‏كند، او را گرفت و با
او درگير شده و مانع بردن مواد خوراكى براى مسلمانان شد و گفت: با اين كار قبيحت
تو را در مكه رسوا خواهم كرد.

در اين هنگام ابوالبخترى بن هاشم بن حارث بن اسد كه يكى از زعماى مشركين
بود ولى هيچ گاه پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله را اذيت نمى‏كرد، از راه رسيد و از ابوجهل پرسيد: چه
شده؟

ابوجهل جريان را برايش توضيح داد.

ابوالبخترى كه وضعيت را آن طور ديد براى كمك كردن به حكيم بن حزام به
ابوجهل گفت: مقدارى گندم كه متعلق به عمّه‏اش خديجه بنت خويلد هست نزد او
امانت بوده كه دارد امانت را به صاحبش مى‏رساند، او را رها كن تا امانتش را به
صاحبش برساند.

ابوجهل نپذيرفت و همچنان مانع رفتن حكيم بن حزام به داخل شعب بود،
ابوالبخترى وقتى ديد ابوجهل دست بردار نيست با او درگير شد و بالاخره با استخوان
شترى كه در همان نزديكى‏ها افتاده بود بر سر ابوجهل كوبيد به طورى كه سر ابوجهل
شكافت و بعد او را به زمين انداخت و به شدت با لگد او را زد و به حكيم بن حزام
گفت: گندم‏ها را به آن‏ها برسان و حكيم نيز چنين كرد.

قريشيان در طول مدتى كه مردم مسلمان در شعب ابى طالب به سر مى‏بردند چند
بار براى حضرت ابوطالب   علیه السلام پيام فرستادند كه حضرت محمد   صلی الله علیه و آله را تسليم آن‏ها كند
و دست از يارى وى بردارد تا در مقابل او را پادشاه و امير خود كنند و هر بار حضرت
ابوطالب   علیه السلام محكم‏تر از گذشته به آن‏ها جواب مى‏داد و مى‏فرمود: همه ما تا پاى جان و
آخرين قطره خون خويش در دفاع و حمايت از محمد   صلی الله علیه و آله ايستاده‏ايم.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: