بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ«»
الم «»
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدًى لِلْمُتَّقينَ «»
الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ
يُنْفِقُونَ «»
وَ الَّذينَ يُؤمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ
بِاْلآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ «»
أُولئِكَ عَلى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ
الْمُفْلِحُونَ «»
ترجمه آيات 1 الى 6 سوره بقره:
«مؤنين اهل تقوى»
«به نام خداوند بخشنده مهربان» (1)
«الم» (2) قرآن آن كتاب پر اهميّتى است كه شكّى در آن
نيست، مايه هدايت اهل تقوى است. (3)
آنهائى كه به غيب و پنهانيها ايمان دارند و نماز را بر پا
مىدارند و از نعمتهائى كه ما به آنها روزى كردهايم انفاق مىكنند.
(4)
و كسانى كه به آنچه بر تو و بر پيامبران قبل از تو نازل
گرديده، ايمان دارند و روز قيامت را باور كرده و به آن يقين دارند.
(5)
آنها همان كسانى هستند كه از جانب پروردگارشان هدايت
شدهاند و آنها همان رستگارانند. (6)
تدبر ما:
مؤنين بايد تمام كارهايشان را با نام خدا و بسم اللّه الرحمن الرحيم آغاز نمايند.
مؤنين بايد بدانند گرچه تمام هدايتها و رستگارى ها و تمام علوم اولين و
آخرين در همين كتاب قرآن آمده اما كتاب على[1] براى اهل تقوا مايه رشد و ترقى
خاصى است (علت اين است كه اهل تقوا از بيانات آن كتاب ان شاء اللّه در زمان
حضور امام عصر علیه السلام استفاده مىكنند اما بقيه استفاده نكردند و حتى آن كتاب را از
مولايمان قبول نكردند) و در امامت و خلافت بدون فصل امام امير المؤنين
علىبن ابيطالب علیه السلام هيچ شك و ريبى نيست.
كتاب على همان كتابى است كه:
حضرت على بن ابيطالب علیه السلام در دوران ابوبكر كه دو سال طول كشيد مشغول
جمعآورى قرآن بود زيرا آن حضرت جميع قرآن را با تفسيرش، با شأن نزولش، با
ترتيب مخصوصش، با قرائت صحيحش، با تأويل و توضيحش و بالاخره با جميع
خصوصيّاتش از دو لب رسول اكرم صلی الله علیه و آله شنيده بود. لذا او تنها كسى بود كه
مىتوانست قرآن را صحيح جمع آورى كند و اين كار را كه مهمترين كار براى
مسلمانان و اسلام بود در آن مدّت انجام دادند.
در اين كتاب تمام آنچه بشر از احكام و معارف و حقايق و حكمت نيازمند است
به صراحت نوشته شده حتّى ارش خدش كه جزئىترين حكم از احكام الهى است
بيان گرديده است.
مطالب اين كتاب را پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله بيان فرموده و على بن ابيطالب علیه السلام نوشته
است و چون مىدانيم كه آنچه رسول اكرم صلی الله علیه و آلهمىفرمايند: وحى است، از جانب
خداى تعالى است، روى هواى نفس خود و با خواستهى خود سخن نمىگويد پس
همهى آنها كلام الهى است و مانند قرآن اهميّت دارد.
اين كتاب از آن جهت به نام على بن ابيطالب علیه السلام ثبت شده و آن را به اين نام ياد
كردهاند كه تنها مخاطب حضرت على علیه السلام بوده و جمع آورى و تأليفش به عهدهى
آن حضرت بوده و اين كتاب برنامهى رهبرى و هدايت متّقين بوده است.
ولى متأسّفانه آن كتاب را كه توأم با تفسير و تأويل و خصوصيّات فوق بود از آن
حضرت قبول نكردند. چرا كه آن كتاب با هواى نفسشان منافات داشت و اگر آن
كتاب در بين مردم بود مردم حقايق را مىفهميدند چون اگر چه در ظاهر قرآن
خلافت بلافصل على بن ابيطالب علیه السلام تصريح نشده ولى در تفسير و تأويل آن از زبان
پيغمبر، كه جز وحى چيز ديگرى نبود، اين مسأله توضيح داده شده بود. اصل كتاب
به خاطر بىلياقتى اكثر مسلمانان آن زمان و اين زمان تنها و تنها در دست ائمّهى
معصومين باقى مانده و ائمّهى اطهار علیهم السلام گاهى به بعضى از خواصّ آن را نشان داده
و مطالبى را از آن نقل كردهاند[2].[3]
انسان اهل تقوا و مؤن حالش همانند كسى است كه با پاى برهنه در بيابانى پر
از خار و خاشاك مىخواهد راه برود چگونه مواظب است كه خار به پايش ننشيند،
اهل تقوا و مؤنين هم در دنيا همانگونه از حرام الهى پرهيز مىنمايند.
مؤنين كسانى هستند كه به امام عصر علیه السلام ايمان كاملى دارند و نيز عقلشان به
چشمشان نيست بلكه به غيب ايمان دارند و هميشه و در همه حال باعث اجراى
اوامر پروردگار متعال هستند، آنها همان زمينهسازان ظهور امام زمان علیه السلامهستند و از
كسب حلال خويش انفاق مىكنند[4].
مؤنين كسانى هستند كه در اثر تزكيه روح به صحت و سقم تمامى دستورات
احكامى و اعتقادى و اخلاقى شرع مقدس يقين دارند و همچنين پايبند به آن
هستند.
[1] ـ برگرفته از تفسير القمى، جلد 1، صفحه: 30.
[2] ـ فهرست بعضى از رواياتى كه در آنها نامى از كتاب على علیه السلام برده شده است: «بحارالأنوار جلد 2
صفحهى 67 و جلد 10 صفحهى 254 و جلد 14 صفحهى 10 و جلد 15 صفحهى 52 و جلد 23 صفحهى 390 و جلد 25 صفحهى 56 و جلد 26 صفحهى 33 و جلد 26 صفحهى 34 و جلد 26 صفحهى 35 و جلد 26 صفحهى 50 و جلد 26 صفحهى 51 و جلد 26 صفحهى 52 و جلد 26 صفحهى 69 و جلد 26 صفحهى 155 و جلد 27 صفحهى 220 و جلد 37 صفحهى 121 و جلد 46 صفحهى 187 و جلد 47 صفحهى 33 و جلد 47 صفحهى 278 و جلد 48 صفحهى 22 و جلد 52 صفحهى 390 و جلد 64 صفحهى 224 و جلد 65 صفحهى 290 و جلد 67 صفحهى 222 و جلد 69 صفحهى 277 و جلد 70 صفحهى 365 و جلد 70 صفحهى 394 و جلد 72 صفحهى 71 و جلد 73 صفحهى 75 و جلد 73 صفحهى 372 و جلد 74 صفحهى 136 و جلد 75 صفحهى 8 و جلد 75 صفحهى 259 و جلد 79 صفحهى 4 و جلد 79 صفحهى 23 و جلد 79 صفحهى 88 و جلد 100 صفحهى 58 و جلد 103 صفحهى 210 و جلد 103 صفحهى 318 و جلد 103 صفحهى 365 و جلد 104 صفحهى 7 و جلد 104 صفحهى 208 و جلد 104 صفحهى 429).
[3] ـ امير المؤنين علیه السلام.
[4] ـ برگرفته از تفسير شريف لاهيجى، جلد1، صفحه: 8 و تفسير نور الثقلين، جلد 1، صفحه: 31.