وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى
النّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيدًا وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتي
كُنْتَ عَلَيْها إِلاّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى
عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبيرَةً إِلاّ عَلَى الَّذينَ هَدَى اللّهُ وَ ما كانَ
اللّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنّاسِ لَرَءُوفٌ رَحيمٌ «144»
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها
فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا
وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ
مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّهُ بِغافِلٍ عَمّا يَعْمَلُونَ «145»وَ لَئِنْ أَتَيْتَ
الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ
قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ
مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظّالِمينَ «146»
الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ
فَريقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ «147»الْحَقُّ مِنْ
رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرينَ «148».
ترجمه آيات 144 الى 148 سوره بقره:
«تغيير قبله براى امتحان مردم بود»
و اين چنين ما شما را امّت وسط و ميانه قرار داديم تا شما
گواه بر مردم باشيد و پيامبر بر احوال شما گواه باشد و ما قبلهاى
را كه تو به سوى آن مىايستادى براى تو قرار نداده بوديم، مگر
بخاطر آنكه بدانيم چه كسى از پيامبر تبعيّت مىكند و چه كسى
به عقب و سابقهاش برمىگردد، اگر چه اين دستور بر غير كسانى
كه خدا هدايتشان كرده سخت بود. و خدا ايمان شما را ضايع
نمىكند و خدا نسبت به مردم رأفت و مهربانى دارد. (144)
ما مىبينيم صورتت را كه به سوى آسمان برگرداندهاى. ما
هم تو را به طرف قبلهاى كه از آن خشنودى، بر مىگردانيم. پس
رويت را برگردان به طرف مسجدالحرام و شما هم در هر كجا كه
هستيد، رويتان را به طرف مسجدالحرام برگردانيد و قطعاً كسانى
كه به آنها كتاب داده شده، حتما مىدانند كه قطعاً همين حقّ
است از طرف پروردگارشان و خدا از آنچه مىكنيد غافل
نيست.(145)
و به خدا قسم، اگر براى آنهائى كه كتاب داده شده هر دليل و
نشانهاى بياورى، آنها از قبله تو تبعيّت نمىكنند و تو هم كه از
قبله آنها پيروى نمىكنى و هيچ يك از آنها از قبله ديگرى تبعيّت
نمىنمايند. و اگر تو پس از آنكه اين علم را پيدا كردى از هواى
نفس آنها پيروى كنى، تو آن وقت از ظالمين خواهى بود. (146)
كسانى كه به آنها كتاب دادهايم، او (رسول اكرم) را
مىشناسند آنچنان كه فرزندان خود را مىشناسند و قطعاً عدّهاى
از آنها حقّ را كتمان مىكنند و حال آنكه مىدانند. (147)
اين كلام حقّى است كه از طرف پروردگارت مىرسد و تو
به هيچ وجه از شككنندگان مباش. (148)
تدبر ما:
مؤنين بايد توجه داشته باشند در دين مبين اسلام آنچه مهم است تبعيت و
اطاعت است و نفس كارها مهم نيست، مثلاً روزه براى بعضى واجب است و همان
روزه بر بعضى حرام مىباشد پس مهم روزه گرفتن نيست بلكه مهم اطاعت نمودن
از امر خداى تعالى است كه بعضى به واسطه روزه گرفتن و بعضى به واسطه روزه
نگرفتن اطاعت امر مىكنند و به خداى تعالى نزديك مىشوند[1].
مومنين بايد از هر گونه افراط و تفريط مبراء باشند و هميشه حد وسط را
انتخاب نمايند و بدانند بهترين كارها آن كارى است كه از افراط و تفريط به دور
باشد[2].
مؤنين بايد توجه داشته باشند دين اسلام از هر گونه افراط و تفريط به دور
است و به همين جهت هيچ گاه از ما نخواسته كه به طور كلى دنيا را ترك كنيم بلكه
به پيروان خويش توصيه نموده كه دنيا و آخرت را با هم آباد نمايند[3].
مؤنين بايد عبادتهايشان را از روى فهم و تعبد انجام دهند نه از روى عادت
چرا كه اگر عبادتى را از روى عادت انجام دادند و روزىبنا به ترك آن شد ترك آن
عمل برايشان سخت است، مثلاً در اوائل اسلام زمانى كه قبله از بيت المقدس به
سوى كعبه تغيير جهت يافت مسلمانانى كه اهل تزكيه نفس و پاكى روح بودند به
خاطر روحيه اطاعت پذيرى كه داشتند از روى اطاعت به طرف كعبه نماز خواندند
و اين تغيير جهت قبله برايشان سخت نبود، اما كسانى كه از روى عادت به طرف
بيتالمقدس نماز مىخواندند، ترك عادت برايشان سخت بود و به رسولخدا صلی الله علیه و آله
ايراد مىگرفتند. در زمان ما هم بعضى افراد عبادتهايشان در اثر عادت است و لذا
زمانى كه نبايد انجام دهند باز انجام مىدهند چون عادت به عمل خاصى پيدا
كردهاند و قصد تقرب به خدا و اطاعت از خدا در آن عمل شان نيست به عنوان
مثال بعضى افراد با اينكه روزه برايشان ضرر دارد ديده مىشود كه روزه مىگيرند و
به اين كارشان هم افتخار مىكنند.
مؤنين بايد بدانند يكى از نشانههاى كسى كه خداى تعالى هدايتش كرده اين
است كه عبادت هايش روى فهم و اطاعت و تبعيت پذيرىاست.
مؤنين بايد بدانند اگر خداى تعالى اراده كند اولياء خدا ناظر بر اعمال و افكار
آنها هستند.
مؤنين بايد زيرك باشند و بدانند دنيا دار امتحان است و خداى تعالى دائماً
آنها را مورد امتحان قرار مىدهد تا معلوم گردد چه كسانىمطيع خدا هستند و نسبت
به اوليائش وفادار مىمانند و چه كسانى روحيه اطاعت پذيرى ندارند و در اثر
نافرمانى گمراه مىگردند.
مؤنين بايد بدانند هر چه در راه خدا پيشرفت كرده باشند، اگر در امتحانات
شان موفق بيرون نيايند و روحيه اطاعت پذيرى نداشته باشند دوباره به اعقاب
خويش باز خواهند گشت.
مؤنين بايد بدانند تنها كسانى مىتوانند در صراط مستقيم و ميانه رو باشند كه
به ائمه اطهار علیهم السلام اقتدا كرده باشند[4].
مؤنين بايد بدانند كه خداى تعالى به خاطر حكمتهايى كه در نظر گرفته و به
خاطر اتحاد و همبستگى به آنها دستور داده در هر كجاى دنيا كه باشند به طرف كعبه
نماز بخوانند و عبادت كنند لذا كسانى كه در مسجد الحرام باشند بايد به طرف كعبه
و كسانى كه در شهر مكهاند بايد به طرف مسجد الحرام و كسانى كه در اقصى نقاط
كره زمين باشند بايد به طرف شهر مكه و كسانى كه در كرات ديگر هستند بايد به
طرف كره زمين نماز بخوانند و مستحب است ديگر عبادتهايشان هم به طرف اين
مكان مقدس باشد[5].
مؤنين بايد توجه داشته باشند كه خداى تعالى امور را بر آنها سخت نگرفته به
عنوان مثال براى عبادتهايشان لازم نيست دقيقاً به سمت كعبه بايستند و همين
قدر كه به طرف حرم بايستند خدا از آنها به عنوان قبله قبول نموده است.
مؤنين بايد به مسأله ادب حضور بسيار اهميت بدهند مخصوصا در مقابل
خدا و اوليائش كمال ادب و احترام را داشته باشند. وجود نازنين پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله با
اينكه يهود ايشان را خيلى اذيت مىكردند و زخم زبان مىزدند كه اسلام از خود
قبله مستقلى ندارد و به طرف قبله ما نماز مىخواند اما ايشان يك كلمه در اين باره
به زبان نياورد و در روايات هست كه ايشان فقط به آسمان مىنگريستند و منتظر
وحى الهى در اين رابطه بودند كه اين ادب بسيار بالاى ايشان را در مقابل خداى
تعالى مىرساند.
مؤنين بايد توجه داشته باشند خداى تعالى از خواستهها و حوائج آنها مطلع
است و هر زمان كه مصلحت باشد حوائجشان را اجابت مىكند.
مؤنين بايد توجه داشته باشند بيتالمقدس از همان اول به عنوان قبله موقّت
بود و اين مسأله را پيامبران قبلى هم به امت هايشان خبر داده بودند و مخصوصاً
يهود و نصارى در كتاب آسمانىشان مشخصات پيامبر آخرالزمان را با عنوان «يصلى
الى القبلتين» مىشناختند، يعنى پيامبرى كه به سوى دو قبله نماز مىخواند.
مؤنين بايد بدانند كسانى كه معاند هستند به هيچ وجه هدايت نمىشوند،
حتى هر چه براى آنها دليل و منطق بياورند در صراط مستقيم نمىآيند و مؤنين
بدانند بعد از اينكه از طرف خدا و اوليائش براى آنها علم و تقوا آمده اگر بخواهند
مطابق با هواى نفس معاندان كارى انجام دهند خداى تعالى آنها را در زمره ظالمين
قرار خواهد داد و الطافش را از آنها بر مىدارد.
مؤنين بايد بدانند لجاجت كردن و داشتن تعصبات بىمورد باعث مىشود با
اينكه حقيقت را مىبينند اما ايمان نياورند، يهود و نصارىبا اينكه در كتاب آسمانى
خويش ديده بودند كه پيامبر آخر الزمان رو به دو قبله نماز مىخواند اما وقتى تغيير
قبله حاصل شد چون لجوج و عنود بودند شروع به شبهه افكنى ميان مسلمانها
نمودند و اين عملشان ناشى از روحيه لجاجت و تعصب بىجا داشتن نسبت به
نسب و مقام و دينشان بود، عقيده آنها بر اين بود كه اگر پيامبر آخر الزمان از نژاد ما
بود به او ايمان مىآوريم و اگر از يك نژاد ديگرى بود به او ايمان نمىآوريم. همين
طور هم شد آنها نه تنها به رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله ايمان نياوردند بلكه آزار و
اذيتهاى فراوانى به آن وجود شريف وارد كردند.
مؤنين بايد روحيه استقامت و پايدارى در دين خدا را در خود به وجود
بياورند و در مقابل تبليغات و هياهوهاى دشمنان استقامت كنند و از خود قاطعيت
نشان بدهند.
علماء و دانشمندان بايد بيشتر از هر كس ديگرى مواظب باشند تا از صراط
مستقيم خارج نشوند چرا كه خداى تعالى از آنها بيشتر از بقيه مردم انتظار و توقع
دارد و آنها اگر منحرف شدند اكثريت مردم به تبع آنها منحرف خواهند شد[6].
مؤنين بايد قاطعيت را در روح خود به وجود بياورند و به خصوص در هنگام
انجام كارهاى مهم با شك و شبهه وارد نشوند بلكه با قاطعيت و جديت كارها را
شروع و به اتمام برسانند و بدانند افراد شكّاك و وسواس هيچ وقت در هيچ كارى
موفق نخواهند شد.
[1] ـ مثلاً در ماه مبارك رمضان كسانى كه مريض باشند و يا مسافر و يا عذرهاى ديگرى كه استثناء قائل
شدهاند داشته باشند روزه بر آنها لازم نيست ولى بر بقيه لازم است و روزه گرفتن اصل نيست اصل اين است كه هر كس ببيند چه وظيفهاى دارد.
[2] ـ َ خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا اصول كافى جلد: 6 صفحه: 541.
[3] ـ رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِى الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ سوره بقره آيه: 201.
[4] ـ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ
فَقَالَ علیه السلام نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِىأَرْضِه بحارالأنوار جلد: 23 صفحه: 336.
[5] ـ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ الْكَعْبَةَ قِبْلَةً لِأَهْلِ الْمَسْجِدِ وَ جَعَلَ الْمَسْجِدَ قِبْلَةً لِأَهْلِ الْحَرَمِ وَ جَعَلَ الْحَرَمَ
قِبْلَةً لِأَهْلِ الدُّنْيَا منلايحضرهالفقيه جلد: 2 صفحه: 195.
[6] ـ اذا فسد العالِم فسد العالَم.