إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ
اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ
اللّهَ شاكِرٌ عَليمٌ «159».
ترجمه آيه 159 سوره بقره:
«كوه صفا و مروه»
قطعاً صفا و مروه از نشانههاى خدا است. كسى كه به حجّ
خانه خدا مىرود و يا عمرهاى انجام مىدهد، براى او عيبى ندارد
كه بر آنها طواف و بين آنها سعى كند و
كسى كه كار خير را با رغبت انجام دهد، پس قطعاً خدا شاكر
دانائى است. (159)
تدبر ما:
مؤنين بايد هميشه از شيطان و شيطان سيرتان فاصله بگيرند و بدانند علت
سعى ميان صفا و مروه آن است كه حضرت ابراهيم (على نبينا و آله و عليه السلام)
در اين مكان مقدس شيطان را مشاهده نمود و به سرعت از آنجا رفت تا با شيطان
همكلام و روبرو نشود[1] و همچنين ياد آور زحمات و كوششهاى حضرت هاجر
براى تهيه آب براى فرزندش است كه مىتوان گفت: «جوينده يابنده است». زيرا با
اينكه در آن سر زمين قطرهاى آب نبود اما چون خداى تعالى ديد حضرت هاجر
تمام تلاش خود براى يافتن آب كرد لذا چشمه زمزم را براى آنها به جوشش آورد كه
آن چشمه حتى تا همين الآن مايه بركت آن سر زمين شده است.
مؤنين بايد كارهاى خير و ثواب را از روى رغبت انجام دهند.
مؤنين بايد بدانند يكى از صفات بارز خداى تعالى شاكر بودن اوست لذا بايد
اين صفت خوب را از خداى مهربان ياد بگيرند و هميشه در قبال محبتهاى
ديگران شكر گذار باشند و از آنها تشكر و قدر دانى نمايند.
مؤنين بايد بدانند خداى تعالى به ياد دويدنهاى حضرت هاجر در بين صفا و
مروه اين سعى را واجب كرده تا به همه مردم مسلمان بفهماند رمز موفقيت و
رسيدن به مطلوب هايشان سعى و تلاش است.
خانمهاى مؤنه بايد از حضرت هاجر عليهاالسلام ياد بگيرند كه اگر زمانى همسرشان از
ناحيه خداى تعالى يا فرستادگانش مأموريتى پيدا كرد آنها نيز همسرشان را در
اجراى هر چه زودتر و بهتر آن مأموريت كمك نمايند نه اينكه همانند خانمهاى اهل
هواىنفس خودشان مانعى براى پيشرفت كارهاى همسرشان باشند. حضرت هاجر
با اينكه قرار بود در بيابانى بىآب و علف با فرزند شيرخوارش بماند اما از آنجا كه
امر خدا و ولى خدا بود با رغبت تمام قبول كرد و خداى تعالى هم ياد و نامش را تا
ابد با احترام در كتابش ياد نموده تا خوبان عالم از ايشان الگو بگيرند.
مؤنين بايد بدانند اعمالى كه انسان را به ياد خداى تعالى و آياتش مىاندازد
جزء شعائر الهى است و تنها كسانى مىتوانند شعائر الهى را تعظيم كنند و گرامى
بدارند كه تقواى درونى داشته باشند[2].
مؤنين بايد بدانند در راه خدا اگر لازم شد حتى از همسر و فرزند شير خوار
خويش هم بايد بگذرند به طورى كه گذاشتن حضرت هاجر و فرزند شيرخوارش
اسمائيل در آن بيابانى كه نه كسى آنجا بود و نه آب و گياه داشت به صورت طبيعى
يعنى از بين رفتن آن دو بزرگوار.
مؤنين بايد ياد بگيرند كه هيچ وقت از هيچ چيز نا اميد نشوند حتى اگر به
ذهنشان از محالات باشد، همچنين بايد بدانند كه اگر اراده خدا باشد هر غير
ممكنى ممكن خواهد شد.
مؤنين بايد بدانند كه اگر در صراط مستقيم و مطيع اوامر خداى تعالى باشند،
خداى مهربان هم از جائى كه تصورش را ندارند روزيشان را مىرساند و حوائجشان
را برآورده مىنمايد همان طور كه حضرت هاجر به هيچ وجه فكرش را هم نمىكرد
كه در آن سرزمين خشك چشمهاى بجوشد.
[1] ـ سَأَلْتُهُ فَقُلْتُ وَ لِمَ جُعِلَ السَّعْيُ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ قَالَ إِنَّ إِبْلِيسَ تَرَاءَى لِإِبْرَاهِيمَ على نبينا و آله و علیه السلام فِى الْوَادِى وَ سَعَى إِبْرَاهِيمُ مِنْهُ كَرَاهِيَةَ أَنْ يُكَلِّمَهُ وَ كَانَ مَنَازِلَ الشَّيَاطِينِ بحارالأنوار جلد: 96 صفحه: 237.
[2] ـ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ سوره حج، آيه: 32.